برگردان به زبان ساده
منم که جز بمدیح تو هیچ دم نزنم
بجز بقوت تو گوی مدح و دم نزنم
هوش مصنوعی: من تنها کسی هستم که جز به ستایش تو هیچ سخنی نمیگویم و جز به خاطر قدرت تو در وصف و ستایش اثر نمیگذارم.
سرای ضرب سخن زان مسلمست مرا
که جز بنام شهنشاه دین درم نزنم
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که من فقط به خاطر نام بزرگترین و محترمترین شخصیت دینی صحبت میکنم و هیچ کس دیگری را لایق این مقام نمیدانم.
مجاور فلک و بحرم اندرین حضرت
سزاست خیمه اگر بر کنار یم نزنم؟
هوش مصنوعی: در این مکان، که همسایه آسمان و دریاست، شایسته است که اگر خیمهای بر کنار دریا به برپایی نزنم؟
هر آن نفس که زنم جز بیاد دولت تو
وبال باشد بر عمر لاجرم نزنم
هوش مصنوعی: هر زمانی که نفسی میکشم، اگر به یاد تو نباشد، برای عمرم ضرر دارد. بنابراین، هیچ نفسی نخواهم کشید.
روا بود که ز نعمت تهی بود دستی؟
که جز بدامن چون تو ولی نعم نزنم
هوش مصنوعی: آیا درست است که دست کسی از نعمت خالی باشد؟ من فقط به دامن تو احترام میگذارم و برای کسی دیگر از نعمتم نمیکاهیم.
چه عذر سازم اگر بر جناب این دولت
طناب خیمه برین طارم نهم نزنم
هوش مصنوعی: چه دلیلی میتوانم بیاورم اگر برای این مقام و منزلت، چادر خود را در این جایگاه نزنم؟
ز روزگار تو میگویم وز تو مخدوم
ازان دمی که زنم بی هزار غم نزنم
هوش مصنوعی: من از روزگار تو سخن میگویم و از تو که آقا هستی، از آن لحظهای که زندگیام را بیهزار اندوه بگذرانم.
مرا چو شیر علم گر زباد باید زیست
چو طبل و بوق دم از حلق و از شکم نزنم
هوش مصنوعی: اگر قرار باشد مانند شیر علم زندگی کنم، باید از قدرت و دانش خود استفاده کنم و هیچ صدایی از خودم نزنم، بلکه باید مانند طبل و بوق عمل کنم که به تشویق و تحریک دیگران بپردازند.
بنزد همت من آسمان کمینه گداست
اگرچه پهلو با هیچ محتشم نزنم
هوش مصنوعی: از نظر من، آسمان برای من بسیار پایینتر از جایگاه من است، هرچند که هرگز با هیچ فرد برجستهای نیز مقایسه نمیشوم.
هنر ز خویش نمایم چو تیغ و چون خورشید
ز خویش فخر کنم لاف ازین و عم نزنم
هوش مصنوعی: من هنر خود را مانند تیغ تیز نشان میدهم و مانند خورشید به خود افتخار میکنم، اما از این مسائل هیچ لاف و ادعایی نمیکنم.
توکل آمیز الحق قناعتیست مرا
که تکیه بر زر قارون و ملک جم نزنم
هوش مصنوعی: ایمان و توکل بر خدا، به من قناعت یاد داده است به گونهای که هرگز به ثروت قارون یا سلطنت جم تکیه نکنم.
بچشم و گوش و بدست و زبان امین باشم
دغا نبازم و دم بیش متهم نزنم
هوش مصنوعی: من باید در همه چیز، از جمله دیدن و شنیدن و صحبت کردن و عمل کردن، مورد اعتماد و درستکار باشم و هیچ وقت فریب نزنم و به کسی اتهام نزنم.
ز روی حرص و هوا پرده بر حرم ندرم
بدست دزد طمع نقب بر حرم نزنم
هوش مصنوعی: به خاطر احساس حرص و تمایل، من به مکان مقدس آسیب نمیزنم و اجازه نمیدهم کسی با طمع به آنجا نزدیک شود.
اگرچه عاجز باشم زبون کس نشوم
اگرچه قادر گردم در ستم نزنم
هوش مصنوعی: هرچند که از نظر قدرت و توانایی ناتوانم، اما هرگز اجازه نمیدهم که به دیگران آسیب برسانم. اگر هم روزی توانایی پیدا کنم، هیچ وقت در حق others ظلم نمیکنم.
بخوش حریفی هنگام خلوت مجلس
ززهره کم نزنم گرچه زیروبم نزنم
هوش مصنوعی: با کسی که در خلوت مجلس خوشحال است، به راحتی نمیتوانم درد و دل کنم. حتی اگر عمیق به او فکر کنم، باز هم نمیتوانم از خودم چیزی بگویم.
سپید بازم و هر دست را نشایم من
سیاه چترم و بر هر سری رقم نزنم
هوش مصنوعی: من دوباره سفید و روشن شدهام و هر دست را به هم میزنم، من مانند چتری سیاه هستم و بر روی هر سـری چیزی نمینویسم.
بطبع شاعرم آری ولی بوقت بیان
چو آفتابم و چون آفتابه نم نزنم
هوش مصنوعی: من به طور طبیعی شاعر هستم، اما وقتی که زمان بیان رسید، مانند آفتاب درخشان میشوم و مثل آفتابه آب نمیریزم.
