برگردان به زبان ساده
منت خدایرا که بتایید آسمان
شد روح عقل تازه و شخص کرم جوان
هوش مصنوعی: سپاسگزار خداوند هستم که به تایید آسمان، روح و عقل به شکلی نو و تازه به ما بخشیده و جوانی با ویژگیهای خوب و بااخلاق بر ما نمایان شده است.
منت خدایرا که شد آراسته دگر
هم منبر از فواید و هم مسنداز بیان
هوش مصنوعی: سپاسگزارم از خداوند که این بار منبر و جایگاه سخن، هر دو، به خوبی تزیین شدهاند و از فواید و اندیشههای نیک پر شدهاند.
منت خدایرا که برون آمد از سحاب
خورشید فضل و ماه سخا خواجه جهان
هوش مصنوعی: سپاسگزارم از خداوند که خورشید بخشش و ماه مهربانی از ابرها بیرون آمده است و نعمتهای فراوانی را به جهان ارزانی داشته است.
زین عارضه که نیز مبیناد چشم خلق
یکچند بوده اند زن و مرد اصفهان
هوش مصنوعی: به خاطر این ظاهر زیبایی که دارند، عدهای از مردم اصفهان، هم زن و هم مرد، مدتی به تماشای آن نشستهاند.
با چشم همچو چشمه و روی چو شنبلید
با جان همچو آتش و قد چو خیزران
هوش مصنوعی: چشمانش مانند چشمهای زلال و چهرهاش مانند گل زیبای سنبل است. روحش همچون آتشی پرشور و قدش به نرمی و انعطاف خیزران میماند.
رخ همچو روی کلک و زبان چون زبان شمع
دل همچو چشم سوزن و تن همچو ریسمان
هوش مصنوعی: چهرهات چون قلم زینتبخش و زبانات مانند شمعی روشنیبخش است. دلات همچون چشم سوزن حساس و تنات مانند ریسمانی نازک و لطیف است.
برداشته چو سرو یکی دست بر دعا
بر سجده سر نهاده دگر کس بنفشه سان
هوش مصنوعی: شخصی مانند سرو ایستاده است؛ یک دستش را برای دعا بلند کرده و دست دیگرش را بر زمین گذاشته تا سجده کند. دیگران مانند گل بنفشه در اطرافش هستند.
این همچو صبح سرددم آن بر بسر غبار
این کرده رخ چو آبی و آن اشک ناردان
هوش مصنوعی: این اشعار به توصیف یک صبح سرد و دلگیر پرداخته است. در این صبح، چهرهای که گرد و غبار بر آن نشسته، مانند آبی زلال به نظر میرسد. همچنین، اشکی شبیه به قطرههای ناردان (نوعی میوه) توصیف شده است که نمایانگر احساسات و عواطف عمیق است. به طور کلی، این تصویرسازیها به احساسی از تنهایی و غم در این صبح سرد اشاره دارد.
هم خون ز درد سوخته شد در دل دویت
هم کلک را گداخته شد مغز استخوان
هوش مصنوعی: عذاب و درد در دل عاشق به حدی است که تمام وجودش را سوزانده و به نوعی جانش را تحت تأثیر قرار داده است. در این حال، عشق مانند قلمی داغ و سوزان، همهی وجودش را شکل داده و به او عمق و معانی جدیدی بخشیده است.
عناب سنگدل که همی دفع خون کند
از اشک لعل شست بخون رخ چو ارغوان
هوش مصنوعی: عناب سنگدل که با فشار دادن اشکهایش، خون را دفع میکند، در واقع مانند لعل خوشرنگی است که بر روی چهرهاش به زیبایی و رنگ قرمز ارغوانی میدرخشد.
بیماری و سهر زتنت نر کس و صبا
آن میکشد بدیده و این میکشد بجان
هوش مصنوعی: درد و رنج عشق جان انسان را میگیرد و زیباییهای دلنشین نیز چشمانش را میفریبد و غرق لذت میکند.
آبی زرد روی ترش طبع خاکسار
دل همچو نیل کرده و رخ همچو زعفران
هوش مصنوعی: رنگ آبی و زرد بر روی چهره غمگین و دل شکسته من نمایان شده است؛ دل من مانند نیل آبی و چهرهام همانند زعفران زرد است.
