برگردان به زبان ساده
رفت عقل و صبر و هوش ای دل مکن از ناله بس
کاروان چون شد روان شرط است فریاد جرس
هوش مصنوعی: عقل و صبر و دانایی از بین رفته است، ای دل. ناله و گریه کاروان که در حال حرکت است، طبیعی به نظر میرسد. هنگامی که کاروان در راه است، فریاد جرس ضروری است.
تا بود جان در تن از وی عارض و خالت مپوش
چون زید بی آب و دانه مرغ مسکین در قفس
هوش مصنوعی: تا زمانی که جان در تن وجود دارد، از او هیچ چیز پنهان نکن. مانند پرندهای که در قفس اسیر است و بدون آب و دانه، زرد و ناتوان شده است.
از دلم شوق تو خیزد وز دلت مهر رقیب
آری از گل گل دمد وز سنگ خارا خار و خس
هوش مصنوعی: آشفتگی و اشتیاق من به تو از دل من برمیخیزد، و از دل تو عشق به رقیب وجود دارد. همچنین از گل، عطر و لطافت به مشام میرسد و از سنگ سخت، خار و خسی پیدا میشود.
یک نفس خواهم برآرم بی تو لیکن چون کنم
تو مرا جانی و بی جان بر نمی آید نفس
هوش مصنوعی: میخواهم یک لحظه بدون تو نفس بکشم، اما چگونه ممکن است؟ تو که جان منی، بدون تو نمیتوانم نفس بکشم.
چون تنم گر بودی اندر ضعف تار عنکبوت
از همش بگسیختی باد پر و بال مگس
هوش مصنوعی: اگر بدنم ضعیف بود، مانند تار عنکبوت، باد میتوانست آن را از هم بگسلد و مانند پر و بال مگس، آسان از بین برود.
گر به تو فریاد من از ضعف نتواند رسید
ای همه فریادم از تو تو به فریادم برس
هوش مصنوعی: اگر صدای من به خاطر ضعف نتواند به تو برسد، که تو منبع تمام فریادهایم هستی، پس خودت به کمک من بیا.
بر درش حرفی نوشتم بر کمال شوق دال
گر بود در خانه کس جامی همین یک حرف بس
هوش مصنوعی: در برابر در خانهاش با شوق و اشتیاق چیزی نوشتم. اگر در آن خانه کسی باشد و تنها یک جام داشته باشد، همین یک جمله کافی است.