برگردان به زبان ساده
فردا که دوست کشته خود را ندا کند
خیزد ز خاک و بار دگر جان فدا کند
هوش مصنوعی: در فردا که دوست، کسی را که به خاطرش جان داده، صدا بزند، آن فرد از خاک برمیخیزد و دوباره جان خود را فدای محبوب میکند.
شد روی دوست قبله ما کو امام شهر
تا در نماز خویش به ما اقتدا کند
هوش مصنوعی: روی دوست برای ما مانند قبله است، ای کاش امام شهر در نماز ما حضور پیدا کند و به ما اقتدا کند.
بس پیر سالخورده که چون طفل خردسال
در مکتب تو لوح محبت هجا کند
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد سالخوردهای که همچون کودکان کوچک، در مدرسهی عشق و محبت از تو آموزش میگیرند و نامههای عشق را میآموزند.
حاشا که من لباس سلامت کشم به دوش
گر عشقم از پلاس ملامت ردا کند
هوش مصنوعی: هرگز چنین نیست که من لباس سلامتی را به دوش بزنم، اگر عشق من از چارچوب ملامت و انتقاد بر کنار برود.
مسکین فقیه می کند انکار حسن دوست
با او بگو که دیده جان را جلا کند
هوش مصنوعی: انسان سادهدل چنان به اشتباه میافتد که زیبایی و محبت دوست را انکار میکند. به او بگو که زیبایی درون را با مشاهده محبت دیگران روشن کند و جانش را نورانی سازد.
تو در میانه هیچ نیی هر چه هست اوست
هم خود الست گوید و هم خود بلی کند
هوش مصنوعی: تو در دل هیچیت قرار داری و هر آنچه هست، خود اوست. هم او به سخن میآید و هم خود را به اثبات میرساند.
جامی بمیر در غم یاری که بهر او
گر صد هزار بار بمیری کرا کند
هوش مصنوعی: برای یاری که به خاطر او اگر صد هزار بار هم بمیرم، چه کسی به خاطر من این کار را انجام میدهد؟