برگردان به زبان ساده
لله الحمد که آن مه ز سفر باز آمد
نورم از آمدن او به بصر باز آمد
هوش مصنوعی: سپاس خدا را که آن ماه از سفر برگشته است؛ نور من با بازگشت او بر بصرم روشن شده است.
از نم دیده صاحبنظران سوی چمن
لاله و سنبل او تازه وتر باز آمد
هوش مصنوعی: چشمانداز زیبا و دلانگیز گلها و گیاهان تازه و سرسبز در چمن، تحت تأثیر نگرش و دیدگاه عمیق کارشناسان و صاحبنظران، به تازگی جان گرفته است.
آن جگرگوشه که چون اشک برفت از نظرم
خون شد از غم جگرم تا به نظر باز آمد
هوش مصنوعی: آن عزیز دلم که وقتی از پیش من رفت، مثل اشک از چشمانم ریخت، به خاطر غم جدایی، جگرم خون شد و حالا که دوباره به چشمم دیده میشود، تمامی آن درد و غم دوباره به یادم میآید.
بندم از جان کمر بندگی او که به لطف
بهر خونریزی من بسته کمر باز آمد
هوش مصنوعی: من برای خدمت به او، جانم را به زنجیر بندگیاش بستهام، زیرا او به لطف و رحمتی که دارد، مرا از بیرحمی و آسیبها نجات داده است.
ملک دلها همه بگرفت و ازان زلف دراز
در پناه علم فتح و ظفر باز آمد
هوش مصنوعی: همه دلها را به تسخیر خود درآورد و به واسطه آن زلف بلند، با علم و دانش به پیروزی و موفقیت بازگشت.
شد چو پروانه دل از صبر و خرد ساخته پر
سوی آن شمع ولی سوخته پر باز آمد
هوش مصنوعی: دل مانند پروانهای شده که از صبر و عقل خود دست کشیده و به سوی آن شمع جذب شده است. اما در این راه، گرچه پرواز کرده، اما پرش سوخته و آسیب دیده بازگشته است.
جامی افتاد به زندان غم از شوق لبش
طوطی آری به قفس بهر شکر باز آمد
هوش مصنوعی: در زندان غصه و اندوه، شوق لبان او مانند طوطیای است که در قفس است و به خاطر شیرینیاش، به قفس بازمیگردد.