برگردان به زبان ساده
وان دگر شیخ پیش خلق جهان
کرده خود را علم به ذکر نهان
هوش مصنوعی: شیخ در برابر مردم، خود را عالم به معارف پنهانی نشان داده است.
چشم پوشیده لب فرو بسته
نفس از حرف و صوت بگسسته
هوش مصنوعی: چشمها را بسته و لبها را سکوت کردهام، نفسام از گفتار و صدا جدا شده است.
پا به دامن کشیده سر در جیب
یعنی افتاده ام به مکمن غیب
هوش مصنوعی: پای خود را در دامن کشیدهام و دست در جیب کردهام، به این معنی است که به مکانی پنهان و دور از دسترسی رفتهام.
پشت و پایی بر این جهان زده ام
خیمه بر اوج لامکان زده ام
هوش مصنوعی: من بر این دنیا تأثیر گذاشتهام و در بالاترین نقطهی وجود، اقامت گزیدهام.
گر فقیری ز دور جنبیده
گفته با وی مرید دزدیده
هوش مصنوعی: اگر فقیری از دور به حرکت درآید، او را مریدی میپندارند که دزدیده شده است.
دور شو دور تا ز لجه راز
جانب ساحلش نیاری باز
هوش مصنوعی: از دور باش تا به عمق دریا نروی و رازهایش را کشف نکنی و به ساحلش بازنگردی.
شیخ بیچاره خود ز وهم و خیال
غرق بحر امانی و آمال
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که انسان روحانی و عارف، علیرغم مشکلات و ناامیدیهایش، در دنیایی از خیالات و آرزوها غرق شده و به نوعی در مسیر امیدواری و آرزوهای نیک زندگی میکند. او شاید در واقعیت دچار چالشها و سختیهایی باشد، اما در ذهن و دل خود به رویاها و امیدها دل خوش کرده است.
گاهی از فکر زن فتاده به بند
گه فرو مانده در غم فرزند
هوش مصنوعی: گاهی انسان به خاطر فکر و نگرانیهایش گرفتار میشود؛ مثل زمانی که در فکر همسرش است و در عین حال با اندوه فرزندش نیز دست و پنجه نرم میکند.
گه به فکر عمارت خانه
خویشتن را گرفته مردانه
هوش مصنوعی: گاهی انسان به فکر ساختن و آبادانی خانه و زندگیاش میافتد و با اراده و استقامت تلاش میکند.
گه به دکان و تیم گشته گرو
بهر تحصیل اجره در تگ و دو
هوش مصنوعی: گاه به دکان و بازار رفته و کار میکنم تا بتوانم به دنبال تحصیل و کسب درآمد باشم.
گه به تخمین و ظن گرفته قیاس
دخل حمام و آسیا و خراس
هوش مصنوعی: گاهی اوقات با تخمین و حدس به مقایسه هزینههای حمام و آسیاب و خراسان میپردازند.
گه فرو رفته در چه کاریز
ز آب آن غله کشته و پالیز
هوش مصنوعی: گاهی در دل زمین، آب چاهها و قناتها به قدری فرو رفته که زمین برای زراعت و کشت محصولاتی همچون غلات و سبزیجات آماده میشود.
گاهی از دست نفس بدفرمای
از شریعت نهاده بیرون پای
هوش مصنوعی: گاهی اوقات انسان به خاطر خواهشهای نفسانیاش، از راه راست و اصول صحیح زندگی فاصله میگیرد و از قوانین الهی و شرع خارج میشود.
رفته از همت فرومایه
در جوال خیال بی مایه
هوش مصنوعی: کسی که از تلاش و اراده پایین است، در دنیای خیالات بیمحتوا و بیارزش غرق شده است.
بر زن و دخترش فکنده نظر
هر یکی را جدا کشیده به بر
هوش مصنوعی: او به زن و دخترش نگاه میکند و هر کدام را بهطور جداگانه در آغوش گرفته است.
دست برده به غبغب پسرش
تا کند یک دو بوسه از شکرش
هوش مصنوعی: پدر دستش را به زیر چانه پسرش میزند تا بوسهای شیرین از او بگیرد.
او درین شغل و عالمی مغرور
گو نشسته ست در مقام حضور
هوش مصنوعی: او در این کار و دنیا به خود بزرگ بینی افتاده و گویی در جایگاه خاصی نشسته است.
قلب او ذاکر است و لب خاموش
تا لبش آرمیده جان در جوش
هوش مصنوعی: دل او همواره در ذکر و یاد خداست، اما زبانش ساکت است. تا وقتی که آن لبهایش آرام گیرد، جانش در التهاب و شور و شوق به سر میبرد.
ذکر حق را نهفته می گوید
راه دین را نهفته می پوید
هوش مصنوعی: ذکر خدا را به طور پنهان بیان میکند و مسیر دین را به صورت زیرپوستی دنبال میکند.
