برگردان به زبان ساده
ای کرده بر هلاک من از اهل عشق نص
جان در تنم ز شوق تو کالطیر فی القفص
هوش مصنوعی: ای عشق، تو که باعث هلاکت من شدهای، در وجودم شوق تو مانند پرندهای trapped در قفس است.
بس دلکش است قصه خوبان و زان میان
تو یوسفی و قصه تو احسن القصص
هوش مصنوعی: داستان خوبان بسیار جذاب و دلربا است و در میان آنها، تو مانند یوسف هستی و داستان تو، بهترین داستانهاست.
گر صاحب فصوص بدیدی لب تو را
در حکمت مسیح نوشتی هزار فص
هوش مصنوعی: اگر کسی به مقام معنوی و درک عمیق برسد، مانند مسیح، میتواند از لبان تو هزار سخن حکمتآمیز بیان کند.
بی نسبت است بحث مساوات با سگت
کس نیست بر در تو ازو مطلقا اخص
هوش مصنوعی: بحث درباره برابری با سگی که در مقابل در تو است، بیمورد است؛ چرا که هیچکس نمیتواند او را از تو کمتر بداند.
گفتی چو عزم رخصت پابوس کردمت
یا صاحب العزیمة ایاک والرخص
هوش مصنوعی: گفتی وقتی که برای خداحافظی آمدم، ای صاحب اراده و عزم، از کوتاهی و سهلانگاری دوری کن.
کم جام غصه ای که ز لعلت نمی خورم
قد مت کم تجر عنی هذه الفصص
هوش مصنوعی: یک جام کوچک از اندوه را که به خاطر زیباییات نمینوشم، قدت کم است، چه شده است که این مسائل مرا دور میکنند؟
تیغ تو بهر قتل کسان نص قاطع است
جامی چگونه سر کشد از مقتضای نص
هوش مصنوعی: تیغ تو برای کشتن مردم حکم قطعی دارد، چگونه ممکن است جامی از چیزی که لازم است سر باز زند؟