برگردان به زبان ساده
این سخن گفت و از زمین برخاست
غضب آمیز و خشمگین برخاست
هوش مصنوعی: او این حرف را زد و با حالت خشم و غضب از زمین بلند شد.
چون درآمد به خانه ریا گفت
کز چه رو خاطرت چنین آشفت
هوش مصنوعی: وقتی ریا به خانه آمد، از او پرسید که چرا دل تو اینقدر مضطرب و پریشان است.
گفت از آن رو که جمعی از انصار
به هوایت کشیده اند قطار
هوش مصنوعی: بر اساس این مضمون، کسی اشاره میکند که به خاطر افرادی از انصار، گروهی با هدف حمایت از تو جمع شدهاند و به سمت تو حرکت کردهاند. این بیان نشان دهنده حمایت و همبستگی کسی است که به او توجه خاصی میشود.
همه یکدل به دوستداری تو
یکزبان بهر خواستگاری تو
هوش مصنوعی: همه یکدست و با هم، با علاقه و محبت، به خاطر تو و برای خواستگاری از تو، صحبت میکنند.
گفت انصاریان کریمانند
در حریم کرم مقیمانند
هوش مصنوعی: انصاریان افرادی نیکوکار و بزرگوار هستند و در نزد انسانهای بزرگ و کریم زندگی میکنند.
بهر ایشان پیمبر مختار
خواسته ست از خدای استغفار
هوش مصنوعی: به خاطر آنها، پیامبر مختار از خداوند طلب آمرزش کرده است.
از برای چه دوستدارانند
وز هوای که خواستگارانند
هوش مصنوعی: دوستداران به چه دلیلی وجود دارند و خواستگاران به چه انگیزهای در پی عشق و محبتاند؟
گفت بهر یگانه ای ز کرام
عالی اندر نسب عیینه به نام
هوش مصنوعی: او گفت که به خاطر یگانهای از افراد با فضیلت و بزرگنسب، به نام عیینه، اینجا آمده است.
گفت من هم شنیده ام خبرش
نسبتی نیست با کسی دگرش
هوش مصنوعی: او گفت که من هم داستانش را شنیدهام و میدانم که هیچ نسبتی با دیگران ندارد.
چون کند وعده در وفا کوشد
وز جفای زمانه نخروشد
هوش مصنوعی: وقتی کسی وعده میدهد، سعی میکند که به آن عمل کند و از سختیهای زندگی ناامید نمیشود.
هر چه آید به دست او بدهد
چشم بر دست دیگران ننهد
هوش مصنوعی: هر چه از دست او بیفتد، به او باز میگردد و هرگز به آنچه دیگران دارند نگاه نمیکند.
پدرش گفت می خورم سوگند
به خدایی که نبودش مانند
هوش مصنوعی: پدرش گفت: به خدایی که هیچ کس مانند او نیست، سوگند میخورم که میخورم.
که تو را هیچگه به وی ندهم
نقد وصلت به دامنش ننهم
هوش مصنوعی: من هیچ وقت تو را به او نمیعدم و اجازه نمیدهم که با دامنش ارتباطی داشته باشی.
واقفم از فسانه تو و او
زانچه بوده میانه تو و او
هوش مصنوعی: من از داستان تو و او آگاه هستم و او نیز از آنچه میان شما دو نفر گذشته، خبر دارد.
گفت باری مرا چه بازار است
که ازان خاطر تو دربار است
هوش مصنوعی: فردی میگوید که چه نیازی به بازار و دنیا دارم، در حالی که همه چیز برایم به خاطرتو و به خاطر وجود تو ارزشمند است.
نه خیالی ز روی من دیده ست
نه گیاهی ز باغ من چیده ست
هوش مصنوعی: هیچ چیز از چهرهام در خیال کسی نیست و هیچ گیاهی از باغم چیده نشده است.
لیک چون سبق یافت سوگندت
به اجابت نمی کنم بندت
هوش مصنوعی: اما وقتی که تو به پیروزی رسیدی، به قولت عمل نمیکنم و به بند تو تن نمیدهم.
قوم انصار پاکدینانند
در زمان و زمین امینانند
هوش مصنوعی: مردم انصار افرادی پاکدین و باصداقت هستند و در هر زمان و مکانی قابل اعتمادند.
بر مقالاتشان مگردان پشت
رد ایشان مکن به قول درشت
هوش مصنوعی: به گزارشات و نوشتههای آنها به سادگی توجه نکن و در پی بیاعتبار کردن صحبتهایشان با کلمات زننده و تند نرو.
مکن از منع کامشان پر زهر
گر نمی بایدت گران کن مهر
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی که به دل کسی سخت بگذرانی و باعث رنجش او شوی، از لذت خودداری نکن و اجازه نده که احساسات تلخ در دلشان ایجاد شود.
نرخ کالا ز حد چو در گذرد
رغبت از جان مشتری ببرد
هوش مصنوعی: وقتی قیمت کالا از حد معقول فراتر رود، تمایل و رغبت خریدار نیز از دست میرود.
گفت احسنت خوب گفتی خوب
کم فتد نکته اینچنین مرغوب
هوش مصنوعی: گفتی بسیار خوب و درست است، خوب است که نکتهای اینچنینی کم پیدا شود و ارزشمند باشد.
آنگه آمد برون و با ایشان
گفت کای زمره وفاکیشان
هوش مصنوعی: سپس او بیرون آمد و با آنها سخن گفت و گفت: ای گروه وفاداران.
کرد ریا قبول این پیوند
لیکن او گوهریست بی مانند
هوش مصنوعی: او به این پیوند ظاهری که شبیه ریا است، توجهی نمیکند، اما در واقع، او گوهری بینظیر و منحصر به فرد است.
مهر او هم به قدر او باید
تا سر او به آن فرو آید
هوش مصنوعی: عشق و affection او نیز باید به اندازهی خود او باشد تا به حقیقت و عمق احساساتش نزدیک شود.
باشد او گوهری جهان افروز
کیست قایم به قیمتش امروز
هوش مصنوعی: او همچون گوهری درخشان و ارزشمند است که امروز به سختی میتوان قیمتی برایش تعیین کرد.