برگردان به زبان ساده
نام آن ماه ندانم ز که نامش پرسم
در دلم ساخت مقام از که مقامش پرسم
هوش مصنوعی: نمیدانم این ماه که در دل دارم، نامش چیست و اگر بخواهم از کسی بپرسم، از چه کسی سوال کنم؟ چون قلبم به خاطر او جایگاهی ویژه یافته، نمیدانم از چه کسی باید دربارهی مقامش بپرسم.
صد سخن بر سر راهش کنم اندیشه ولی
چون رسد هیچ ندانم ز کدامش پرسم
هوش مصنوعی: با خودم بارها درباره او فکر میکنم و افکار زیادی در سر دارم، اما زمانی که به او میرسم، نمیدانم از کجا شروع کنم و چه چیزی بپرسم.
از گلم ساز یکی مرغ خدا را که پرم
سوی مرغان و ره گوشه بامش پرسم
هوش مصنوعی: از گلی برای خدا پرندهای بسازم تا پرش را به سوی دیگر پرندگان بفرستم و از او بخواهم که راهی را به من نشان دهد تا به گوشه بام بروم.
می برد پرسش و پیغام منش پیک صبا
ای خوش آن روز که بی پیک و پیامش پرسم
هوش مصنوعی: در روزی خوش، که بدون پیام و پیامآور، بتوانم از احوال محبوبم بپرسم و از او خبر بگیرم.
هرگز آن سرو به سویم نخرامید به لطف
روم از سرو چمن لطف خرامش پرسم
هوش مصنوعی: هرگز آن سرو زیبا به سمتم نرفت؛ اما به واسطهی مهر و محبت، از اوضاع چمن میپرسم که چطور است و آیا هم آن سرو به نرمش و زیباییاش ادامه میدهد یا نه.
ره بدان دانه خال ار نبرم کاش دهد
دست کز حال دل مانده به دامش پرسم
هوش مصنوعی: اگر نتوانم دانه خال را از راه ببرم، کاش که دستی از او بخواهد تا از حال دلم که در دامش مانده باخبر شوم.
کند آغاز سخن زان لب میگون جامی
من مخمور چو وصف می و جامش پرسم
هوش مصنوعی: صحبت را از آن لبان خوش رنگ آغاز میکنم و چون لیوانم پر از شراب است، سوالاتی درباره شراب و لیوانش میپرسم.