برگردان به زبان ساده
آخر چه کرده ام که شکایت همیکنی
وز ما گله برون ز نهایت همیکنی
هوش مصنوعی: آخر من چه کردهام که تو از من ناراحت هستی و با این حال به طور مداوم از من شکایت میکنی و از ما گلایه میکنی؟
زان بیشتر چه کرده ام ایجان که روز و شب
من عذر میکنم تو جنایت همیکنی
هوش مصنوعی: من بیشتر از آنچه که کردهام، شب و روز از تو عذرخواهی میکنم، اما تو همچنان به کارهای زشتت ادامه میدهی.
گفتی که دوستی به ازین چون کند کسی
تقصیر نیست سخت بغایت همیکنی؟
هوش مصنوعی: تو گفتی که دوستی بهتر از این نیست و اگر کسی قصوری مرتکب شود، کار او بسیار سخت است.
دل میبری بقهر و جگر میخوری بجور
تو کار دوستان بعنایت همیکنی
هوش مصنوعی: تو با قهر و ناراحتی، دل مرا میگیری و قلبم را جریحهدار میکنی، اما با این حال، تو به دوستانت توجه و محبت میکنی.
کردی بکام دشمنم و دوست هم نئی
وین طرفه تر که هم تو شکایت همیکنی
هوش مصنوعی: تو به خواسته دشمنم پاسخ دادهای و دیگر دوستی نیستی. چه جالب که در عین حال هم از من شکایت میکنی.
گفتی که ازتو در همه عالم علم شدم
آن نیز از زبان روایت همیکنی
هوش مصنوعی: گفتی که من در همه دنیا به خاطر تو علم و دانش پیدا کردم، اما این را هم تنها از زبان نقل میکنی.
تا چند گوئیم که من آن توام بصبر
یک بوسه کو بنقد؟ حکایت همیکنی
هوش مصنوعی: چند بار باید بگوییم که من تو هستم و تو من. صبر کن، یک بوسه را به عنوان نشانهای از عشق بده تا داستان را روایت کنیم.