گه فصاحت بادم زبان بریده چو کلک
اگر عرب بسر کلک بر عجم نزنم
هوش مصنوعی: زمانی که زبانم به دلیل فصاحت و بلاغت، مانند قلمی بریده شده باشد، هرگز اجازه نمیدهم که قلم عربی بر دست عجم بیفتد.
مرا بگاه دبیری در دست باد قلم
اگر برابر این خواجگان قلم نزنم
هوش مصنوعی: در زمانهایی که قلم در دست باد است و مشغول نوشتن هستم، اگر نتوانم به اندازه این اشراف و بزرگان بنویسم، چه فایدهای دارد.
علوم شرعی معلوم هرکسست که من
ز هیچ چیز درین شیوه کم قدم نزنم
هوش مصنوعی: معنی این بیت به این صورت است که هر کسی میداند که دانشهای مذهبی مشخص است و من هرگز در این مسیر از هیچ چیز کم نمیآورم و همواره با قوت و اعتماد به نفس قدم برمیدارم.
اگر بنظم رسد کار و شعر باید گفت
تو خود بگو که من اینجای هیچ دم نزنم
هوش مصنوعی: اگر کار به نظم و سرودن برسد، باید شعر گفت. اما تو خودت بگو که من در اینجا هیچ حرفی نزنم.
حدیث فضل رها کن من این نمی گویم
و گرچه میرسدم لاف فخر هم نزنم
هوش مصنوعی: از صحبت درباره فضیلتها بپرهیز، زیرا من این را نمیگویم و حتی اگر به مقامهای بالا هم برسم، به خودم نمیبالم و ادعای فخر نمیکنم.
چو لاله گر کلهی بر نهم رکاب ترا
زبندگان تو شمشیر کم زنم نزنم
هوش مصنوعی: اگر لاله را بر سرم بگذارم و نام تو را بر زبان بیاورم، از بندگانت انتقام میگیرم. اما اگر این کار را نکنم، به تو آسیب نرسانم.
مرا بمرد مخوان گر بوقت جانبازی
شراره وار معلق سوی عدم نزنم
هوش مصنوعی: مرا به مردن نخوانید، زیرا اگر در زمانی که در حال ایثار هستم، مانند شعلهای که به سمت عدم میرود، خود را به خاطر نجات دیگران فدای نکردهام.
بوقت مردی چو من تیغ کار باید بست
بمردمی که زخورشید تیغ کم نزنم
هوش مصنوعی: در زمان مردانگی، باید سلاح کار را به دست گرفت و با انسانهایی که به اندازه خورشید همتی ندارند، نباید درگیر شد.
زیاد حمله چو من آبدار کشم
زنم گر آتش در خاک روستم نزنم
هوش مصنوعی: اگر مثل من به شدت تحت فشار باشی، ممکن است که آتش را در دل خود ذخیره کنم، اما هرگز بر سر خاک و سرزمینم حمله نخواهم کرد.
گرفتم آنکه مرا نیست معنی ذاتی
هنر ندارم و تیغ و قلم بهم نزنم
هوش مصنوعی: من آن چیزی را که نمیشناسم و معنا ندارد، در اختیار ندارم و هرگز سلاح و قلم را با هم درگیر نخواهم کرد.
تمام نیست مرا این هنر که بعدرکوع
بجز بخدمت خاص تو پشت خم نزنم؟
هوش مصنوعی: آیا ممکن است بگویم که این هنر من نیست که وقتی به رکوع میروم، جز برای تو هیچکس را پشت سرم نبینم؟
نه آن خسم که زهر بادگوشۀ گیرم
که بی رضای تو من گام در ارم نزنم
هوش مصنوعی: من دشمنی را نمیخواهم که به او سوگند بخورم، زیرا بدون رضایت و خواست تو، حتی قدمی در سرزمین عشق نمیزنم.
بدین وسایل و چندین هنر چو تو مخدوم
دریغ باشد اگر بر فلک علم نزنم
هوش مصنوعی: اگر با این همه وسایل و هنرهای مختلف، تو چنین اوج و مرتبهای داری، چه تاسفی است اگر من در آسمان، نامی از خود برنزنم.
حقوق خدمت دارم مرا مکن ضایع
که من همایم و جز فال مغتنم نزنم
هوش مصنوعی: من حقوقی در خدمت به تو دارم، پس آن را زیر پا نگذار. زیرا من مانند همایم و فقط کارهای ارزشمند انجام میدهم.
زدرگه تو بجای دگر نخواهم شد
که پنج نوبت جز بر در کرم نزنم
هوش مصنوعی: من از درگاه تو به هیچ جای دیگری نخواهم رفت و به غیر از در محبت تو در هیچ جا نخواهم آمد.
ز درگه تو بجای دگر نخواهم شد
که پنج نوبت جز بر در کرم نزنم
هوش مصنوعی: من هرگز به جایی غیر از درگاه تو نخواهم رفت، زیرا پنج بار بیشتر به در رحمت تو knocking زدهام.
دعا بشعر نگفتم که حلقه یارب
بجز بوقت سحر بر در قدم نزنم
هوش مصنوعی: من دعا را به زبان شعر بیان نکردم، زیرا فقط در ساعات سحر از تو درخواست کمک میکنم و سراغت میآیم.