برگردان به زبان ساده
ای چشم چرخ چون تو ندیده هنرنمای
چون تو نزاده مادر گردون گره گشای
هوش مصنوعی: ای چشم فلک، هیچ هنری مانند تو دیده نشده و هیچ مادری در دنیا کسی را همچون تو به دنیا نیاورده است. تو گرهگشا و دلسوزی هستی که در عالم هنر بینظیری.
لفظ تو روح را بشکر ریز میزبان
رای تو عقل را بسر انگشت رهنمای
هوش مصنوعی: کلام تو مانند نوشیدنی خوشمزهای است که روح را شاد میکند، و عقل را با اشارهای راهنمایی میکنی.
در طاعت تو دهر بخدمت غلام خوی
بر در گه تو چرخ بپویه لگام خای
هوش مصنوعی: در خدمت تو، زمانه مانند یک غلام به درگاهت میآید و در جستجوی خواستههایت میباشد. دنیای هستی همچون اسبی است که افسار آن را در دستان تو قرار دادهای.
کلک تو دوستانرا ماریست گنج بخش
نام تو دشمنانرا نوشی است جانگزای
هوش مصنوعی: عملکرد تو باعث خوشحالی دوستانت و دشمنانت میشود؛ دوستانت از مهربانی تو بهرهمند میشوند و دشمنانت از نام تو رنج میبرند.
قدر رفیع تست چو مهر آسمان نورد
نور ضمیر تست چو صبح آفتاب زای
هوش مصنوعی: قدرت و ارزش تو به اندازه خورشید در آسمان است و روشنی وجود تو همچون سپیدهدمی است که به دنیا میآورد.
راهی سپرده تو که آنجا نبوده راه
جائی رسیده تو که آنجا نبوده جای
هوش مصنوعی: تو در مسیری قدم گذاشتهای که هیچگاه وجود نداشته و به مکانی رسیدهای که هیچگاه جای آن نبوده است.
از حرص خدمت تو در شام و بامداد
مه با کلاه میرود و صبح با قبای
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و اشتیاقی که به خدمت کردن برای تو دارم، در صبح و شب همواره در تلاش و کوشش هستم و به بهترین شکل ممکن آماده میشوم.
از جود هرزه کار تو و طبع جمله بخش
بینم طمع غنی و قناعت شده گدای
هوش مصنوعی: از جوانمردی و بخشندگی تو، به وضوح میبینم که چگونه طبع انسانها به سوی ثروت و بینیازی متمایل است، در حالی که همه به ارزش قناعت و بینیازی گدا گونهای آگاه شدهاند.
ای روی تو چو چشمه خورشید نور پاش
وی رای تو چو آینه صبح شب زدای
هوش مصنوعی: ای چهرهات مانند چشمهای از نور خورشید میدرخشد و افکارت همانند آینهای هستند که شب را از بین میبرند.
تدبیر تو بلطف بدوشد ز مار شیر
سهمت بقهر بندد بر شیر نر درای
هوش مصنوعی: با تدبیر و لطف تو، مار به شیر حمله میکند و سهم تو را میگیرد، و به این ترتیب میتواند بر شیر نر تسلط یابد.
تا شد وشاق روم برانگشت تو سوار
زد زنگ تیغ هندی در دست ترک قای
هوش مصنوعی: تا زمانی که به ورزش با تو مشغول هستم، بر روی انگشت تو مانند سوارکاری میچرخم و مانند دنگ تیغ هندی در دستان ترکها به نظر میرسد.
لرزد همی ز سهم تو خورشید نقب زن
بیمار شد ز تیغ تو مهر کله ربای
هوش مصنوعی: خورشید از پرتو تو میلرزد و به خاطر قدرت تو، ماه به زخم تیغ تو دچار مریضی و آسیب شده است.
خاک سم سمند تو از سدره خاستست
تا تو تیای دیده کند چرخ سرمه سای
هوش مصنوعی: خاک پایی که سم اسب تو بر آن میزند، از درخت سدره به وجود آمده است تا تو بتوانی با چشم خود، زیباییهای دنیا را مشاهده کنی.
