برگردان به زبان ساده
روی خوب تو مهوش افتاده ست
خال مشکین بر او خوش افتاده ست
هوش مصنوعی: زیبایی صورت تو همانند یک نقاشی زیباست و خال سیاه بر روی آن جلوه و زیبایی خاصی به آن داده است.
چشم بد دور خال بر رخ تو
چون سپندی بر آتش افتاده ست
هوش مصنوعی: چشمان بد، دور از تو، مانند خالی که بر چهرهات نشسته، همچون جرقهای است که بر آتش میافتد.
چهره زرد ما ز سرخی اشک
ورقی بس منقش افتاده ست
هوش مصنوعی: چهره زرد و رنگ باخته ما به دلیل اشک های جاری، مانند صفحهای زیبا و پر نقش و نگار شده است.
مشو ای پندگو مشوش ما
حال ما خود مشوش افتاده ست
هوش مصنوعی: ای پند دهنده، نگران مباش! حال ما خود به اندازه کافی آشفته و پریشان است.
صبر و دل عقل و دین تن و جان سوخت
از تو آتش به هر شش افتاده ست
هوش مصنوعی: صبری که داشتم و دل و عقل و دینم، همه در آتش عشق تو سوختهاند و حالا درد و غم به تمام وجودم رسوخ کرده است.
این که صوفی فتاده غش کرده ست
از می لعل بیغش افتاده ست
هوش مصنوعی: صوفی به خاطر نوشیدن شراب قرمز غش کرده است و این نشان میدهد که او واقعاً تحت تأثیر قرار گرفته و از خود بیخود شده است.
هر که در می فتاد جام کشید
بنده جامی سبوکش افتاده ست
هوش مصنوعی: هر کس که به میخانه میرود و با شراب مینوشد، نشاندهنده این است که او نیز به نوعی به این دنیای سرخوشی وابسته شده و به شوق آن به میپردازد.