برگردان به زبان ساده
دوستان بازم عجب کاری فتاد
دل به دام عشق خونخواری فتاد
هوش مصنوعی: دوستان، دوباره چه اتفاق عجیبی افتاده است؛ دل من به دام عشق گرفتار شده و حالم از این وضعیت به شدت خراب است.
جان رمید از تن به کویش آرمید
از قفس مرغی به گلزاری فتاد
هوش مصنوعی: جانم از بدن جدا شد و به کوی محبوب نشتافت؛ مانند مرغی که از قفس رها شده و به گلستان میپرد.
ما بلا خواهیم و زاهد عافیت
هر متاعی را خریداری فتاد
هوش مصنوعی: ما به دنبال بلا و آزمون هستیم، در حالی که زاهدان و وارستگان هر چیزی که آرامش و راحتی به همراه دارد را میخرند و به دست میآورند.
در حریم وصل محرم شد رقیب
دامن گل در کف خاری فتاد
هوش مصنوعی: در لحظهٔ وصال، رقیب به داخل حریم آمد و دامن گل در دستش، به خارهایی که در آنجا بود، برخورد کرد.
عقل شد مفتون مشکین طرهاش
سادهای در دام طراری فتاد
هوش مصنوعی: عقل به خاطر زیبایی و جذابیت موی مشکیاش دچار شگفتی و حیرت شده، و یک فرد بیخبر در دام فریب و مکر افتاده است.
چشم پوشیدم رخش دیدم به خواب
خفتهای را بخت بیداری فتاد
هوش مصنوعی: به خواب، چهرهای زیبا و ناز را دیدم که بخت و شانس به من روی آورده بود.
عمرها جامی وفا ورزید و مهر
کارش آخر با جفاکاری فتاد
هوش مصنوعی: سالها عشق و محبت وجود داشت، اما در نهایت این روابط به بیوفایی و ناراحتی منتهی شد.