برگردان به زبان ساده
مهی که حسن خطش بر بتان شکست آورد
دل مرا به دو انگشت خط به دست آورد
هوش مصنوعی: ماه که زیبایی خطش بر مجسمهها غلبه داشت، دل مرا با دو انگشت خطی در دستش به تسخیر درآورد.
غلام قاصد اویم که یک سواره ز راه
رسید و بر صف اندوه و غم شکست آورد
هوش مصنوعی: من کسی هستم که خبر خوش به شما میرسانم، چون سوارهای از راه رسید و غم و اندوه را شکست داد.
گشاد طره و بر طرف ماه سلسله بست
هزار نقش عجب زان گشاد و بست آورد
هوش مصنوعی: با گشودن موهایش و بستن زنجیری به دور ماه، هزاران نقش و حالت عجیب به وجود آورد.
هوای دانه آن خال مرغ جان مرا
ز شاخ سدره درین دامگاه پست آورد
هوش مصنوعی: هوا و آرزوی آن خال که مانند مرغی جان من است، مرا از درخت سدر به این مکان پست کشانده است.
به بیدلی مزن ای خواجه طعن من آن کیست
که دل ز عشوه آن چشم نیم مست آورد
هوش مصنوعی: ای آقا، به بیدلیام طعنه نزن! چه کسی میتواند دل را از زیبایی و ناز آن چشمان نیمهمست بگیرد؟
زری که هست به می ده که خواهد آخر کار
زمانه رخصت تاراج زرپرست آورد
هوش مصنوعی: این شعر بیان میکند که باید از ثروت و داراییهای خود بهرهبرداری کنیم، زیرا در نهایت زمانه اجازه میدهد که آنها را از ما بگیرند. بنابراین، بهتر است از این نعمتها در زندگی امروز استفاده کرده و لذت ببریم.
چه تلخ و شور که جامی کشید پنجه سال
که صید کام ز بحر طلب به شست آورد
هوش مصنوعی: چه تلخ و ناگوار است که سالها تلاش کردم و در نهایت فقط مقدار کمی از خواستههایم را به دست آوردم.