برگردان به زبان ساده
معتمر گفت با وی از دل پاک
کای عیینه مباش اندهناک
هوش مصنوعی: معتمر به او گفت: با دل پاک و بیآلایش باش و نگران چیزی نباش که مانند آینهای صاف و شفاف باشی.
کانچه دارم ز ملک و مال به کف
گرچه اسباب حشمت است و شرف
هوش مصنوعی: هر چه دارم از دارایی و ثروت، حتی اگر نشانههایی از بزرگی و مقام باشد، فقط در دست من است و ارزش واقعی آن را نمیدهد.
همه صرف تو می کنم امروز
تا شوی بر مراد خود فیروز
هوش مصنوعی: امروز تمام تلاش و صرفهجوییام را میکنم تا تو به خواستهات برسی و موفق شوی.
دست او را گرفت مشفق وار
برد یکسر به مجلس انصار
هوش مصنوعی: دست او را با محبت گرفت و تماماً او را به جمع حمایت کننده ها برد.
گفت بعد از سلام با ایشان
کای به ملک صفا وفاکیشان
هوش مصنوعی: بعد از سلام به آنها گفتم: ای کسی که در سرزمین پاک و خوش عطر زندگی میکنی.
این جوان کیست در میان شما
چیست در حق او گمان شما
هوش مصنوعی: این جوان کیست که در میان شماست و نظر شما درباره او چیست؟
همه گفتند با جمال نسب
هست شمعی ز دودمان عرب
هوش مصنوعی: همه گفتند که زیبا رویی با نسب و خانوادگی اصیل دارد، مانند شمعی که از دودمان عرب میسوزد.
گفت کو را بلایی افتاده ست
در کمند هوایی افتاده ست
هوش مصنوعی: کسی را دیدم که دچار مشکل و گرفتاری شده و در دام ناگواری افتاده است.
چشم می دارم از شما یاری
وز سر مرحمت مددکاری
هوش مصنوعی: من به نگاه شما امید دارم و از لطف و مهربانیتان درخواست کمک میکنم.
بهر مطلوبش اختیار سفر
بر دیار بنی سلیم گذر
هوش مصنوعی: برای دستیابی به خواستهاش، تصمیم به سفر به سرزمین بنی سلیم میگیرد.
همه سمعا و طاعت گویان
معتمر را به جان رضا جویان
هوش مصنوعی: همه افراد در حال گوش دادن و اطاعت از افرادی هستند که به درخواست دیگران پاسخ میدهند و به دنبال رضایت جان هستند.
بر نجیب اشتران سوار شدند
متوجه بدان دیار شدند
هوش مصنوعی: سوار بر شتران نجیب شدند و به سوی آن سرزمین حرکت کردند.
می بریدند کوه و صحرا را
پرس پرسان دیار ریا را
هوش مصنوعی: کوهها و دشتها را میشکافتند و در جستجوی دیاری پر از تزویر و نیرنگ بودند.
تا به منزلگهش پی آوردند
پدرش را ازان خبر کردند
هوش مصنوعی: وقتی به خانهاش رسیدند، پدرش را از این موضوع باخبر کردند.
کردشان شاد و خرم استقبال
با کسان گفت تا به استعجال
هوش مصنوعی: او با شادی و خوشحالی از مهمانان استقبال کرد و به همراه دیگران به گفتگو پرداخت تا هر چه سریعتر به کارها رسیدگی کنند.
فرش های نفیس افکندند
نطعهای عجب پراکندند
هوش مصنوعی: فرشهای گرانبها را پهن کردند و وسایل شگفتانگیز را به نمایش گذاشتند.
هر کسی را به جای وی بنشاند
وز ثنا گوهرش به فرق فشاند
هوش مصنوعی: هر کسی را در مقام خود قرار میدهند و به او احترام میگذارند، و او را مورد ستایش قرار میدهند به گونهای که ارزش و زیباییاش نمایان شود.
آنچه حاضر ز گله بود و رمه
کشت و پخت و کشید پیش همه
هوش مصنوعی: آنچه در حال حاضر از گوسفند و رمه به دست آمده، کشت و تهیه شده و به همه نشان داده شده است.
معتمر گفت کای جمال عرب
همه کار تو در کمال ادب
هوش مصنوعی: معتمر گفت: ای زیبای عرب، همه رفتار و کارهای تو با نهایت ادب و نزاکت انجام میشود.
نخورد کس ز سفره و خوانت
تا ز بحر نوال و احسانت
هوش مصنوعی: هیچکس از سفره و مهمانی تو بهرهمند نشده مگر اینکه از دریای نعمتها و بخششهای تو استفاده کرده باشد.
حاجت جمله را روا نکنی
آرزوی همه عطا نکنی
هوش مصنوعی: اگر همه نیازهای مردم را برآورده نکنی و آرزوهای همه را برآورده نساخته باشی، به راستی چیزی به دست نیاوردهای.
گفت کای سوی صدق روی شما
چیست از بنده آرزوی شما
هوش مصنوعی: سوال کرد که ای کسی که به صداقت نزدیک هستی، از بنده چه خواستهای داری؟
گفت هست آنکه گوهر صدفت
اختر برج عزت و شرفت
هوش مصنوعی: گفتند که موجودی هست که ارزش و فضیلتش به اندازهی درخشش ستارهها در آسمان عزت و شرف است.
با عیینه که فخر انصار است
نیک کردار و راست گفتار است
هوش مصنوعی: شخصی که از خاندان انصار است، با صداقت و نیکوکاری خود برجستگی و افتخار دارد.
گوهر سلک اتصال شود
رازدار شب وصال شود
هوش مصنوعی: مروارید در رشته اتصال، به راز شب وصال تبدیل میشود.
گفت تدبیر کار و بار او راست
واندر این کار اختیار او راست
هوش مصنوعی: او گفت که برنامهریزی و مدیریت کار و زندگی او به خوبی انجام میشود و در این موضوع، خودش تصمیمگیرنده است.
با وی این را بگویم از آغاز
آنچه گوید به مجلس آرم باز
هوش مصنوعی: من میخواهم از ابتدا به او بگویم که هر چه بگوید، دوباره در مجلس به عرض میرسانم.