عیسی مریم از پی آن تا کند علاج
صد بار بیش قصد زمین کرد از آسمان
هوش مصنوعی: عیسی نبی، به دنبال درمان مردم، بارها از آسمان به زمین آمد.
ترتیب کرده است زبیت الدوا فلک
از خوشه جو ز صبح سنا و زحمل لسان
هوش مصنوعی: جهان همچون باغی است که با ستارههایش آراسته شده و صبحی روشن آن را در بر گرفته و زبانها از زیباییاش سخن میگویند.
بر هفت هیکل فلکی بر ز پوست شیر
تعویذ مینوشت عطارد زمشک و بان
هوش مصنوعی: عطار به هفت چهره آسمانی، بر پوست شیر، نوشتههایی با نام عطارد و عطر خوش مشکی و بانی مینوشت.
گردون و ان یکاد همی خواند و قل اعوذ
از بهر چشم بد که نیاید بدو زیان
هوش مصنوعی: آسمان و آیات الهی را میخواند و از شر چشمان بد و آسیبها پناه میبرم تا به من ضرر نرسانند.
از آب این عرض جگر چرخ گرم شد
وز رنج این مرض نفس سرد زد خزان
هوش مصنوعی: از تاثیر آب، دل شاداب و سرزنده شد و به خاطر درد و رنجی که کشیدم، روح و نفس من به آرامش و خنکی رسید.
پرسید اندران دو سه روز از قضا قدر
چونانکه باز پرسند از روی سوزیان
هوش مصنوعی: در این مدت کوتاه، گاهی به طوری که از دل سوختگان سوال میکنند، از ارزش و مقدار چیزی پرسیده شد.
کاخر سبب چه بود که از ناگهان چنین
شد روز فضل تیره و شخص کرم نوان
هوش مصنوعی: چرا ناگهان روزی که باید پر از خوبی و مهر باشد، چنین تیره و ناامیدکننده شد؟
دادش جواب کاین خبرت نیست شمه
گشتست خواجه کرم و فضل ناتوان
هوش مصنوعی: برادر، پاسخ این است که تو از این خبر بیخبری. اینجا نشاندهندهی لطف و کرم خداوند است که حتی ناتوانان را در نظر میگیرد.
گفتا قوام دین چه سخن باشد این خموش
خوددل دهد ترا که گشائی بدین دهان
هوش مصنوعی: او گفت: قوام دین چیست؟ این حرفها چه ارزشی دارد؟ اگر قلب خود را آرام نگهداری، متوجه میشوی که با سکوت میتوانی حقیقت را دریابی.
او روح مطلقست و مسلم از ابتلا
او لطف ایزدست و منزه از امتحان
هوش مصنوعی: او ذات و روح مطلق است و مسلم است که لطف و رحمت خداوندی از آزمایش او نشأت میگیرد و او از هرگونه ناپاکی و امتحان دور است.
چون نیست خود کثافت جسمانیی در او
علت پذیر چون شود او اینقدر بدان
هوش مصنوعی: وقتی که در وجود او آلودگیهای جسمی وجود ندارد، چگونه میتواند اینگونه درک کند؟
صد بار بر زبان قدر رفت با قضا
کانشخص پاک جان جهانست و هان و هان
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که بارها و بارها درباره یکی از افراد برجسته و بااخلاق سخن گفته شده است؛ شخصی که پاکی جان او نشانهای از بزرگی و ارزش او در جهان است و لازم است که به او توجه ویژهای شود.
خود رخنه فتاد که تا دامن فلک
عاجز بوند چرخ و کواکب زسد آن
هوش مصنوعی: در اثر وجود یک نقص یا آسیب، تا جایی پیش رفت که حتی آسمان و ستارگان هم توانایی مقابله با آن را نداشتند و عاجز شدند.
آن شاخ باغ دانش و مهر سپهر فضل
آن در بحردین که در افتاد ناگهان
هوش مصنوعی: آن شاخهای که نماد علم و محبت در آسمان فضیلت است، به ناگاه در دریای معنویت فرود آمد.
گر کوکبی ز چرخ معالی غروب یافت
باد از کسوف حادثه خورشید در امان
هوش مصنوعی: اگر ستارهای از آسمان بلند در غروب قرار گیرد، به واسطهٔ کسوف و حادثهای که برای خورشید پیش میآید، در امان خواهد بود.
