برگردان به زبان ساده
چو نتوانم که بر خاک کف پایش جبین مالم
ز دورش بینم و روی تظلم بر زمین مالم
هوش مصنوعی: اگر نتوانم که در نزد او سجده کنم و پیشانیام را بر خاک پایش بگذارم، از دور فقط به تماشای او مینگرم و شکایت و دلتنگیام را بر زمین میمالم.
من و بوسیدن آن ساعد سیمین محال است این
گذارد کاشکی تا روی خود بر آستین مالم
هوش مصنوعی: من و بوسیدن آن بازوی نازک و زیبا غیرممکن است، ای کاش او میگذشت تا من صورتش را بر آستینم بمالم.
چو خواهم پای بوسم آن مگس را کز لبش خیزد
نشینم پیش روی او و بر لب انگبین مالم
هوش مصنوعی: وقتی بخواهم پای آن مگس را ببوسم که از لبش عسل میچکد، پیش روی او نشسته و با دقت بر روی لب او عسل میمالم.
دوای درد دل خواهم ازان خاک سم اسپش
به دیده گل کنم بر سینه اندوهگین مالم
هوش مصنوعی: میخواهم غم و درد دل خود را با خاک سم اسب او درمان کنم و این خاک را مانند گلی بر سینهی اندوهگین خود بگذارم.
مپیچ از من عنان ای عمر و چندانی امانم ده
که روی اندر رکاب آن سوار نازنین مالم
هوش مصنوعی: ای عمر، دست مچرخان و مرا ترک نکن، به من کمی فرصت بده تا بتوانم در کنار آن سوار عزیز و دلنشین باشم.
به صد حشمت سلیمان وار می راند نمی گوید
که مور خسته را تا چند زیر پای کین مالم
هوش مصنوعی: با شکوه و عظمت سلیمان، او را به آنجا میبرد که هیچ توجهی به مور خستهای که زیر پایش قرار دارد، نمیکند و نمیپرسد که تا چه مدت باید زیر پای او بماند.
سر من زین پس و خاک در پیر مغان جامی
چه رخ بر آستان زاهد خلوت نشین مالم
هوش مصنوعی: سرم همیشه در آستانه پیر مغان است و در حالی که بر خاک سر میگذارم، میخواهم یادآور شوم که در جلوی زاهدها که در تنهایی خود به سر میبرند، جا و مقامی ندارم.