ذکر قلبی کند به صدق و صفا
نه لسانی چون ذکر اهل ریا
هوش مصنوعی: انسان باید یاد خدا را با قلبی خالص و با همان صداقت و صفایی که در درون خود دارد انجام دهد، نه به طور زبانی و ظاهری مانند افرادی که به خاطر ریا و نمایش این کار را میکنند.
داد ازین ابلهان گمره داد
منحرف از طریق عقل و سداد
هوش مصنوعی: در اینجا صحبت از افرادی میشود که به دلیل نادانی و بیخبری، از راه صحیح و منطقی خود منحرف شدهاند. این افراد به نوعی در زندگی یا فکر خود دچار خطا و اغتشاش هستند.
ذکر اینجا کدام وذاکر کیست
بجز آمد شد خواطر چیست
هوش مصنوعی: در اینجا، موضوع یادآوری و یادکردن مطرح است و سوال این است که چه چیزی را باید یاد کرد و کسانی که این کار را انجام میدهند چه کسانی هستند. به عبارت دیگر، به این فکر میکند که این یادآوریها چه معنایی دارند و چه کسانی به این یادآوریها مشغول هستند.
باطنی همچو خانه زنبور
که کنندش فضولیان در شور
هوش مصنوعی: یک باطن که شبیه خانه زنبور است، با فضولیهای دیگران در هم میآمیزد و دچار آشفتگی میشود.
هر زمان خاطری چو زنبوری
که کشد نیش بر تن عوری
هوش مصنوعی: هر وقت خاطرهای مانند زنبوری به جان آدم مینشیند و درد و رنج را به او منتقل میکند.
می رسد زهرناک از چپ و راست
می زند زخم خویش بی کم و کاست
هوش مصنوعی: زخمی که بر پا میخورد از همه طرف میرسد و دردی که به انسان وارد میکند، بدون هیچ گونه کم و کاستی است.
نه شعاری ز خلعت تقوا
نه حصاری ز عصمت مولا
هوش مصنوعی: نه لباس و زینتی از تقوا دارم، و نه حفاظی از عصمت و پاکی.
می خورد زخم لیکن افسرده ست
نیست آگه که زخم ها خورده ست
هوش مصنوعی: او زخمهایی را تحمل کرده، اما به نظر میرسد که روحش افسرده است و از دردهای خود بیخبر است.
بامدادان کز آفتاب نشور
شود افسردگی ز جانش دور
هوش مصنوعی: صبح، هنگامی که خورشید طلوع کند، غم و اندوه از دلش دور میشود.
درد آن زخم ها پدید آید
دل و جانش ز غم بفرساید
هوش مصنوعی: درد زخمها در دل و جان او نمایان میشود و او از غم و اندوه نابود میگردد.
پس نه ذکر است آنکه وسواس است
نیست آن فربهی که آماس است
هوش مصنوعی: کسی که وسواس دارد، در حقیقت از یاد خدا غافل است و آن کسی که به ظاهر بزرگ و فربه میرسد، در باطن به ضعف و آماس دچار است.
ذکر اگر نیز هست جهر است آن
نیست تریاق بلکه زهر است آن
هوش مصنوعی: اگر ذکر را با صدای بلند و به صورت ظاهری بگوییم، این کار واقعاً اثر مثبتی ندارد و به جای اینکه داروی شفابخشی باشد، میتواند مضر و کشنده باشد.
گرچه بسته دهان ز ذکر بلند
نصب کرده بر آن نشانی چند
هوش مصنوعی: اگرچه زبانش بسته است و نمیتواند دربارهٔ موضوعات مهم صحبت کند، اما نشانههایی بر روی آن وجود دارد که به چیزهای مهم اشاره میکند.
چشم پوشیده و لب خاموش
سرفکنده فرو به سینه و دوش
هوش مصنوعی: سکوتی عمیق و نوعی خضوع را به تصویر میکشد؛ فردی که به آرامی نگاهش را پایین انداخته و لبهایش بستهاند، نشانهای از فروتنی و درونگرایی به نمایش میگذارد. حالت سر نیز نشاندهنده تأمل و اندیشهای عمیق است که بر سینه و دوش او سنگینی میکند.
این سراسر فغان و فریاد است
که مرا ذکر خفیه اوراد است
هوش مصنوعی: اینجا پر از ن cries و سر و صداست و من در دل این فریادها، یاد دعاهای پنهانی را در ذهن دارم.
روز تا شب به ذکر می کوشم
ذکر حق را ز خلق می پوشم
هوش مصنوعی: روز تا شب به یاد خدا مشغولم و ذکر او را از دیگران پنهان میکنم.
لیکن آنجا که عقل بر کار است
این نه اخفاست بلکه اظهار است
هوش مصنوعی: اما در جایی که عقل دخالت دارد، این رفتار پنهان نیست بلکه نشان دادن است.
گرچه از یک نشانه کرد گذر
کرد بر پا دو صد نشان دگر
هوش مصنوعی: هرچند از یک نشانه عبور کرد، اما بر پا دوصد نشان دیگر وجود دارد.