برگردان به زبان ساده
آن ترک شوخ بین که چه مستانه میرود
شهری اسیر کرده سوی خانه میرود
هوش مصنوعی: آن جوان خوشچهره و سرزنده که با حالتی شاداب و مستانه حرکت میکند، در حالی که دلها را شیفتهی خود کرده، به سمت خانهی خود میرود.
هر جانبی که جلوهکنان روی مینهد
با او هزار عاشق دیوانه میرود
هوش مصنوعی: هر جا که زیبایی و دلربایی ظاهر میشود، هزاران عاشق شیدا و بیتاب به دنبالش میرقصند.
جانم ز تن رمید به سودای خال او
مرغ از قفس پرید پی دانه میرود
هوش مصنوعی: جانم از بدن دور شده و به خاطر زیبایی او پرندهای از قفس به بیرون پرواز کرده و اکنون به دنبال دانهای میرود.
از صبر رفته پیش غمش میکنم گله
با آشنا حکایت بیگانه میرود
هوش مصنوعی: من از غم خود برای دوستانم شکایت میکنم، اما داستان بیگانگان را به آنها نمیگویم.
حاشا که شمع چهره فروزد میان جمع
گر داند آنچه با دل پروانه میرود
هوش مصنوعی: شمع هرگز نور خود را در جمع نمیتاباند اگر بداند که دل پروانه چه احساسی دارد و چه میکشد.
زاهد به خُلد مایل و عاشق به کوی دوست
بلبل به باغ و جغد به ویرانه می رود
هوش مصنوعی: زاهد بهشت را میخواهد و عاشق به دنبال معشوقش میگردد، بلبل در باغ پرواز میکند و جغد به مکانهای خراب و متروکه میرود.
جامی ملول شد ز رفیقان کوی زهد
پیمان شکست و بر سر پیمانه میرود
هوش مصنوعی: جامی از دوستان و همنشینان در مسیر زهد و پارسایی ناراحت و ناامید شده است. او به دلیل نقض عهد و وفا نکردن به وعدهها، دیگر نمیتواند همدلانه با آنها روبهرو شود و حالا به سمت تجربهای متفاوت، یعنی نوشیدن شراب میرود.