برگردان به زبان ساده
حلقه زر تا به گوشت جای کرد ای سیمبر
قامتم چون حلقه شد زین رشک و رخسارم چو زر
هوش مصنوعی: حلقهی طلا در گوشم جای گرفته است و ای کسی که به زیبایی من مینازی، قامت من به خاطر حسادت و زیباییم مانند حلقه شده و چهرهام مانند طلاست.
بست زرین حلقه ات راه خلاص از هر طرف
بر دل من چون برد مسکین از آنجا ره بدر
هوش مصنوعی: حلقه طلایی تو چون راهی است که من را از هر سو آزاد میکند، همانطور که یک مسکین از آن جا راهی برای رهایی ندارد.
آن چنان از حلقه نبود گوش تو هرگز تهی
از خیالش نیست خالی چشم ارباب نظر
هوش مصنوعی: هرگز گوش تو از فکر او خالی نیست و چشم کسانی که درک عمیقی دارند، همیشه به یاد اوست.
زر گرفت از پختگی پیش بناگوش تو گوش
سیم گو خامی مکن زین بیش و لاف از حد مبر
هوش مصنوعی: به دلیل تجربیات و رشد شخصیات، تو ارزش بیشتری پیدا کردهای. اکنون زمان آن رسیده که بیشتر از این ادعای نادانی نکنی و از حد خود فراتر نروی.
تا تو را زر دیده ام از حلقه بر بالای سیم
سیم بر بالای زر ریزم مدام از چشم تر
هوش مصنوعی: از زمانی که تو را با طلا دیدهام، از حلقهام که بر بالای نقره قرار دارد، مدام اشکهای تر را بر روی طلا میریزم.
داغ بر ران سگان از حلقه باشد رسم و تو
می نهی از حلقه های خویش داغم بر جگر
هوش مصنوعی: داغ بر ران سگها نشانهای است که به دور خود دارند و تو به من آسیب رساندهای در دل و جانم به خاطر حلقههای خودت.
نظم جامی را به وصف حلقه خود گوش کن
گرچه نبود در خور آن حلقه زر این گهر
هوش مصنوعی: به دقت به نظم و شعر جامی گوش بده، حتی اگر آن شعر به آن اندازه باارزش و باکیفیت نباشد که در خور حلقه زرین باشد، اما هنوز هم دارای ارزش و زیبایی است.