ور گوهری ز درج معانی در اوفتاد
پاینده باد بحر گهرزای بی کران
هوش مصنوعی: اگر مرواریدی از معنای عمیق بر زمین بیفتد، دریا که پر از جواهر است همیشه پاینده و بیپایان است.
ور گرگ مرگ یک بره بر بود از رمه
پاید بروزگار همانا سر شبان
هوش مصنوعی: اگر مرگ یک بره همانند گرگ از گله دور شود، پس در واقع آن روزگار سرنوشت شبان را رقم میزند.
در تهنیت همی نتوان گفت مرثیت
کز هیچ طبع این دو نزایند توأمان
هوش مصنوعی: در تبریک و خوشحالی نمیتوان گفت که مرگ و اندوه همزمان با هم به وجود نمیآیند، زیرا این دو احساس نمیتوانند با هم از یک طبیعت برخیزند.
ای چشم عقل را شده رای تو چون بصر
وی جسم فضل را شده لفظ تو چون روان
هوش مصنوعی: ای چشم، عقل تو در تصمیم و رأی خود مانند دیدن است، و جسم فضیلت تو نیز مانند روح، به کلام و لفظ تو وابسته شده است.
منت خدایرا که برون آمدی چنانک
یاقوت زاتش و گهر از آب وزرزکان
هوش مصنوعی: سپاسگزارم از خداوند که تو مانند یاقوتی از آتش و مرواریدی از آب نمایان شدی.
بیماری و سهر زتنت نرگس و صبا
این میکشد بدیده و آن میکشد بجان
هوش مصنوعی: این بیت به طور کلی به توصیف حالتی از عشق و دلدادگی میپردازد. اشاره به این دارد که عشق و زیبایی معشوق میتواند فرد را به شدت تحت تاثیر قرار دهد. حس بیماری و ضعف روحی ناشی از عشق، و در عین حال زیباییهای معشوق که بر چشم و جان فرد اثر میگذارد، همگی نشانههایی از قوّت و ضعفهای درونی انسان است که در برابر عشق و زیبایی تسلیم میشود.
زین اندکی حرارت و صفرا تراچه باک
خورشید را حرارت و صفراست بیگمان
هوش مصنوعی: از کمی حرارت و گرما نگران نباش، چرا که خورشید نیز دارای حرارت و گرماست و این موضوع واضح است.
تو شیر بیشه کرمی زان تب آمدت
آری ز تب چه مایه رسد شیر را زیان
هوش مصنوعی: تو همچون شیر جنگل هستی و از شدت حرارت و تب به شدت ضربهای به تو نمیرسد.
تب چون بسوی عرض لطیف تو راه یافت
بروی فتاد لرزه ز سهمت در آنمکان
هوش مصنوعی: وقتی تب به سمت نازکی و لطافت وجود تو حرکت کرد، به خاطر شدت تأثیر تو بر آن مکان، لرزهای بهوجود آمد.
خورشید را کسوف بود ماه را خسوف
لیکن چه نقص شدمه و خورشید را ازان
هوش مصنوعی: دو حالت طبیعی در آسمان وجود دارد؛ یکجا خورشید با کسوف پوشیده میشود و در جای دیگر ماه با خسوف. اما این پدیدهها باعث نمیشوند که خورشید از نور وBrightness خود کم شود. در واقع، این اتفاقات نشاندهندهی ضعف و نقص دیگری نیستند.
ماه آنعزیزتر که نحیفش کند محاق
تیغ آن برنده تر که ضعیفش کند فسان
هوش مصنوعی: ماه زمانی بیشتر ارزشمند و زیبا به نظر میرسد که بخشی از آن توسط سایه محاق پنهان شود. همچنین، شمشیر هر چه تیزتر و برندهتر باشد، وقتی که به چیزی ضعیف و آسیبپذیر برخورد کند، تأثیر بیشتری خواهد داشت.
امروز اسب دولت تو تیزتر رود
کز بند و قید حادثه شد مطلق العنان
هوش مصنوعی: امروز قدرت و موفقیت تو با سرعت بیشتری پیش میرود چون از محدودیتها و مشکلات آزاد شده است.
زیرا که تیغ مهر درخشنده تر بود
چون ازنیام ابر برون آید آنزمان
هوش مصنوعی: زیرا که زمانی که خورشید (مهر) از پس ابرها بیرون میآید، نورش به وضوح بیشتر و درخشانتر دیده میشود.
