برگردان به زبان ساده
دلا ملازم رندان دردکش می باش
به هر چه می رسد از صاف و درد خوش می باش
هوش مصنوعی: ای دل، با رندان زحمتکش دوست باش و از هر چیزی که نصیبت میشود، چه خوب و چه بد، راضی و شاد باش.
مکن تعلق خاطر به نقش صفحه دهر
جریده وار همی زی و ساده وش می باش
هوش مصنوعی: بر خود نپسند که به تصویر زندگی وابسته باشی؛ چرا که زندگی مانند یک ورق کاغذ است و تو باید به سادگی و بیپیرایه زندگی کنی.
خراب ساده عذاران کج کلاهم من
رو ای ادیب تو دربند ریش و فش می باش
هوش مصنوعی: من به سادگی و بیپیرایه بودن عاشقانهها توجه دارم، ای شاعر! تو هم درگیر ظاهرسازی و ریشوپشهای خود هستی.
دو کون در نظر من یکی شد ای خواجه
تو در شمار سه و چار و پنج و شش می باش
هوش مصنوعی: در نظر من دو جهان با هم یکی شدند، ای آقا! تو در میان اعداد سه، چهار، پنج و شش به حساب میآیی.
چه غم ز منقصت صورت اهل معنی را
چو جان ز روم بود گو تن از حبش می باش
هوش مصنوعی: غمها و نواقص ظاهری اهل معنویت را نباید به دل گرفت، چرا که اگر روح انسان از شرف و مقام والای روحانی برخوردار باشد، حتی اگر جسم او از جایی دور و ناچیز باشد، نباید نگران شد.
منم ز جام می ای شیخ غرق بحر حیات
تو مانده خشک زبان بر لب از عطش می باش
هوش مصنوعی: من، شیخ، در دریای زندگی غرق شدهام و زبانم از عطش خشک مانده است، در حالی که از جام می تو سیراب میشوم.
خلاصی از خود و از خلق بایدت جامی
ز جام پیر خرابات جرعه کش می باش
هوش مصنوعی: برای رهایی از خود و دیگران، باید از چشیدن جرعهای از می پیر خرابات لذت ببری.