برگردان به زبان ساده
صد شاخ گل تازه نشاندم به هوایت
بازآ که یکی زان همه ننشست به جایت
هوش مصنوعی: منصدها گل تازه برای تو کاشتم، اما هیچکدام از آنها نتوانستند جایی را که تو باید داشته باشی، پر کنند.
بی نکهت پیراهن تو خرقه زدم چاک
ای غنچه خندان بگشا بند قبایت
هوش مصنوعی: بینظمی و کمبودن زیبایی در پیرهن تو مرا وادار کرد تا آن را پاره کنم. ای غنچهی خندان، دکمههای قبای خود را باز کن.
مرغی ز دلم گر ز پس مرگ بسازند
جایی نپرد جز به در و بام سرایت
هوش مصنوعی: اگر پرندهای از دل من پس از مرگ ساخته شود، جایی نخواهد داشت جز اینکه بر در و بام خانه تو پرواز کند.
سایم به ته کفش تو رخ بهر تسلی
چون دسترسم نیست که بوسم کف پایت
هوش مصنوعی: من به نوک کفش تو نگاه میکنم تا کمی آرام بگیرم، چون به دستم نرسیده که بتوانم پای تو را ببوسم.
هر چند به هر روی قفا می خورم از تو
هر جا که روی روی نتابم ز قفایت
هوش مصنوعی: هرچقدر که از تو دور شوم و به هر سمت بروم، نمیتوانم از تاثیر تو و یاد تو فرار کنم. هر جا که بروم، جلوهات همچنان در ذهنم باقی خواهد ماند.
هر کس به دعا دفع بلا می کند از خویش
یارب چه بلایی تو که جویم به دعایت
هوش مصنوعی: هر کسی به دعا تلاش میکند تا مشکلات و بلاها را از خود دور کند، اما ای خدا، چه بلایی را از تو میخواهم که تنها با دعا میتوانم آن را پیدا کنم؟
زانسان که گل از خار دمد در دل جامی
گل های وفا می دمد از خار جفایت
هوش مصنوعی: از کسی که با گل آمیخته و در دلش حس زیبایی و محبت را زنده میکند، در مقابل زخمها و رنجهای تو، گلهای صداقت و وفا میروید.