برگردان به زبان ساده
روستایی ز دست باران جست
رفت و در پای ناودان بنشست
هوش مصنوعی: یک روستایی از زیر باران فرار کرد و کنار ناودان نشسته است.
ساده ای از تکاو عرصه غور
کرد روزی به سوی شهر عبور
هوش مصنوعی: روزی یک فرد ساده از جایی عبور کرد و به سمت شهر حرکت کرد.
مانده و گرسنه ز راه تکاو
بر کتف توبره به پا گرگاو
هوش مصنوعی: به خاطر تلاشهای زیاد و بیوقفهام، حالا خسته و گرسنه ماندهام و تنها بار من بر دوش تو گذاشته شده است.
اوفتادش گذر به دکانی
دید پر نان و نانخورش خوانی
هوش مصنوعی: او به یک فروشگاه برخورد کرد که پر از نان بود و افرادی که در حال تناول نان بودند.
بی تکلف گذشت و خوش بنشست
کرد بیرون ز زیر پشمین دست
هوش مصنوعی: بدون هیچ زحمتی عبور کرد و به آرامی نشست و از زیر دستان پشمین بیرون آمد.
صاحب خوان چو بود اهل کرم
نزد از منع و زجر با او دم
هوش مصنوعی: اگر صاحب سفره فردی بخشنده و مهربان باشد، پس از منع و سرزنش با او صحبت نکن.
چون ازان نان و خوان به تنهایی
خورد چندانکه داشت گنجایی
هوش مصنوعی: وقتی او به تنهایی از آن نان و سفره خورد، به اندازهای که میتوانست.
توبره بر زیر سر نهاد و بخفت
صاحب خوان چو آن بدید آشفت
هوش مصنوعی: او توبره را زیر سرش گذاشت و خوابش برد. وقتی صاحب خوان این را دید، ناراحت و نگران شد.
گفت برخیز هان و هان برخیز
زودتر زین در دکان بگریز
هوش مصنوعی: بیدار شو و سریعتر از اینجا خارج شو.
ملک شهر حکم فرموده
که بگیرند الاغ آسوده
هوش مصنوعی: فرماندار شهر دستور داده که الاغ بیخبر و آسوده را بگیرند.
دمبدم می رسد یکی سرهنگ
می کند سوی هر الاغ آهنگ
هوش مصنوعی: هر لحظه یک سرباز به سمت هر الاغی میآید و قصد میکند که آن را مدیریت کند.
می کشد در قطار خویش تو را
می کشد زیر بار خویش تو را
هوش مصنوعی: تو را در مسیر زندگی خود میکشد و زیر بار سنگین وظایف و مسئولیتهایش به پیش میبرد.
می برد بارکش به هر سویت
می کند ریش پشت و پهلویت
هوش مصنوعی: کسی که بار میبرد، به هر سمتی که بخواهد میرود و در عین حال بر آسیبهای تو تأثیر میگذارد.
مرد غوری چو آن سخن بشنید
توبره بر کتف نهاد و دوید
هوش مصنوعی: مرد غوری وقتی آن حرف را شنید، کیسهای را روی شانه خود انداخت و به راه افتاد.
در به در کو به کو بسی شتافت
هیچ جایی به از مناره نیافت
هوش مصنوعی: در گوشه و کنار و همه جا به دنبال چیزی میگشت، اما هیچ جایی را بهتر از مناره پیدا نکرد.
از همه مردمان کناره گزید
ترس ترسان در آن مناره خزید
هوش مصنوعی: از تمام مردم دوری کرد و به خاطر ترسش در آن مناره پنهان شد.
از قضا بهر سود و سودایی
خاست از شهر شور و غوغایی
هوش مصنوعی: به صورت تصادفی و به خاطر دستیابی به منفعت و آرزویی، از شهری که پر از هیاهو و سر و صدا بود، برخواست.
شد گمانش که شور سرهنگ است
کش به سوی الاغ آهنگ است
هوش مصنوعی: او فکر کرد که این شور و شوق، ناشی از مقام و مقامداری است، در حالی که در واقع به سمت یک الاغ میرود.
بانگ می زد که من نهان شده ام
وز جفای تو در امان شده ام
هوش مصنوعی: صدا میزند که من پنهان شدهام و از ستم تو محفوظ ماندهام.
زود بگذر سخن مگوی اینجا
من نهانم مرا مجوی اینجا
هوش مصنوعی: سریع بگذر و صحبت نکن، زیرا من در اینجا پنهان هستم و نباید دنبالم بگردی.
بلکه خود زین دیار دورم من
همچنان در تکاو غورم من
هوش مصنوعی: من در این سرزمین غریب و دور از وطن هستم و همچنان در جستجوی معنای عمیق زندگی به سر میبرم.
صد سخن بیش ازین قبل بودش
لیک هر یک خلاف مقصودش
هوش مصنوعی: او صدها سخن بیشتر از این داشت، اما هر یک از آنها با هدفش تضاد داشت.
همچو آن ساده دل که از دغلی
ساخت بر ذکر سر نشان جلی
هوش مصنوعی: مانند آن فرد بیخبر که به خاطر فریبکاری، نشانهای از حقیقت را به طور نادرست بیان میکند.
ذکرش آمد برون ز پرده سر
بر خیال سر او هنوز مصر
هوش مصنوعی: در اینجا سخن از یاد و خاطره شخصی است که در ذهن و خیال فرد زنده است. او هنوز هم در افکار و احساسات گوینده حضور دارد و با اندیشههایش ارتباط دارد، حتی اگر به لحاظ فیزیکی در دسترس نباشد.