برگردان به زبان ساده
یار کز ساعد آستین بر زد
بهر تاراج عقل و دین برزد
هوش مصنوعی: دوست، که با نرمی و لطافت خود به جان و دل آدمی حمله میکند تا عقل و ایمانش را تحت تاثیر قرار دهد.
دست مهرش گرفت جیب دلم
گرچه دامن به قصد کین بر زد
هوش مصنوعی: او با محبتش به قلب من نزدیک شد، هرچند که با نیت انتقام به من آسیب رساند.
داغ سودا نهاد بر دل گل
تا به رخ خال عنبرین بر زد
هوش مصنوعی: عشق و حسرتی در دل گل نشسته است، تا اینکه لکهای زیبا و دلربا بر چهرهاش نمایان شود.
رخنه در قبله نیازم کرد
تا به ابروی ناز چین بر زد
هوش مصنوعی: در اثر نیاز و درخواست، به سمتی گرایش پیدا کردم که درخواستم به چهره دلنشین و زیبای معشوقم برگردد.
نیست آن خط که خاتم جم را
مور مشکین سر از نگین بر زد
هوش مصنوعی: خطی که بر روی انگشتر جمشید نقش بسته، به اندازهای زیبا و باارزش نیست که مورچهای سیاه بتواند از روی نگین آن عبور کند.
سوخت عالم چو شعله آهم
علم از جان آتشین بر زد
هوش مصنوعی: جهان مانند شعلهای سوزان شد و علم به خاطر وجود احساسات تند و سوزان من، از درون جانم بیرون آمد.
نیست بر خاک جامی این لاله
داغ او شعله از زمین بر زد
هوش مصنوعی: بر روی زمین هیچ جرعهای وجود ندارد، اما این لاله، که نشانی از داغ و سوزش دارد، شعلهای از دل خاک برمیافروزد.