برگردان به زبان ساده
ای دل ز دست برده به مشکین خط خودم
یکبار یاد کن به دو انگشت کاغذم
هوش مصنوعی: ای دل، به خاطر بیاور که من چگونه با خط زیبا و سیاه خود، احساسم را بیان کردهام. یک بار به یاد آن لحظه بیفت که با دو انگشت، کاغذم را لمس کردهام.
جمعیت من از تو مثنی شود اگر
روزی کنی عزیز به یک لفظ مفردم
هوش مصنوعی: اگر روزی تو را عزیز بشمارند، جمعیت من به خاطر تو دو برابر خواهد شد، حتی اگر با یک کلمه ساده هم بگویم.
گردم به سر چو خامه جهان را ز دست تو
گر خط دلکش تو نسازد مقیدم
هوش مصنوعی: اگرچه در دنیا به دور سرم میچرخد، اما چون دست تو به قدر یک قلم زیبا نیست، نمیتوانم خود را از آن رها کنم.
تشدیدوار اگر چه نهی اره ام به فرق
یابی در اتحاد چو حرف مشددم
هوش مصنوعی: اگرچه در ظاهر متفاوت هستم و میتوان به راحتی من را از هم تشخیص داد، اما در عمق و اتحاد، شبیه به یکدیگر میباشیم مانند حرفهای با شکل مشابه.
شستم کتاب عشق به تدبیر عقل و باز
خط تو می برد به سر درس ابجدم
هوش مصنوعی: من کتاب عشق را با عقل و تدبیر خود شستم، اما باز هم خط تو مرا به سمت درس مادر بزرگم می برد.
دل از ره خیال زند نقب اگر چه بخت
دیوار کرد سوی تو راه شد آمدم
هوش مصنوعی: دل با خیال تو به جستجوی راهی میرود، هرچند که بخت مثل دیواری مانع شده باشد. اما به هر حال، راهم را به سوی تو پیدا کردم و آمدم.
جامی به عیش کوش که این شیوه قدیم
تجدید یافت از سخنان مجددم
هوش مصنوعی: بیشتر از زندگی و لذت بردن تلاش کن، زیرا این شیوه قدیمی دوباره از حرفهای معلمان و بزرگترها زنده شده است.