برگردان به زبان ساده
تا دلم را پا در آن کو بسته شد
راه رفتارم ز هر سو بسته شد
هوش مصنوعی: وقتی قلبم در آن عشق محصور شد، تمام راههای عمل و رفتارم به سمتهای مختلف بسته شد.
ناقه عزم جهان پیمای را
بر سر آن کوی زانو بسته شد
هوش مصنوعی: شتر با ارادهای قوی و عزم راسخ، در آن کوی خاص زانو زده است.
بهر چشم بد دل من پر دعا
همچو تعویذش به بازو بسته شد
هوش مصنوعی: برای چشمان حسود و بدخواه من، با دعا و نذر، همچون یک تعویذ به دستانم بسته شده است.
آن میان آمد چو مویم در خیال
رشته جانم به آن مو بسته شد
هوش مصنوعی: در آن لحظه که مویم در خیال او میآید، زندگی و جانم به آن مو گره خورده است.
شیشه دل را به فکر قامتش
در درون صد نخل دلجو بسته شد
هوش مصنوعی: دل شیشهای انسان به خاطر زیبایی و جذابیت قامت او، به شادی و شوقی درونی مشغول شده است و تحت تأثیر آن احساسات عمیق و دلچسبی را تجربه میکند.
چشم من ناید به هم شبها مگر
نوک مژگانم به ابرو بسته شد
هوش مصنوعی: چشمانم نمیتواند به خواب برود مگر اینکه نوک مژگانم روی ابروهایم بیفتد.
از سخن جامی چه لافد کش زبان
پیش آن لعل سخنگو بسته شد
هوش مصنوعی: از حرفها و ادعاهای من چه ارزشی دارد، وقتی زبانم در برابر زیبایی و دلنشینی کلام او بند آمده است.