فتنه کنون در امن شکر خواب میکند
تا هست پاس حزم تو بیدار و باس پای
هوش مصنوعی: در حال حاضر، در حالی که خطرات در خواب به سر میبرند، تو باید همچنان هوشیار و آماده باشی؛ زیرا آرامش ظاهری نباید تو را گمراه کند.
رای تو قهرمان شد از انست لاجرم
عالم مطیع خنجر و خنجر مطیع رای
هوش مصنوعی: رای تو به عنوان قهرمان، باعث شد که جهان از تو تبعیت کند و خنجر نیز تسلیم آن رأی شود.
ای ساحت کفت صفت عرصه بهشت
وی فسحت دلت دوم رحمت خدای
هوش مصنوعی: ای چهرهای که به زیبایی و وصف بهشت شبیه هستی، دل گستردهات دومین رحمت خداست.
گردون سفله پرور دون بخش خس نواز
در سفلگی فزود تو در مردمی فزای
هوش مصنوعی: آسمان، به خاطر پروراندن افراد پست، به تو لطفی کرده است و این موضوع باعث شده است که تو در میان مردم، بیشتر معروف شوی.
دارم درون سینه دلی حکمت آشیان
دارم برون پرده تنی محنت آزمای
هوش مصنوعی: در درون قلبم دانش و حکمت زیادی پیدا کردهام، اما در دنیای خارج با مشکلات و آزمایشهای دشواری روبرو هستم.
چون بینوا زید چه هنرور چه بی هنر
چون استخوان خورد چه سک گبر و چه همای
هوش مصنوعی: زمانی که شخصی در شرایط سختی قرار دارد، فرقی نمیکند که هنرمند باشد یا بدون هنر؛ هر کسی میتواند در برابر مشکلات و سختیها آسیبپذیر شود. مثل اینکه وقتی استخوانی را میخورند، هیچ فرقی میان نژادها یا نوع افراد نیست؛ همه در آن وضعیت یکسان هستند.
اینست جرم من که نگردم بهردری
اینست عیب من که نیم هر خسی ستای
هوش مصنوعی: من یک اشتباه دارم که به هیچ درب و doorway نمیروم و یک عیب دیگرم این است که از هر شخص بیارزش تمجید نمیکنم.
نه چون علق نشسته بوم در پس دری
نه همچو حلقه مانده بوم بر در سرای
هوش مصنوعی: پرندهای که بر پشت در نشسته، نه به شکل میخساری به دیوار چسبیده و نه مانند حلقهای است که بر در خانه باقی مانده است.
ای هر گره گشوده مرا نیز وارهان
وی هر کس آزموده مرا نیز برگرای
هوش مصنوعی: ای کسی که مشکلات را حل میکنی، مرا هم نجات بده. و آن کسی که تجربهام کرده، از من فاصله بگیر.
آبی ز سر گذشته بدان کزبیان فتند
ازجود باد دست تویکمشت خاک پای
هوش مصنوعی: به آبی که از آسمان بر زمین میبارد و به خاطر بخشش شما، تکهای از خاک پای شما در آن است، نگاه کن.
جاوید باد قبله حاجات درگهت
دایم درین سرای چو من صد سخنسرای
هوش مصنوعی: جاویدان باد مکان درخواستها و نیازهای من، همیشه در این دنیا مانند من که سخنهای بسیاری دارم.
هر حلقه طلب که زده بر در مراد
آواز داده بخت - گشادست در درای
هوش مصنوعی: هر تلاش و درخواستی که برای رسیدن به خواستهات انجام بدهی، نویدبخش است و نشانهای از این است که شانس و بخت به تو روی آوردهاند.
خصم تو نی بناخن و در پرده چون رباب
نای گلوش زیر رسن چون گلوی نای
هوش مصنوعی: دشمن تو مانند نوازندهای نیست که در پس پرده، با ناز و لطافت ساز بزند. او در واقع به شکلی سرسخت و تحت فشار است، همانطور که گلوگاه نوا درون رسنِ ساز قرار دارد.
در بزم دوستان تو خنده بقهقهه
در خانه عدوی تو گریه بهایهای
هوش مصنوعی: در جمع دوستان، شادی و خنده موج میزند، اما وقتی به خانه دشمنت میروی، تنها صدای گریه و زاری به گوش میرسد.