برگردان به زبان ساده
شبها که داغ فرقت آن ماه می کشم
تا روز ناله می کنم و آه می کشم
هوش مصنوعی: در شبها که به یاد آن چهره زیبا دلتنگی میکشم، تا صبح با ناله و آه به این درد ادامه میدهم.
زان مه نمی کنم گله کین محنت و بلا
از بخت تیره و دل گمراه می کشم
هوش مصنوعی: از آن معشوق هیچگونه شکایتی ندارم، چون این رنجها و مصیبتها از سرنوشت بد و دل بیهدف من است که متحمل میشوم.
شبهای خویش را که ز زلفش سیاه شد
از رویش انتظار سحرگاه می کشم
هوش مصنوعی: در شبهایی که موهایش مانند شب تاریک شدهاند، من از رویش در انتظار dawn (سپیده دم) هستم.
تا تاج شد به فرق سرم گرد دامنش
دامن ز تخت و منزلت و جاه می کشم
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق او، مانند تاجی بر سرم، به سراغ او میروم و از جایگاه و مقام خود میکاهم.
جان می برم به تحفه گدایان دوست را
نقد حقیر در نظر شاه می کشم
هوش مصنوعی: من جانم را برای هدیهای به دوستان تقدیم میکنم، اما در نظر دارم که ارزش کوچک و ناچیز خود را در پیشگاه شاه بگذارم.
از عاشقی نصیب من این شد که روز و شب
جور رقیب و طعنه بدخواه می کشم
هوش مصنوعی: به خاطر عشق، من باید روز و شب دردسرها و طعنههای رقیبان و دشمنان را تحمل کنم.
جامی چو کاه شد تنم از ضعف و من هنوز
کوه غمش به قوت این کاه می کشم
هوش مصنوعی: بدن من به خاطر ضعف و ناتوانی همچون کاه شده است، اما هنوز هم بار غم او را همچون کوهی سنگین بر دوش میکشم.