برگردان به زبان ساده
دولت بیدار دوش کرد زعقل امتحان
گفت بگو چیست آن گوهر روشن روان
هوش مصنوعی: دولت بیدار شب گذشته از عقل امتحان گرفت و از او خواست بگوید آن گوهری که روشن و درخشان است چیست.
آتش همرنگ آب آلت ضرب الرقاب
آیت فصل الخطاب غایت سبق الرهان
هوش مصنوعی: آتش با رنگ آب قابل تشخیص نیست، و ابزار کار در قضاوت مانند ضربهای بر گردن است. این بیان نمادین نشاندهندهی حقایقی است که در مواقع حساس به روشنی مشخص میشوند و در نهایت برنده واقعی در رقابتها را معرفی میکنند.
نشتر عرق امل شعله برق اجل
دایه بیم و امید مایه سود و زیان
هوش مصنوعی: آرزوهایی که به شدت ایجاد میشوند، مانند یک چاقوی تیز هستند که از احساسات و هیجانات ناشی میشوند. زندگی ما تحت تأثیر دو قطب بیم و امید قرار دارد و این عوامل میتوانند منجر به نتایج مثبت یا منفی شوند.
قاعده رسم دین قائمه عرش ملک
حامله عز و ذل فاصله جسم و جان
هوش مصنوعی: قاعده و اصول دین، همچون عرش الهی قرار دارد و آنچه که به آدمی عزت و ذلت میدهد، در فاصلهای میان جسم و جان او نهفته است.
مشعله شبروان مشغله لاف زن
منطقه لشگری بدرقه کاروان
هوش مصنوعی: آتش روشنایی بخش شب، توجه و فعالیت افرادی که در حال کلام گزاف هستند را به خود جلب کرده و در این میان، گروهی از افراد نیروهای نظامی، در حال همراهی و بدرقه یک کاروان هستند.
آهن مسمار ملک آینه روی مرگ
ناخن چنگال حرب ناصیه آسیب جان
هوش مصنوعی: این بیت به تصویر کشیدن خطرات و چالشها در زندگی میپردازد. به نوعی اشاره به این دارد که زندگی میتواند همچون یک آینه باشد که مرگ و سختیها در آن نمایان میشود. همچنین، قواعد و محدودیتهای این دنیا میتوانند به آسیب رساندن به روح و جان انسان منجر شوند. در اینجا، اشاراتی به جنگ و مبارزه نیز وجود دارد که نشاندهندهی جنگ داخلی فردی و یا اجتماعی است. به طور کلی، این متن به تأثیرات منفی و دشواریهایی که زندگی انسانی را در بر میگیرد، میپردازد.
بازوی مردان کین باروی میدان دین
زینت تخت و نگین زیور تاج کیان
هوش مصنوعی: بازوهای مردان، نشانی از قدرت در میدان جنگ و دین هستند و این قدرت مانند زیور و تاجی برای پادشاهی است.
لعبت هشیار دل ملت را پیشوا
هندوی بیدار خسب دولت را پاسبان
هوش مصنوعی: هشیاری و آگاهی دل مردم را بازیچه کرده و پیشوای هندوی بیدار، نگهدار حکومتی است که به خواب رفته است.
درز گشای زره رخنه گذار سپر
فتنه البرز کن آفت بر گستوان
هوش مصنوعی: بیت به این معناست که فردی باید به مسئلهای عمیقاً پرداخته و به شکافهای موجود در زره و سپر خود توجه کند. او باید بتواند حوادث و مشکلات را شناسایی کرده و برای مقابله با آنها از قدرت و مهارت خود استفاده کند؛ به گونهای که بتواند بر چالشها و فتنهها غلبه کند.
هیبت و او همنشین نکبت و او همنفس
دولت و اوهمعنان نصرت و او توأمان
هوش مصنوعی: شکوه و عظمت او در کنار بدبختی و نکبت است، او با نعمت و ثروت همراه است و در کنار او یاری و نصرت نیز وجود دارد.
صبح ازو خنده برق ازو شعله
مرگ از و قطره قهر از و یک نشان
هوش مصنوعی: صبح به خاطر او روشن و شاداب است، برق به خاطر او میدرخشد، شعله مرگ به خاطر او وجود دارد و قطره قهر او نشانهای از وجودش است.
