برگردان به زبان ساده
شبم چون دل ز تاب تب بسوزد
ز آهم بر فلک کوکب بسوزد
هوش مصنوعی: شب من به اندازهای دلتنگ و ناآرام است که اگر دل بسوزد، آهم باعث میشود ستارهها در آسمان نیز بسوزند.
چنان از سوز دل شد قالبم گرم
که ترسم جامه از قالب بسوزد
هوش مصنوعی: به قدری از درد در درونم احساس گرما میکنم که نگرانم لباس خودم بسوزد.
لبت هست آتشین لعلی که هرگاه
خیال بوسه بندم لب بسوزد
هوش مصنوعی: لبت مانند لعل آتشینی است که هر وقت به فکر بوسیدنش میافتم، دلم میسوزد.
به روز هجر ازان سوزم که باشد
چراغ از بهر آن تا شب بسوزد
هوش مصنوعی: در روز جدایی چنان میسوزم که چراغی برای یاد تو روشن نگهداشتهام تا شب در darkness من بسوزد.
ببر خاکسترم از راهش ای باد
مبادش زان سم مرکب بسوزد
هوش مصنوعی: ای باد، خاکسترم را از این مسیر دور کن؛ مبادا که از سم مرکب بسوزد.
رقیب خام هست از پختگی دور
ز یارب های من یا رب بسوزد
هوش مصنوعی: رقیب هنوز نپخته است و از بلوغ دور و بیخبر است. ای خدا، ای کاش در دل من آتش عشق او شعلهور شود.
چو بر جامی شود سوز تو غالب
متاع هستیش اغلب بسوزد
هوش مصنوعی: چون احساس تو بر روی جامی غالب شود، معمولاً ارزش واقعی آن چیز از بین میرود.