برگردان به زبان ساده
بین زلیخا را که جان پر امید
ساخت کاخی چون دل صوفی سفید
هوش مصنوعی: زلیخا را ببین که چگونه با امید و آرزو، برای خود کاخی ساخته است که همچون دل صوفی سفید و خالص است.
هیچ نقش و هیچ رنگی نی در او
چون رخ آیینه زنگی نی در او
هوش مصنوعی: هیچگونه نشانی از رنگ و نقشی در او وجود ندارد، همانطور که در یک آینه زنگزده هیچ تصویری دیده نمیشود.
نقشبندی خواست آنگه چیره دست
تا به هر جا صورت او نقش بست
هوش مصنوعی: نقاش ماهر خواست که تصویرش را در هر مکانی ترسیم کند تا اثرش در همه جا دیده شود.
هیچ جای از نقش او خالی نماند
شادمان بنشست و یوسف را بخواند
هوش مصنوعی: هیچ بخشی از زیبایی او تهی از جلوه و تاثیر نیفتاد. او با خوشحالی نشسته و یوسف را فراخواند.
پرده از رخسار زیبا برگرفت
وز مراد خود حکایت در گرفت
هوش مصنوعی: پرده از روی چهره زیبا کنار رفت و او داستان خواستههای خود را بیان کرد.
یوسف از گفت و شنیدش رو که تافت
صورت او دید رو هر سو که تافت
هوش مصنوعی: یوسف زمانی که صحبت کرد و چهرهی زیبا و درخشان او را دید، به هر طرف که نگاه کرد، زیباییاش را مشاهده کرد.
صورت او را چو پی در پی بدید
آمدش میلی به وصل وی پدید
هوش مصنوعی: وقتی چهره او را به صورت پشت سر هم دید، احساس اشتیاقی به نزدیکی و وصال او در دلش به وجود آمد.
بر سر آن شد که کام او دهد
شکر کامی به کام او نهد
هوش مصنوعی: او تصمیم دارد که خوشحالیاش را با شکرگزاری بیان کند و در عوض، خوشبختیاش را به کسی که دوستش دارد تقدیم کند.
لیک برهانی ز غیبش رو نمود
عصمت یزدانیش دریافت زود
هوش مصنوعی: اما دلیلی از عالم غیب بر او آشکار شد که نشاندهنده پاکی و بینقصی خداوند بود و او این را به سرعت درک کرد.
دست خویش از کام او ناکام داشت
کامگاری را به هنگامش گذاشت
هوش مصنوعی: دست خود را از بهرهمندی او دور نگهداشته است و زمانی که باید به خوشبختی برسد، آن را به تأخیر انداخته است.