برگردان به زبان ساده
حاتم آن بحر جود و کان عطا
روزی از قوم خویش ماند جدا
هوش مصنوعی: حاتم، که نماد بخشندگی و سخاوت است، مانند دریای وسیع از مهربانی و کرامت است. او روزی از قبیلهاش دور ماند و در این دوری همواره به یاد بخشش و نیکوکاری بود.
اوفتادش گذر به قافله ای
دید اسیری به پای سلسله ای
هوش مصنوعی: او در مسیرش به یک کاروان برخورد کرد و اسیری را دید که پاهایش به زنجیر بسته شده بود.
پیش آمد اسیر بهر گشاد
خواست زو فدیه تا شود آزاد
هوش مصنوعی: بنده برای آزادی خود به دنبال راهی بود و تصمیم گرفتم که از او فدیه بپردازم تا بتوانم آزاد شوم.
حاتم آنجا نداشت هیچ به دست
بر وی از بار آن رسید شکست
هوش مصنوعی: حاتم در آن مکان هیچ چیز در دست نداشت و از سنگینی بار آن شکست.
حالی از لطف پای پیش نهاد
بند او را به پای خویش نهاد
هوش مصنوعی: در یک حالت از محبت و لطف، به گونهای به او نزدیک شدم که پای او را بر پای خود قرار دادم.
ساخت زان بند سخت آزادش
اذن رفتن به جای خود دادش
هوش مصنوعی: از آن بند سخت رهایی یافت و به او اجازه داد تا به مکان خود برود.
قوم حاتم ز پی رسیدندش
چون اسیران به بند دیدندش
هوش مصنوعی: مردم از خاندان حاتم به دنبالش آمدند و وقتی او را دیدند که مانند اسیران در بند است، شگفتزده شدند.
فدیه او ز مال او دادند
پای او هم ز بند بگشادند
هوش مصنوعی: به خاطر او، از داراییاش فدیه دادند و برای او نیز از قید و بندهایش رها کردند.