برگردان به زبان ساده
زهی تو حاکم عدل و جهان ترا محکوم
زهی بحم تو گردن نهاده چرخ ظلوم
هوش مصنوعی: تو ای حاکم عدالت، چه نیکو! دنیا زیر فرمان توست. چه خوب است که گردونهی زندگی به تو تسلیم شده و در برابر تو سر فرود آورده است.
فکنده صیت تو در گوش روزگار طنین
کشیده رای تو بر روی آفتاب رقوم
هوش مصنوعی: نام تو در جهان طنینانداز شده است و افکار و اندیشههای تو مانند نوری بر آفتاب میدرخشد.
جبلت تو مزین بخصلت محمود
طبیعت تو منزه ز سیرت مذموم
هوش مصنوعی: تو از ویژگیهای نیکو و زیبا برخورداری، و طبیعت تو از صفات ناپسند و زشت دور است.
همی فروزد از تو چهار بالش شرع
چو آفتاب ز شرق و چو آسمان ز نجوم
هوش مصنوعی: آن چهار بالشی که به تو میافزاید، مانند آفتاب از شرق میتابد و همچون آسمان از ستارهها پر است.
بپیش دست تو دریاست چون خط جدول
بنزد رای تو خورشید نقطه موهوم
هوش مصنوعی: به نزد تو، دریا مانند خطی صاف است و در برابر نظر تو، خورشید چیزی بیمعنا و بدون اهمیت به نظر میآید.
جواب تو ندهد آرزو مگر لبیک
خطاب تو نکند روزگار جز مخدوم
هوش مصنوعی: آرزو تنها زمانی به خواستهات پاسخ میدهد که دنیا به ندای تو پاسخ دهد و تنها برای کسانی که تحت سرپرستی هستند؛ یعنی کسانی که در طلب چیزهایی هستند که ممکن است نصیبشان شود.
گه نواختن خاص و عام خورشیدی
که کوه و ذره نماند ز نور او محروم
هوش مصنوعی: گاهی خداوند به همه، حتی کوهها و ذرات ریز، نوری میبخشد که هیچکس از آن بیبهره نمیماند.
سخای حاتم طائی و عدل نوشروان
عبارتیست کزان نام تو شود مفهوم
هوش مصنوعی: سخاوت حاتم طایی و انصاف نوشروان، ویژگیهایی هستند که با نام تو تعریف میشوند.
چنان بساط ستم در نوشتی از عالم
که می بدست نیاید چو کیمیا مظلوم
هوش مصنوعی: در جهانی که ظلم و ستم به صورت گستردهای در حال وقوع است، وضعیت به گونهای است که حتی مظلومان هم قادر به تغییر آن نیستند و مثل کیمیا (طلا) نایاب و سخت به دست میآیند.
عجب نباشد ار از طبع تو تغییر یافت
مزاج چرخ ستمکار و طبع عالم لوم
هوش مصنوعی: عجیب نیست اگر خلق و خوی تو تغییر کند، زیرا وضع و حال جهان و سرنوشت مردم هم قابل تغییر است.
اگر نبودی فر و شکوه مسند تو
نهاده بود فلک ظلمرا اساس و رسوم
هوش مصنوعی: اگر تو نبودیو عظمت و شکوه تو، آسمان ظلمت را برپا کرده بود و پایههای آن را بنا مینهاد.
و گرنه سنگ تو میآمدیش در دندان
پدید کرده بداین چرخ ظلمهای سدوم
هوش مصنوعی: اگر سنگ تو نبود، او بسادگی به دندان من میآمد و ظلمهای این دنیا را نشان میداد.
نهاده قاعدۀ عدل تو در این کشور
چنانکه شاهین مرکب را دهد مرسوم
هوش مصنوعی: تو در این سرزمین عدل را به گونهای برقرار کردهای که مانند شاهینی که بر مرکبی نشسته، بینقص و با اقتدار بر آسمانها پرواز میکند.
ز جور آتش نگریستی بعهد تو در
اگرنه نقش کجش راست مینمودی موم
هوش مصنوعی: اگر به ظلم و آتش نگاه کنی، میبینی که اگر به عهد و پیمان خود وفا نکنی، آنچه که نادرست و کج به نظر میرسد، درست و راست نمایان خواهد شد.