کفر ازو در نهیب ظلم ازودر حجیب
آفت ازو در گریز فتنه ازو درنهان
هوش مصنوعی: کفر و بیایمانی از او ناشی میشود، ظلم و ستم در پوشیدگی است و آسیبها و بلاها از او دوری میجویند، در حالی که فتنهها و آشوبها نیز در خفا از او پنهان میمانند.
چهره اوسیم رنگ حله اوزرنگار
کسوت او آب گون قطره او بهرمان
هوش مصنوعی: چهره او مانند رنگ حله و لباسش آبی است، مانند قطرهای که بر روی درختان مینشیند.
گاه برهنه همی لرزد بر خود چوبید
گه کمر زر کند دایره گرد میان
هوش مصنوعی: گاه به حالتی میافتد که برای خود احساس ترس و لرز میکند، و گاه هم به سرعت به خود میرسد و با قدرت و ارادهای محکم، دایرهای نیرومند و کامل ایجاد میکند.
نرم ولیکن درشت چون شکم اژدها
ساده و لیکن بنقش راست چو آب روان
هوش مصنوعی: ظاهری ملایم و نرم دارد اما در باطن قدرت و شدت زیادی مانند شکم یک اژدها. در عین حال، ساده و بیآلایش است، ولی به شکل مستقیم و صریح مانند آب در حال جریان است.
در کف شه روز رزم برق بود در سحاب
در زره دشمنش صاعقه در پرنیان
هوش مصنوعی: در میدان جنگ، چهره شاه مانند برقی در آسمان است و در زره دشمن، همچون صاعقهای میدرخشد.
عقل چو بشنید از و خنده بزد زیر لب
گفت بگویم که چیست خنجر شاه جهان
هوش مصنوعی: وقتی عقل این را شنید، زیر لب خندید و به خود گفت که آیا بگویم این سلاحی که به عنوان خنجر شاه جهان شناخته میشود، چه چیزی است؟
شاه فریدون نسب شیر سکندر لقب
سرور گردون نشین عادل سلطان نشان
هوش مصنوعی: شاه فریدون، که به عنوان فرزند شیر و به یاد سکندر بزرگ معروف است، فرمانروایی عادل و بزرگ است که در آسمانها مقام و منزلت دارد.
خسرو گیتی گشای صفدر لشگر شکن
مهر درخشنده تیغ کوه ستاره سنان
هوش مصنوعی: خسرو بزرگ و فرمانروای جهان، سردار دلیر و شکستناپذیر، با شمشیری درخشان مانند خورشید، همچون ستارهای در دل کوهها میدرخشد.
تاج ملوک اردشیر اختر پیروز بخت
گوهر دریا نوال قلزم گردون توان
هوش مصنوعی: تاج پادشاهی اردشیر، ستارهای با بخت نیکو و گوهری همانند دریا، از وسعت آسمان و قدرت زمین نشأت میگیرد.
پادشه بحر و بر مردم چشم ملوک
واسطه عقد ملک عاقله خاندان
هوش مصنوعی: پادشاه دریا و زمین، بر مردم نیکوکار و آگاه، به عنوان میانجی و عامل پیمان حکومت و خانوادهی شایسته و با خرد عمل میکند.
مهر سپهر وغا جان جهان سخا
روی ملوک زین پشت سپاه گران
هوش مصنوعی: خورشید آسمان و جان جهان، بخشنده است و چهره پادشاهان از پشت این سپاه بزرگ تابان است.
حاتم اقلیم بخش آصف البرز حلم
حیدر خیبر گشای رستم گیتی ستان
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف شخصیتهای برجستهای در ادبیات فارسی پرداخته است. حاتم به خوشرفتاری و generosity اش معروف است، آصف یکی از حکام دانا و باهوش در تاریخ ایران است. حلم حیدر به سعه صدر و بزرگمنشی علی (ع) اشاره دارد، و گشایش خیبر که مهمترین نبرد امام علی (ع) محسوب میشود، نشاندهنده قدرت و شجاعت اوست. رستم نیز به عنوان قهرمان ملی در داستانهای شاهنامه، نماد دلاوری و قدرت است. در کل، این شعر به ستایش ویژگیهای نیک انسانی و قهرمانیهایی که این شخصیتها دارند، میپردازد.
