برگردان به زبان ساده
گرچه طفلی و هنوزت شکر آلوده شیر
دل صد پیر و جوان هست به عشق تو اسیر
هوش مصنوعی: هرچند که هنوز کودک هستی و شیرینیات کمتر شده، اما بسیاری در عشق تو، چه پیر و چه جوان، اسیر محبتات هستند.
هدف تیر خودم ساز که باری به طفیل
به من افتد نظرت چون نگری از پی تیر
هوش مصنوعی: هدف من تیر خود را نشانه بگیر که شاید با لطف تو به من نظر کنی وقتی که تیر را دنبال میکنی.
رهزن اهل طریقت شدی ای تازه جوان
وای ما گرنه مددگار بود همت پیر
هوش مصنوعی: ای جوان تازهنفس، تو مثل گمشدهای در مسیر راه رفتن به حقیقت شدهای. اگر کمی همت و تلاش پیران را داشته باشی، ما را یاری میکنی و از این وضعیت نجات خواهی یافت.
گر کنم بر سر کوی تو ز خارا بستر
زیر پهلوی من آن نرم تر آید ز حریر
هوش مصنوعی: اگر در کنار کوی تو، تنم را بر بستر سختی بگذارم، آن حس به مراتب نرمتر و راحتتر از حریر خواهد بود.
جذبه عشق توام طور خرد بر هم زد
گر کنم بی خودیی بر من دیوانه مگیر
هوش مصنوعی: عشق تو چنان قدرتی دارد که عقل و خرد مرا تحت تأثیر قرار داده است. اگر لحظهای بسپارم به دیوانگی، تو مرا بازخواست نکن.
چند گریم ز غمت آه کزین رشحه درد
نتوان نقش جفا شستنت از لوح ضمیر
هوش مصنوعی: چند بار به خاطر غمت گریه کنم، در حالی که این درد به قدری عمیق است که نمیتوانم آثار زخمهای تو را از ذهن خود پاک کنم.
جامی آمد به سر کوی تو جان بر کف دست
گرچه این تحفه بود پیش سگان تو حقیر
هوش مصنوعی: یک جامی به سر کوی تو آمده است که جانش را بر کف دستش گرفته است. اگرچه این هدیه پیش سگان تو کمارزش است.