برگردان به زبان ساده
چو خامش شد آن پیر یزدان شناس
نهاد آن دگر یک سخن را اساس
هوش مصنوعی: وقتی آن پیر دانای خداشناسی سکوت کرد، دیگری بیانی جدید را مطرح کرد.
که ای بانوی این مسدس سرای
نیارد چو تو بانویی کس به جای
هوش مصنوعی: ای بانوی این دنیای زیبا، هیچ کس نمیتواند به زیبایی و عظمت تو باشد.
سکندر گرت تافت دامن ز کف
خداوند وی بادت از وی خلف
هوش مصنوعی: اگر سکندر، دامنش را از دست خدا برداشت، امید آن داشته باش که پشتش به تو هم خواهد بود.
تسلی کسی را دهد حق شناس
که در حق یزدان بود ناسپاس
هوش مصنوعی: کسی که در حق خداوند ناسپاس است، نمیتواند باعث تسلی خاطر کسی شود که شکرگزار و حقشناس است.
ز محنت غباری اگر بگذرد
به دامان عیشش گریبان درد
هوش مصنوعی: اگر از رنج و ناراحتی عبور کنیم، در نهایت به خوشی و لذت میرسیم، اما همچنان درد و مشکلات ممکن است در کمین باشند.
به پایش اگر نیش خاری خلد
ز شاخ رضا دست دل بگسلد
هوش مصنوعی: اگر پایش بر روی خارهای بهشت بیفتد، دل از عشق و رضایت او جدا میشود.
ولی بختیاری که توفیق یافت
ز خوان رضا نقل تحقیق یافت
هوش مصنوعی: بختیاری که موفق شد از سفرهی رضا بهرهمند شود، حقیقت و واقعیت را درک کرد و به حقیقت پی برد.
قضا گر بر او خنجر بیم زد
دم از بردباری و تسلیم زد
هوش مصنوعی: زمانی که سرنوشت مانند خنجر بر او فرود میآید، او با صبر و تسلیم به مواجهه با آن میپردازد.
نه از تیر تقدیر آهی کشید
نه جز راه تسلیم راهی گزید
هوش مصنوعی: نه از سرنوشت خود ناامید شد و نه در برابر آن تسلیم گشت.
چه محتاج تعلیم دانندگان
به سر حد دانش رسانندگان
هوش مصنوعی: آدمی برای رسیدن به کمال علم، به آموزش و راهنمایی دانشمندان نیاز دارد.
به این دین و دانش که دادت خدای
زبان را به شکر خدای برگشای
هوش مصنوعی: به این مذهب و علمی که خداوند به تو عطا کرده است، زبان را به سپاس از خدا باز کن و از او قدردانی کن.