برگردان به زبان ساده
گرچه خلقی ز تو در دام بلا افتاده ست
هیچ کس را نه فتاد آنچه مرا افتاده ست
هوش مصنوعی: هرچند که بسیاری از مردم در مشکلات و سختیها به دام افتادهاند، اما هیچکس به اندازه من در این شرایط گرفتار نشده است.
دلم از جا تنم از پای فتاده ست ببین
که مرا در غم عشق تو چها افتاده ست
هوش مصنوعی: دل من به شدت غمگین است و تنم از پا افتاده است. بیا و ببین که عشق تو چه بلایی سر من آورده است.
همه جا برق جمال تو درخشید ولی
شعله آن همه در خرمن ما افتاده ست
هوش مصنوعی: در هر جا زیبایی تو درخشان بوده است، اما این شعلهای که ناشی از آن جمال است تنها به خرمن ما رسیده است.
هر کجا در چمن از شوق تو آهی زده ایم
بال و پر سوخته مرغی ز هوا افتاده ست
هوش مصنوعی: هر جا که به خاطر عشق تو، آهی از دل کشیدهایم، نشانهای از سوختن وجود عشقمان، مانند پر پرندهای است که از آسمان به زمین افتاده است.
زخم تو بر دگران آمده من مرده ز رشک
ای عجب تیر کجا صید کجا افتاده ست
هوش مصنوعی: زخمی که تو به دیگران زدی، باعث شده که من به خاطر حسادت جان بدهم. عجیب است که تیر عشق تو به کجا رسیده و صید تو در کجاست.
حال چاک جگر ریش چه داند شوخی
کش همین چاک به دامان قبا افتاده ست
هوش مصنوعی: کسی که خود در حال درد و رنج است، نمیتواند لطافت شوخی را درک کند؛ چرا که همین درد و رنج او را به زمین انداخته و محيطش را تحتتأثیر قرار داده است.
گفته ای جامی محنت زده بی ما چون است
چون بود حال کسی کز تو جدا افتاده ست
هوش مصنوعی: تو گفتهای که حال جامی که داغدیده است و بیما است، چگونه است؟ حالا باید بگویم، حال کسی که از تو جدا شده چگونه میتواند باشد؟