آنکه بمنشور اوست مملکت آن و این
وانکه بتدبیر اوست سلطنت این و آن
هوش مصنوعی: آن کسی که قانون و منشور اوست، حکومت و سرزمینهای مختلف به او تعلق دارد و آن که با تدبیر و مدیریت اوضاع، سلطنت و فرمانروایی بر این و آن را به دست دارد.
آنکه گه بزم و رزم بهر ولی و عدو
دارد از کلک و تیغ رزق و اجل در بنان
هوش مصنوعی: کسی که همچنان در میهمانی و جنگ به خاطر دوست و دشمن مشغول است، از قدرت و توان خود در زندگی و مرگ بهرهبرداری میکند.
آنکه بپیکان تیر چون بگشاید زشست
در دل سندان کند صورت پنج آشیان
هوش مصنوعی: آنکه تیر را به سوی هدف بیندازد، مانند این است که در دل سنگینترین نهادهای زندگی، شکل و نشانههای جدیدی را میآفریند.
زحمت آسیب او بر تن افراسیاب
هیبت شمشیر او در دل طمغاج خان
هوش مصنوعی: زخمهای ناشی از آسیب او بر تن افراسیاب، ناشی از قدرت و هیبت شمشیر او در دل طمغاج خان است.
در خم چوگان اوست نقطه گوی زمین
بر خط فرمان اوست دایره آسمان
هوش مصنوعی: در میدان بازی او، همه چیز تحت کنترل و هدایت اوست و عالم مانند دایرهای است که در فرمان او قرار دارد.
ابلق ایام را تا در امرش خرام
توسن افلاکرا در کف حکمش عنان
هوش مصنوعی: ای روزگار، همچنان که تو با قوت و قدرت خود پیش میروی، من نیز با تدبیر و ارادهام سعی دارم به جهت و هدفی که دارم هدایت شوم.
سهمش اگر دور باش در دل کوه افکند
کوه زبیم اوفتد زلزله در استخوان
هوش مصنوعی: اگر سهم او دور باشد، در دل کوه به آرامی قرار میگیرد؛ اما از ترس او، این کوه میتواند زلزلهای در استخوانهایش به وجود آورد.
عرصه ملکی که نیست در نظر عدل او
غول درو رهنماست گرگ در و سر شبان
هوش مصنوعی: این زمین که تحت نظارت اوست، در واقع درک و قضاوت عادلانهای ندارد و به همین دلیل، گرگها به راحتی میتوانند راهنمایی کنند و شبان به مشکل میخورد.
دست و دلش ایخدا چند ببخشند چند
آن نه دلست و نه دست پس چه بود بحر و کان
هوش مصنوعی: ای خدا، این دست و دل که میبخشند چه چیزی هستند؟ نه دل است و نه دست، پس چیست در این میان؟ نه دریاست و نه کان (مواد یا جواهر)، پس واقعاً چیست؟
ای دهش دست تو آیتی از فیض رزق
وی روش امر تو نسختی از کن فکان
هوش مصنوعی: ای بخشش تو نشانهای از نعمت و روزی است و در کار تو، فرمان و ایجاد جهانی را نوشتهای.
بخت تو تکیه زده در حرم لایزال
قدر تو خیمه زده بر طرف لامکان
هوش مصنوعی: شانس و سرنوشت تو در مکانی ابدی و مقدس حضور دارد و ارزش و مقام تو در جایی که هیچ محدودیتی وجود ندارد، مستقر شده است.
تازگی حلم تو مزمن طبع زمین
بارگی عزم تو مسرع سیر زمان
هوش مصنوعی: خویشتنداری و تحمل تو تازگی و نوید تازهای دارد، در حالی که طبیعت زمین با ویژگیهایش ثبات و آرامش را نشان میدهد. اراده و هدف تو همچون عاملی شتابدهنده در تحولات زمان عمل میکند.
