برگردان به زبان ساده
هستم ز جان غلامت اما گریز پایم
صد بارم ار فروشی بگریزم و بیایم
هوش مصنوعی: من از جان خود به تو وفادارم، اما دست من از تو کوتاه است. حتی اگر صد بار هم بخواهم خود را به تو بفروشم، باز هم نمیتوانم به تو نزدیک شوم و فرار میکنم.
گاهم رقیب خوانی گاهی سگ در خود
آن نام را نخواهم وین لطف را نشایم
هوش مصنوعی: گاهی تو را حریف میخوانم و گاهی خود را از او دور میکنم. به هر حال، به آن نام نیازی ندارم و نمیتوانم این محبت را نادیده بگیرم.
دل را صبوری از تو یک لحظه نیست ممکن
صد بارش آزمودم دیگر چه آزمایم
هوش مصنوعی: دل من حتی یک لحظه هم نمیتواند صبر کند. بارها این را امتحان کردهام، دیگر چه چیز را آزمایش کنم؟
بست از تف دلم زنگ آیینه وار گردون
اکنون ز صیقل آه آن زنگ می زدایم
هوش مصنوعی: از حسرت و غم عمیق دلم، دل آسمان مانند آینهای زنگ زده شده است. اما حالا با شدت و اشتیاق خود، آن زنگار را با ناله و آهی که میکشم، پاک میکنم.
هرگه به قصد قتلم تیر جفا گشایی
بهر بقای عمرت دست دعا گشایم
هوش مصنوعی: هر بار که برای کشتن من تیر بیرحمی را به کار میگیری، من برای حفظ زندگیات دست به دعا برمیدارم.
هر چند با سگانت خوش نیست خودنمایی
خود را ز خیل ایشان هر لحظه می نمایم
هوش مصنوعی: با اینکه خوب نیستم و نمیخواهم با دیگران خود را نشان دهم، اما هر لحظه به نوعی خودم را در میان آنها نمایان میکنم.
هر دم مگو که جامی تا کی سخن گزاری
از شوق توست جانا کین نغمه می سرایم
هوش مصنوعی: هر لحظه از خودت بگو که این جام تا چه زمانی پر است. من به خاطر عشق تو این شعر را میسرایم، ای محبوب.