برگردان به زبان ساده
من بی صبر و دل کان شکل زیباهر زمان بینم
بلای جان شود هر دیدن و من همچنان بینم
هوش مصنوعی: من به شدت در انتظار زیبایی هستم و هر لحظه که او را میبینم، دلم به درد میآید. با این حال، همچنان به تماشای او ادامه میدهم.
سوار شوخ من در جلوه ناز و من حیران
گه آن پا و رکاب و گاهی آن دست و عنان بینم
هوش مصنوعی: سوار دلربای من به قد و قوارهی دلنشینش جلوهگری میکند و من در حیرت هستم که گاهی پا و رکابش را میبینم و گاهی دست و افسار او را.
نهاده بر کمان تیر از پی صید و من مسکین
چو محرومان به حسرت جانب تیر و کمان بینم
هوش مصنوعی: من همواره به دنبال شکار و رسیدن به هدف هستم اما مانند کسانی که در حسرت هستند، فقط میتوانم تیر و کمان را ببینم و حسرت بخورم.
پس از عمری ریاضت آنچه سالک را شود روشن
شد اکنون عمرها کز عارض خوبش عیان بینم
هوش مصنوعی: پس از سالها تلاش و سختی، اکنون برایم روشن شده است که چطور میتوانم زیباییهایی را که مدتها در زندگیام وجود داشته ببینم.
من بیدل که با خود حیف دارم همدمش دیدن
کجا تاب آورم کش هر زمان با این و آن بینم
هوش مصنوعی: من بیدل، از این که همیشه با خودم احساس تنهایی میکنم، ناراحتم. دیدن دیگران برایم سخت است، زیرا هر لحظه که با افراد مختلف روبهرو میشوم، حس ناامیدی و ناراحتی بیشتری پیدا میکنم.
به کویش آن همه عاشق که دیدم هر که را جویم
به جای او همین فرسوده مشتی استخوان بینم
هوش مصنوعی: در کوی معشوق، عاشقان زیادی را دیدهام که وقتی به جای او به دنبال کسی میروم، فقط تکههایی از استخوانهای خسته را میبینم.
کسان شبها به فکر عشرت و جامی درین سودا
که فردا چون کنم وان آفت جان را چه سان بینم
هوش مصنوعی: برخی افراد شبها در پی لذتجویی و نوشیدن هستند و هر روز به این فکر میکنند که فردا چه خواهند کرد، اما من نگران این هستم که چگونه باید با آن درد و رنجی که به جانم افتاده، روبهرو شوم.