برگردان به زبان ساده
وقت آن شد که ره دیر مغان برگیرم
سبحه از کف بنهم رطل گران برگیرم
هوش مصنوعی: زمان آن رسیده که مسیر دیر مغان را ترک کنم و تسبیح را از دست بردارم و بار سنگین را به دوش بگیرم.
می رود عمر گرانمایه بکوشم یک چند
مایه دولت ازین گنج روان برگیرم
هوش مصنوعی: عمر گرانبها به سرعت میگذرد و من تلاش میکنم تا از این گنجینه زندگی، کمی از خوشبختی و ثروت را به دست آورم.
رسم هستی که حجاب است میان من و دوست
به مددگاری ساقی ز میان برگیرم
هوش مصنوعی: زندگی به گونهای است که مانع ارتباط من و دوست میشود، اما با کمک یک نوشیدنیدهنده، قصد دارم این مانع را از میان بردارم.
هر چه اطلاق توان کرد بر آن اسم وجود
دست ازان بازکشم خاطر ازان برگیرم
هوش مصنوعی: هر چیزی را که میتوان بر آن نام وجود گذاشت، از آن دور میشوم و ذهنم را از آن جدا میکنم.
هیچ ناگفته به مهر تو شدم شهره شهر
آه اگر مهر خموشی ز زبان برگیرم
هوش مصنوعی: هیچ چیزی از عشق تو را نمیتوانم بیان کنم و به همین خاطر در شهر مشهور شدم. اما ای کاش میتوانستم خاموشیام را از زبانم بردارم.
می خورم خون دل از جام غم آن روز مباد
که من این ساغر عشرت ز دهان برگیرم
هوش مصنوعی: من از دلتنگی و درد، کام میگیرم و تا روزی که مجبور شوم این لذت را ترک کنم، نوشیدن از جام غم را ادامه میدهم.
جامی از جمله جهان دل ببرد شاهد عشق
گر نقابش به سرانگشت بیان برگیرم
هوش مصنوعی: اگر پردهی چهرهی معشوق را کنار بزنم، جامی که از دل و دنیا سرشار است، به من خواهد رسید.