برگردان به زبان ساده
من ای ساقی نه آنم کز می گلرنگ بگریزم
می گلرنگ ده کز عقل پرنیرنگ بگریزم
هوش مصنوعی: من ساقی، آن کسی نیستم که از شراب رنگین فرار کنم، بلکه باید شراب رنگین بدهی تا از دسیسههای عقل و نقشههای فریبندهی آن دور شوم.
ز شهرستان هستی رو به کنج نیستی آرم
به صحرای فراخ از گوشه های تنگ بگریزم
هوش مصنوعی: از شهری که در آن زندگی میکنم، به کنجی از عدم پناه میبرم و از گوشههای تنگ و محدود فرار میکنم تا به دشت وسیع و آزاد برسم.
چنان از خودپرستان وحشتی دارم که گر بینم
ز یک فرسنگشان خواهم به صد فرسنگ بگریزم
هوش مصنوعی: من از خودپسندان به شدت وحشت دارم، به حدی که اگر از یک فرسنگی آنها را ببینم، با کمال میل به سوی دورتر از صد فرسنگ فرار میکنم.
تو خواهی لطف خواهی قهر کن جانا نه آنم من
که باشم با تو وقت آشتی وز جنگ بگریزم
هوش مصنوعی: عزیزم، تو هر طور که بخواهی میتوانی با من رفتار کنی؛ اما من آن کسی نیستم که با تو در زمان صلح باشد و از جنگ دوری کنم.
سگ این کویم اما بهر تو نی بهر خود حاشا
که بهر لقمه آیم بر درت وز سنگ بگریزم
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که من همچون سگی در خدمت تو هستم، اما نه به خاطر خودم، بلکه به خاطر تو. هرگز تصور نکن که برای یک لقمه نان به در خانهات بیایم و از دشواریها بگریزم.
چنان در پرده دل انس شد با نغمه دردم
که خواهم از صدای عود و صوت چنگ بگریزم
هوش مصنوعی: دل و جانم چنان به آهنگ درد و غم آغشته شد که از صدای عود و نغمه چنگ میخواهم دور شوم.
به راه آن سوارم پای دل چون لنگ شد جامی
چه سان از خم فتراکش به پای لنگ بگریزم
هوش مصنوعی: من در مسیر عشق و آن سوار دلبر قرار گرفتهام، اما زمانی که پایم به علت عشق آسیب ببیند، چگونه میتوانم از چنگ ستم و درد رهایی یابم؟