برگردان به زبان ساده
ای جهان از تو معطر گشته
وی فلک از تو منور گشته
هوش مصنوعی: این جهان به خاطر وجود تو خوشبو و زیبا شده است و آسمان نیز به نور وجود تو روشنایی یافته است.
ای نکو طلعت فرخنده تو
زینت مسند و منبر گشته
هوش مصنوعی: ای خوش چهره، تو زینت مسند و منبر شدهای و به زیبایی درخشیدهای.
وز پی مقدم میمون تو صدر
آسمان پر زر و زیور گشته
هوش مصنوعی: به دنبال ورود خوشبختی و زیبایی تو، آسمان به زرق و برق و تزیینات آراسته شده است.
شرع را علم تو رونق داده
عقل را رای تو رهبر گشته
هوش مصنوعی: علم تو به قوانین شرع، اعتبار و رونق بخشیده و عقل تو به عنوان راهنما، مسیر را روشن کرده است.
مسند از درس تو ناظر بوده
منبر از وعظ تو جانور گشته
هوش مصنوعی: من در حال حاضر به تعلیم و تربیت تو توجه دارم و منبر از سخنان تو به حیاتی تازه دست یافته است.
گوشها از تو بهنگام نکت
چون صدف پر در و گوهر گشته
هوش مصنوعی: گوشهایت مانند صدفهایی پر از جواهر و در، وقتی به تو گوش میدهند، پر از نکتهها و جذابیتهای تو شدهاند.
با زمین حلم تو همسنگ شده
با فلک قدر تو همبر گشته
هوش مصنوعی: حلم و صبر تو به اندازهی زمین است و جایگاه تو به اندازهی آسمانها بالا رفته است.
از پی خوش سخنت گاه سخن
دل بدخواه تو مجمر گشته
هوش مصنوعی: به دنبال صحبتهای دلنشینت، گاهی صحبتهای دل ناخوشایند تو به آتش ویرانی تبدیل شده است.
وز پی خدمت تو پشت فلک
خم پذیرفته و چنبر گشته
هوش مصنوعی: به خاطر خدمت به تو، آسمان هم به تنگ آمده و خم شده است.
حکم و فرمان تو از روی نفاذ
با قضا راست برابر گشته
هوش مصنوعی: فرمان تو با قضا و قدر به طور حتمی و بدون تردید یکی شده است.
دست تو جود مجسم بوده
شخص تو لطف مصور گشته
هوش مصنوعی: دست تو نمادی از بخشندگی است و وجود تو تجسمی از لطف و مهربانی است.
لفظت آسایش دلها داده
مدحت آرایش دفتر گشته
هوش مصنوعی: آرامش دلها را به زبان آوردهای و با آن، زیباییهای زندگی را به تصویر کشیدهای.
ابلق سرکش ایام بطبع
زیر ران تو مسخر گشته
هوش مصنوعی: روزهای سرکش و پرآشوب در طبیعت به زیر پای تو خضوع کرده و رام شدهاند.
بودی ار مهر چو رایت بودی
همه ذرات هوا زر گشته
هوش مصنوعی: اگر عشق تو چون پرچمی در آسمان میدرخشید، همه ذرات هوا نیز به طلا تبدیل میشدند.
طمع و آز ز جودت فربه
کان و دریا ز تو لاغر گشته
هوش مصنوعی: طمع و آرزو از دست generosity تو پرورش یافته است و دریا از بخشش تو کم آب و لاغر شده است.
لفظ تو همنفس صبح شده
خلق تو همدم عنبر گشته
هوش مصنوعی: صدای تو همنفس صبح شده و وجود تو مانند بوی خوش عطر است.
دست راد تو چو ابری بمثل
لفظ عذب تو چو کوثر گشته
هوش مصنوعی: دست راست تو مانند ابر رحمت است و جملاتت مانند آب گوارا و زلال، چنین شیرین و دلنشین شدهاند.
از کفت ابر خجل گشته چنان
که زمین از عرقش تر گشته
هوش مصنوعی: ابر از خجالت و شرم خود به زمین اندوهگین است، به گونهای که زمین از ریزش عرق او تر و مرطوب شده است.
گاه ترکیب سخن در مدحت
دهن نی همه شکر گشته
هوش مصنوعی: گاهی اوقات، ترکیب کلمات در ستایش به قدری شیرین و زیبا میشود که همه چیز را به شکر میماند.
تا که این زورق ازرق باشد
سقف این توده اغبر گشته
هوش مصنوعی: تا زمانی که این قایق آبی رنگ باشد، سقف این توده غبارآلوده شده است.
بادت ایام مطیع و منقاد
فلکت بنده و چاکر گشته
هوش مصنوعی: ای روزگار، تو مانند بادی هستی که به ارادت و فرمان من است، و من در برابر تو، همچون بنده و خدمتگزار سرافراز شدهام.
پیش چوگان بلاخصم چو گوی
بی سر و پای شده سرگشته
هوش مصنوعی: در میدان نبرد، من به مانند گوی بیسروپا هستم که در چنگال مشکلات گیج و سرگردان شدهام.
همچنین بادی در دولت و عز
قوت پشت برادر گشته
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که در دو شرایط مختلف، مانند وزش باد که میتواند باعث تقویت یا تضعیف کسی شود، برادر به کمک یکدیگر میرسند و از یکدیگر حمایت میکنند.
هر زمانی بمکان هر دو
دل اسلام قوی تر گشته
هوش مصنوعی: هر زمان و مکانی که مسلمانان به یکدیگر دل بدهند و اتحاد و همبستگی بیشتری داشته باشند، دین اسلام قویتر و پایدارتر میشود.
همه مقصود محصل بوده
همه اغراض میسر گشته
هوش مصنوعی: هدف اصلی دانشآموزان به دست آمد و تمام مقاصدشان تحقق یافته است.