مخالف تو اگر نوش کردی آب حیات
شدی بحنجر او در چو خنجر مسموم
هوش مصنوعی: اگر کسی به مخالفت با تو بپردازد و از نوشیدن آب حیات بهرهمند شود، در حقیقت این فرد به مثابه فردی است که خنجری مسموم در گلو دارد.
که بود هرگز کو بر خلاف تو دم زد
که خیل مرگ زناگه بر او نکرد هجوم
هوش مصنوعی: هیچ کس جرات ندارد که بر خلاف تو صحبت کند، چرا که لشکر مرگ به او هجوم نخواهد آورد.
چه نقص جاه ترا گر کسی مخالف شد
چه عیب گل را گر زو حذر کند مزکوم
هوش مصنوعی: اگر کسی با تو مخالفت کند، این نشاندهندهی نقص و ایراد تو نیست. مانند این است که اگر گلی کسی را از خود دور کند، به معنای عیب داشتن گل نیست.
نعذبالله اگر تو در ابرو آری چین
زسهم و هیبت تو زلزله فتد در روم
هوش مصنوعی: اگر تو تنها یک چین در ابرویت بیاوری، زلزلهای در روم به وجود میآید.
هر آنکه نیست دو تا پیش تو چو چنبر دف
چو نای رود بود ریسمانش در حلقوم
هوش مصنوعی: هر کسی که دو تا نباشد، مانند حلقه دور دفی است که صدایش در جریان است، و این ریسه در گلو به او وصل است.
عوطف کرم شاملت که دایم باد
چو فیض فضل خدایست بر سبیل عموم
هوش مصنوعی: مهربانی و لطف تو همیشه شامل حال همه است، مانند برکات و نعمتهای الهی که به همگان میرسد.
خدای عز و جل کرد قسمت روزی
ولی ندانم سری که نیستت معلوم
هوش مصنوعی: خدای بزرگ روزی هر کسی را مقدر کرده است، اما نمیدانم که سرنوشت تو چه خواهد بود و چه آیندهای در انتظار توست.
ز قصد دشمن و حاسد ترا چه باک بود
چو هست امر تو قایم بایزد قیوم
هوش مصنوعی: از تقصیرها و حسادتهای دشمنان نگران نباش، زیرا سرنوشت تو در دست خداوندی است که همواره پایدار و باثبات است.
بچرخ فرما زین پس چو خدمتی باشد
ازانکه چرخ ترا چاکریست نیک خدوم
هوش مصنوعی: از این به بعد حرکت کن و انجام بده، زیرا هر خدمتی که ارائه دهی، ناشی از این است که زمان در خدمت توست و به خوبی از تو حمایت میکند.
ستایش تو چه کارست تابدولت تو
سخن بمدح تو بی من همی شود منظوم
هوش مصنوعی: ستایش تو چه اهمیتی دارد، وقتی که خودت به تنهایی میتوانی باعث شادمانی و مدح باشی و شعرها دربارهات سروده میشوند، حتی بدون من.
همیشه تا که نباشد بطبع آتش آب
همیشه تا که نگردد بطعم شهد ز قوم
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که هیچ چیز تا زمانی که با ذات خود هماهنگ نباشد، نمیتواند به موفقیت یا طعم دلخواه برسد. برای تحقق چیزها، نیاز به شرایط خاصی است که آنها را به وجود آورد. بدون فراهم بودن این شرایط، هر چیزی در حالت طبیعی خود باقی میماند و تغییر نمیکند.
زنائبات جهان باد جان تو محروس
ز حادثات فلک باد ذات تو معصوم
هوش مصنوعی: بهتر است بگوییم: ای زنایابان جهان، جان تو از حوادث آسمان محفوظ باد و وجود تو پاک و بیگناه باشد.
زمانه خادم آن کت بود ز جمع خدم
سپهر خصم کسی کت بود ز جنس خصوم
هوش مصنوعی: زمانه همچون خادمی برای کسی است که در جمع دشمنان قرار دارد و دنیا برای او مانند سگی است که به مقابله با خصومتی میپردازد.
جهان مسخر و گردون مطیع و بخت بکام
خدای یار و ملک داعی و فلک محکوم
هوش مصنوعی: دنیا تحت کنترل است و آسمان نیز فرمانبردار است. سرنوشت به نفع محبوب خدا و فرمانروایان است و ستارهها تابعت دارند.