برگردان به زبان ساده
نیستم چون یار ترکیگو ولی تا زندهام
چشم ترک و لعل ترکیگوی او را بندهام
هوش مصنوعی: من به اندازهی یار ترکیگو نیستم، اما تا زندهام، به چشمان او و زیبایی کلامش وابستهام.
ریزم از شیرینزبانی در سخن شکر ولی
پیش آن لب از زبان خویشتن شرمندهام
هوش مصنوعی: من با کلام شیرین و دلنشین میگویم اما به خاطر زیبایی آن لبها از گفتار خود خجالتزدهام.
نیست این شکل هلالی زخم ناخن بر تنم
نقش نعل توسنش بر سینه خود کندهام
هوش مصنوعی: این شکل هلالی که بر بدنم نمایان است، نشانهای از زخم ناخن نیست، بلکه خودم با سینهام اثر نعل اسب تو را حکاکی کردهام.
خلقی افکنده سپر از سهم تیر او و من
تا نگردد مانع تیرش سپرافکندهام
هوش مصنوعی: افرادی به خاطر تیر او سپر بر زمین گذاشتهاند و من هم تا زمانی که تیرش مانع نگیرد، سپرم را بر زمین گذاشتهام.
آتش شوقم ز آب دیده افزون میشود
وه که میآید چو ابر از گریه خود خندهام
هوش مصنوعی: شوق من مانند آتش است که با اشکهایم بیشتر شعلهور میشود و در عین حال، وقتی گریه میکنم، انگار از ابرها خنده برمیآید.
گر دهد دستم که یابم دولت پابوس او
باشد این معنی دلیل دولت پایندهام
هوش مصنوعی: اگر دست مرا بگیرد تا به درگاه او برسم، این خود نشانهای است از برکت و نعمت دائمی من.
یار اگر بگسست جامی کسوت فقرم حرام
گر بود یک بخیه بیپیوند او بر ژندهام
هوش مصنوعی: اگر محبوبم مرا ترک کند، هیچکس حق ندارد که لباس فقر و نیاز را بر تن من بپوشاند. حتی اگر یک بخیه کوچک هم که به او مربوط باشد بر لباس پارهام بزنند، برایم قابل قبول نیست.