برگردان به زبان ساده
منزل نکرده دل هنوز اندر حریم سینه ام
عشق تو در دل داشت جا من عاشق دیرینه ام
هوش مصنوعی: دل هنوز در جایی آرام نگرفته و در سینهام عشق تو جا دارد. من عاشق قدیمی هستم.
از دل خراش افغان من تیغت به خونم تیز شد
تیغ تو را سوهان بود گویی خراش سینه ام
هوش مصنوعی: از دل دردناک من، تیغ تو به خون من تیز شد، انگار که تیغ تو با خراشهای سینهام همخوانی داشت و به نوعی صیقل خورده بود.
من دانه چین مرغی نیم کایم به دام کس فرو
سیل بلا و تخم غم بس باشد آب و چینه ام
هوش مصنوعی: من یک پرندهای هستم که دانه میچینم، اما در دام دیگران افتادهام. طوفان مشکلات و غمها به اندازه کافی برای من وجود دارد و احساس میکنم در سختی و ناراحتی هستم.
وقت خطیب شهر ما خوش کو به رغم محتسب
یکسر برد تا پای خم از مسجد آدینه ام
هوش مصنوعی: خطیب شهر ما در زمان خاصی به طور دلنشین و جذاب صحبت کرد، به طوری که حتی با وجود مخالفت ناظر دینی، همه به سخنان او توجه کردند و از مسجد به سمت میخانه و شادی رفتند.
از بس که جرعه بر سرم ریزند مستان لبت
هست از پلاس میکده آلوده تر پشمینه ام
هوش مصنوعی: مستان آنقدر شراب بر من میریزند که لبهایم از میخانه آلودهتر است و حالا من هم به این وضعیت دچار شدم.
در گریه عمر آمد به سر وز شوق لعلت سینه پر
صد گنج گوهر ریختم خالی نشد گنجینه ام
هوش مصنوعی: در مدت عمرم به خاطر گریه و اشتیاق به زیباییات، سینهام را با گنجهای ارزشمندی پر کردم و هرگز خالی نشد.
جامی نبیند چشم جان جز عکس ساقی ازل
تا داد پیر میفروش از جام می آیینه ام
هوش مصنوعی: چشم جان فقط تصویر ساقی ابدی را میبیند و تا زمانی که پیر میفروش از جام می بدهد، من هم مثل آینهام.