برگردان به زبان ساده
هر خون که خورد بی تو دل از ساغر فراق
بگشاد از رگ مژه ام نشتر فراق
هوش مصنوعی: هر بار که از دوری تو غمگین میشوم، دلم مانند ساغر پر از اندوه باز میشود و اشکم به خاطر این جدایی میریزد.
بر چون خوریم از تو که تخم امید وصل
در کشتزار ما ندهد جز بر فراق
هوش مصنوعی: ما از تو میخوریم و امیدی به وصال نداریم، زیرا تنها جدایی را در دلمان کشت میکند.
در باغ عشق سروی اگر هست و سوسنی
آن ناوک بلا بود این خنجر فراق
هوش مصنوعی: در باغ عشق اگر سروی و سوسنی وجود دارد، این تیر مصیبت و جدایی همانند خنجری عمیق و دردناک است.
لاغر تنم به مسند وصل تو چون رسد
این رشته هست دوخته در بستر فراق
هوش مصنوعی: بدن لاغرم وقتی به وصال تو میرسد، مانند رشتهای است که در بستر جدایی دوخته شده است.
برخاست ز آب دیده ما هر طرف حباب
زد خیمه در نواحی ما لشکر فراق
هوش مصنوعی: از چشمهای ما هر سو حبابی بلند شد، گویی که در اطراف ما، لشکری از فراق و جدایی برپاست.
هر دم مده به وعده فریبم که فارغ است
از نعمت وصال بلاپرور فراق
هوش مصنوعی: هر لحظه با وعدهات مرا فریب نده، چون آنچه از وصال میگویی، در حقیقت تنها درد جدایی است که وجود دارد.
جامی ز دوست نامه وصل آرزو مکن
این بس که هست نام تو در دفتر فراق
هوش مصنوعی: از دوست خود انتظار نداشته باش که نامهای دربارهی وصل و دیدار بفرستد؛ چرا که همین که نام تو در دفتر جدایی ثبت شده، کافیست.