حقا که بر روان خرد بود و جان فضل
آن بار کز بخار ترا بود بر زبان
هوش مصنوعی: در واقع، آنچه بر زبان میآید از نیکایی و فضلیت ناشی میشود و این به عقل و روح انسان ارتباط دارد. به عبارت دیگر، سخنانی که بیان میشود ریشه در دانش و فضیلت دارد و از عمق وجود برمیخیزد.
هر چند ابر و باد بوقت سخا و بذل
بسیار برده اند خجالت ازین بنان
هوش مصنوعی: با اینکه شرایط سخت و باد و باران باعث شدهاند که بخشش و سخاوت زیادی از بین برود، اما هنوز هم نمیتوان از زحمات و تلاشهای این افراد غافل شد و باید به آنها احترام گذاشت.
لیکن شکر آنکه شد آنرنج منقطع
هم ابر درفشان شد و هم باد زرفشان
هوش مصنوعی: اما شکرگزارم که آن زحمت و ناراحتی که داشتم، برطرف شد و حالا هم باران به خوبی میبارد و هم باد به آرامی میوزد.
خورشید قرص خویش همی درشکست خواست
آندم که خاست طبع ترا اشتهای نان
هوش مصنوعی: خورشید در حال افروختن خود به طریقی است که به نظر میآید میخواهد طبع تو را به یاد نان بیندازد.
از بسکه میروند بمژده ملک بهم
آنک فتاده جاده بر راه کهکشان
هوش مصنوعی: به دلیل وقوع خبرهای خوب و خوش، آنچنان که جادهای باز و گسترده به سمت کهکشان شکل گرفته است.
بر چرخ سعد اکبر کش مشتری است نام
داد از پی بشارت تسبیح و طیلسان
هوش مصنوعی: در آسمان، سیاره مشتری به عنوان نماد خوشبختی و سعادت شناخته میشود و این زمان، زمانی مبارک و پر از بشارت است. این بشارت ممکن است به معنای آرامش و خوشحالی باشد که میتوان در آن زمان به دست آورد.
بر دست سعد ذابح قربان کند فلک
ثور و حمل بشکر چنین نعمت گران
هوش مصنوعی: آسمان هنگام قربانی کردن، بوسیله سعد ذابح، گاو نر و بره را به خاطر این نعمت بزرگ به شکرگزاری میپردازد.
شد چهره مبارک تو زعفران صفت
زیرا همی بخندد ازوجان انس و جان
هوش مصنوعی: چهره زیبای تو مانند زعفران شده است، چرا که به خاطر خوشحالی و سرزندگیات، هم خودت و هم دیگران از این شادی لبخند میزنند.
این رنج را بظاهر منگر زبهر آنک
صد لطف تعبیه است خدا را درین میان
هوش مصنوعی: به ظاهر به رنج و زحمت نگاه نکن، زیرا در دل این مشکلات، نعمتها و خوبیهای زیادی از سوی خداوند وجود دارد.
معصوم نیستند بشر از گناه و بس
کفارت گناه بخواهد تنی چنان
هوش مصنوعی: انسانها از خطا و اشتباه دور نیستند و هرکس باید برای گناههای خود عذرخواهی کند و جبران نماید.
مرد آن بود که روز بلا تازه رو بود
ورنه بگاه شادی ناید ز کس فغان
هوش مصنوعی: مرد واقعی کسی است که در روزهای سخت و دشوار، چهرهای تازه و شجاعانه از خود نشان میدهد؛ زیرا در زمان شادی، هیچکس از غم و درد شکایت نمیکند.
بهر ثواب تیر بلا را سیر شوند
بازوی صبر تو کشد الحق چنین کمان
هوش مصنوعی: برای کسب پاداش، تیر سختیها به سفر میروند و بازوی استقامت تو به حق، مانند کمانی قوی و محکم عمل میکند.
تا آفتاب باشد پاینده ماه و سال
تا جان همی بماند پاینده جاودان
هوش مصنوعی: تا زمانی که آفتاب وجود دارد، ماه و سال نیز برقرار خواهند بود. تا زمانی که جان در تن باشد، جاودانگی ادامه خواهد داشت.
تو آفتاب شرعی بس سال و مه بتاب
تو جان اهل فضلی بس جاودان بمان
هوش مصنوعی: تو مانند خورشید، همیشه درخشان و نورانی هستی و با تابش خود، زندگی و جان اهل فضیلت را جاوید و پایدار میکنی.