برگردان به زبان ساده
هیچ نقلم به دهان چون دهنت نیست لذیذ
میوه ای پیش لبم چون ذقنت نیست لذیذ
هوش مصنوعی: هیچ چیز به شیرینی و خوشمزگی لبهای تو نیست و هیچ میوهای به اندازه لذتبخش بودن ذقن تو برایم خوشمزه نیست.
نطق طوطی که به شکرشکنی مشهور است
با وجود لب شکر شکنت نیست لذیذ
هوش مصنوعی: اگر چه طوطی برای گفتن کلمات شیرین و لذتبخش مشهور است، اما وقتی در حرفهایش تلخی و شکایت باشد، دیگر هیچ لذتی ندارد.
می گزی لب عوض نقل به مستی آری
هیچ نقلی چو لب خویشتنت نیست لذیذ
هوش مصنوعی: با بوسیدن لب معشوق، لذت و شوقی را تجربه میکنی که هیچ نقل و داستانی نمیتواند آن را جبران کند. هیچ چیز دیگر به شیرینی و جذابیت لب خودت و او نیست.
یوسف عهد تویی ای گل و یعقوب منم
جز مرا رایحه پیرهنت نیست لذیذ
هوش مصنوعی: ای گل، تو یوسف منی و من یعقوب تو هستم. جز عطر پیراهن تو، چیزی برای من لذیذ نیست.
خانه از آینه شد بر تو گلستان زان رو
گشتن باغ و طواف چمنت نیست لذیذ
هوش مصنوعی: خانهات به زیبایی آینه شده و مانند گلستانی زیباست؛ از این رو، پرسهزنی در باغ و دشت تو دیگر لذتی ندارد.
سرفرو کرده چو غنچه به گریبان خودی
زان شمیم گل و بوی سمنت نیست لذیذ
هوش مصنوعی: آدمی که به خود و وجود خودش افتخار نمیکند و سرش را پایین انداخته، به خاطر عطر و زیبایی گلها و خوشبوییهای اطرافش، احساس رضایت و لذت نمیکند.
شور عشق است نمک خوان سخن جامی را
نمک افزای که طعم سخنت نیست لذیذ
هوش مصنوعی: عشق در اینجا مانند چاشنی است که بر روی سفرهٔ سخن قرار دارد. اگر سخن تو طعم دلچسب و خوشمزهای نداشته باشد، این شور عشق میتواند به آن طعم و لذت ببخشد.