برگردان به زبان ساده
نوید آمدنت می دهند هر روزم
تو فارغی و من از انتظار می سوزم
هوش مصنوعی: هر روز به من خبر میدهند که تو خواهی آمد، اما تو در آرامش و بیخیالی هستی و من در دل انتظار تو در حال سوختن هستم.
چراغ عیش من از تندباد هجر تو مرد
بیا بیا که ز شمع رخت برافروزم
هوش مصنوعی: چراغ شادی من به خاطر دوری تو خاموش شده است. بیا که با چهره زیبایت دوباره روشنی و زندگی را به من برگردانی.
به سوزن مژه زان رشته می کشم از اشک
که دیده روز ملاقات در رخت دوزم
هوش مصنوعی: من از اشکهام با سوزن مژه، رشتهای میسازم تا در روز ملاقات با تو، زیباییهای چهرهات را به خاطر بسپارم.
شبم ز وصل تو چون روز اگر نخواهد شد
ز هجر تو نشود کاشکی چو شب روزم
هوش مصنوعی: اگر شب من از وصالت مانند روز روشن نیست، اما هجران تو هیچگاه به شب تبدیل نخواهد شد. ای کاش، روز من هم مانند شب باشد.
چو بر سعادت وصلت نمی شوم فیروز
چه سود طالع مسعود و بخت فیروزم
هوش مصنوعی: اگر نتوانم به خوشبختی وصل شوم، دیگر چه فایدهای دارد که بخت و طالع من خوب و خوشی است؟
هجوم عشق تو مجنون صفت خلاصی داد
ز عقل مصلحت آموز دانش اندوزم
هوش مصنوعی: عشق تو به قدری قوی و تاثیرگذار است که مرا از عقل و تدبیرهایی که باید داشته باشم، رهایی بخشید. همین عشق باعث شده است که از یادگیری و جستجوی دانشهای مختلف دور شوم.
مگو که نظم تو جامی لطافتی دارد
که من ادای سخن از لب تو آموزم
هوش مصنوعی: نگو که شعر تو به اندازهای لطیف است که من از تو میآموزم چگونه باید سخن بگویم.