عاجز از انعام تو عالم شیب و فراز
قاصر از ادراک تو دست یقین و گمان
هوش مصنوعی: در این دنیا، تمامی تلاشها و تواناییهایمان در برابر بخشش تو ناتوان است. در هر حالت و وضعیتی که باشیم، از درک عمق وجود تو ناتوانیم و فقط به یقین و گمان میرسیم.
دهر نیارد دگر شبه تورزم آزمای
چرخ نبیند دگر مثل تو صاحبقران
هوش مصنوعی: دنیا دیگر شبیه تو را نخواهد دید و چرخ فلک دیگر همچون تو صاحب قدرت و جلوهای نخواهد داشت.
دست طبیعت نزد شق دهانرا شکاف
تا که نشد رزق را دست تو اندر ضمان
هوش مصنوعی: طبیعت در دستش دندانی شکسته است تا بدینگونه، روزی که در اختیار توست، از ضمانت او خارج نشود.
از کفت آموخت بحر بخشش تالاجرم
از همه جا بیش ریخت آب بمازندران
هوش مصنوعی: به من آموخت که دریای بخشش چون تالاب، از هر سو سرریز میشود و به قدری فراوان است که همانند آبهای مازندران بیپایان به نظر میرسد.
گردون نزل ترا ماحضری ساختست
وجه جواز سنبله برگ که از کهکشان
هوش مصنوعی: آسمان به تو مقام و منزلتی بخشیده که دلیل برتری تو همچون سنبلهای است که از کهکشان بیرون آمده است.
عشق ثنایت مرا کرد امیر سخن
صیت سخایت مرا خواند برون زاصفهان
هوش مصنوعی: عشق تو باعث شد که در هنر سخن تا حدودی معروف شوم و نام نیک تو در خارج از اصفهان به گوشها برسد.
حرص همیگفت خیز راه سپرهین و هین
عقل همیگفت باش پرده مدرهان و هان
هوش مصنوعی: حرص میگفت که برای رسیدن به هدف تلاش کن و فعال باش، در حالی که عقل به تو میگوید که با احتیاط و آگاهی جلو برو و مراقب باش.
شعر همین وانگهی حضرت شاهنشهی
کس بسر آسمان بر نشد از نردبان
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که کسی از نردبان به آسمان نرفته و به مقام شاهنشاهی نرسیده است، مگر اینکه شاعری در وصف او شعر بگوید. برای رسیدن به اوج و عظمت، باید صدای هنری و زیبایی از دل شعری بیرون بیاید.
لطف ملک گر کند از تو قبول اینسخن
سازد از ان روح قدس مدح تو ورد زبان
هوش مصنوعی: اگر لطف و محبت الهی به تو شامل حال شود، روح قدس دربارهات سخن خواهد گفت و تو را برزبان مردم میآورد.
آه که بازار شعر دید کسادی عظیم
جز بتو نتوان فروخت این سخنان گران
هوش مصنوعی: آه، چه حالتی است که بازار شعر به شدت کساد شده و جز تو، هیچکس نمیتواند این سخنان ارزشمند را به فروش برساند.
تخت بر اجرام نه رخت بر افلاک بر
لایق تخت تو نیست عرصه این خاکدان
هوش مصنوعی: بر روی زمین، مناسب بستر تو نیست؛ جایگاه تو بر کرات آسمانی است.
گردن رایان ببند چون دردونان بقهر
کشور ترکان گشای چون زمی دیلمان
هوش مصنوعی: گردن مردان را ببند تا کشور ترکان را با قدرت بگشایند؛ چون سرزمین دیلمان.
ملک سلیمان ستان سد سکندر گشای
تاج فریدون ربای باج ز قیصرستان
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف قدرت و ثروت سلطنتهایی میپردازد که در تاریخ وجود داشتهاند. به نوعی بیان میکند که در این دوران، سلطنتها و شخصیتهای تاریخی بزرگی همچون سلیمان و اسکندر دارای قدرت و نفوذ بودهاند. همچنین به تفاوتهای بین پادشاهیهای مختلف و دستاوردهای آنها اشاره دارد، به طوری که ظاهراً این سلطنتها سعی در به دست آوردن قدرت و ثروت بیشتری دارند. این تصویر از تاریخ به ما نشان میدهد که رقابت و تلاش برای برتری در بین پادشاهان و امپراتوریها همیشه وجود داشته است.