برگردان به زبان ساده
خَلیلَيَّ لاحَتْ لَنا
دَورُ سَلمیٰ
نشانهای سلمی شد از دُور پیدا
اى دوستان خانهٔ سلمى از دور پديدار شد و نشانههای سلمی از دور پیدا شد.
کهن ناشده داغ او،
گشت تازه
قِفا، نَبْکِ مِن ذِکرِ مَن لَیْسَ یُنْسیٰ
هنوز داغ او کهنه نشده بود که دوباره تازه شد؛ بایستید تا به یاد کسی که یادش فراموش نمیشود گریه کنیم.
ازین رَبْع و اَطلال،
هر جا گیاهی
که بینیم؛ گویا زبانیست گویا
هوش مصنوعی: هر جا که در این منطقه و خرابهها گیاهی ببینیم، به نظر میرسد که آن گیاه دارد چیزی را به ما میگوید.
جز افسون سلمی و افسانهٔ او
نخوانند بر ما نگویند با ما
هوش مصنوعی: جز سحر و جادو و داستان سلمی، هیچ چیز دیگری در مورد ما گفته نمیشود و هیچ کس با ما صحبت نمیکند.
خدا را رو ای باد و از من بنه رخ
به خاک رهش مَرَّةً بَعْدَ
أُخریٰ
هوش مصنوعی: ای باد، روی خدا را به من نشان بده و قبل از اینکه برای بار آخر به خاک بیفتم، به او بگو.
به عرضش رسان کای درین
دَیر کرده
لب لعلت اِحیای رسم مسیحا
هوش مصنوعی: به او بگو که در این زمان که در این مکان هستی، لبان زیبایت باعث زنده شدن رسوم و آداب مسیحی شدهاند.
حیات ابد میکند بنده
جامی
ز لعل تو دریوزه و الأَمرُ أَعلیٰ
هوش مصنوعی: زندگی جاویدان به بندهات میدهد، با جامی از سنگ قیمتی تو، و کارها به دست پروردگار است.