برگردان به زبان ساده
باز این چه ظلمتست که در مجمعی چنین
کس را شکیب نیست دریغا قوام دین
هوش مصنوعی: این بیت به وضعیتی اشاره دارد که در یک جمع مهم و تاثیرگذار، فردی تحمل و صبر ندارد. به نظر میرسد که او در میان این تاریکی و مشکلات، از قوام دین و اساس آن نگران است. به طور کلی، این عبارت بیانگر ناامیدی و احساس تاریکی در زمانی است که امید به ثبات و پایداری دین وجود دارد.
عالم شبست و انجم تابان یکان یکان
کو آفتاب مشرق و کو صبح راستین
هوش مصنوعی: جهان شب است و ستارهها یکی یکی درخشان هستند؛ مانند خورشید که در مشرق میتابد و صبح راستین را به ارمغان میآورد.
معشوق اهل عالم و مخدوم روزگار
رفتهست و ما بمانده زهی جان آهنین
هوش مصنوعی: معشوق که در دل همه وجود دارد و مورد توجه و محبت افراد است، اکنون رفته است و ما در این دنیا باقی ماندهایم، با قلبی محکم و مقاوم.
آوخ که رفت آنکه ز جود و وجود او
بازوی دین قوی شد و پهلوی جان سمین
هوش مصنوعی: آه که رفت کسی که وجود و ادب او باعث قوت دین و قدرت روح مردم شد.
سدی شکسته گشت که تا دور روزگار
در گوش طاس چرخ بماند از و طنین
هوش مصنوعی: سدی شکسته شد که صدایش تا دوردستها و در تمام زمانها در گوشت جهان باقی بماند.
منسوخ شد ز لوح کرم آیت امید
معدوم شد ز درج شرف گوهر ثمین
هوش مصنوعی: داستان از این قرار است که امید و آرزوهایی که قبلاً در دل داشتیم، اکنون از بین رفتهاند و دیگر نشانی از آنها باقی نمانده است. به عبارت دیگر، آنچه که برایمان باارزش و مایه افتخار بود، دیگر وجود ندارد و به فراموشی سپرده شده است.
آخر بزاد این شب آبستن و بماند
فرزند شرع در شکم خاک چون جنین
هوش مصنوعی: در نهایت، این شب پر انتظار به پایان رسید و فرزند راستین دین در دل خاک مانند جنینی به دنیا آمد و ماندگار شد.
بنگر که از میانه کرا برد گرگ مرگ
آیا که چون همی کند این گرگ به گزین
هوش مصنوعی: به تماشا بنشین که از میان زخمهای سخت و خطرناک، آیا سرنوشت مرگ به سراغ کسانی میآید که به آسانی انتخاب میکنند.
هم آفتاب مجمع و هم آسمان شرع
هم پیشوای ملت و هم پهلوان دین
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف شخصیتی میپردازد که هم چون آفتاب در میان مردم تأثیرگذار است و هم مانند آسمان، قوانین و اصول دینی را رهبری میکند. او هم راهنمای جامعه است و هم مدافع اصول دین.
جلوت نمای منبر و مجلس فروز جمع
مشکل گشای مسند و چابک سوار زین
هوش مصنوعی: در برابر تو منبر و مجالس درخشانی وجود دارد که مشکلات را حل میکند. تو مانند سوار چابک و ماهری هستی که بر زین نشسته است.
ناهیدگاه خلوت و خورشید روزبار
کیوان به جای منصب و بهرام وقت کین
هوش مصنوعی: ناهید در مکانی آرام و خلوت قرار دارد و خورشید در حال طلوع است. کیوان به جای مقام و قدرت بهرام، زمان انتقام را نشان میدهد.
چونمال دوستروی و چو امید خوشحریف
چون عقل خوب سیرت و چون بخت بهنشین
هوش مصنوعی: هرگاه با دوستی زیبا رویی و امیدی خوش در گفتگو باشی، باید مانند عقل، نیکو رفتار کنی و همواره خوشبختی را در نظر داشته باشی.
آن عارض مبارک و آن روی دلگشای
دیدی که دی چگونه بد امروز بازبین
هوش مصنوعی: شخصی را که خوش آمدید و چهرهاش دلنشین بود، فراموش نکنید. آیا امروز همانطور که دیروز دیدید، هنوز هم همان زیبایی را دارد؟
خواهی که ظرف جمله معانی کنی عیان
ره دور نیست آنک آن چار گز زمین
هوش مصنوعی: اگر میخواهی همه معانی را به وضوح درک کنی، راه دوری در پیش نیست؛ تنها چهار قدم تا حقیقت فاصله داری.
هم گاه لطف آیت یحیی العظام بود
هم وقت حلم نسخت ذوالقوة المتین
هوش مصنوعی: گاهى رحمت و لطف الهى به مانند یحیى، بزرگ و عظیم است و در دیگر زمانها، حکمت و بردباری به مانند ذوالقوه و استوار است.
ای صبح زود خیز چه خفتی چنین دراز
بیگاه گشت خواب برون آی و درنشین
هوش مصنوعی: ای صبح زود، چه خواب سنگینی داری که اینقدر طولانی شده است؟ بیدار شو و به دنیای ما بیایید.
برخی قد و قامت و رفتار چابکت
وآن پای و آن رکابت و آن دست و آستین
هوش مصنوعی: برخی افراد به قد و قامت و رفتارهای نرم و چابک خود اشاره میکنند، همچنین به پای و زین و دست و آستینشان نیز توجه دارند.
برخی آن دو نرگس و آن طاق ابروان
وآن چست پیچههای عمامه بر آن جبین
هوش مصنوعی: برخی از مردم به زیبایی نرگس و ابروان کمان مانند اشاره میکنند و همچنین به پیچشهای زیبایی که در بالای پیشانی وجود دارد.
برخی آن شمایل موزون و لطف و باس
کش چشم چرخ پیر نبیند کسش قرین
هوش مصنوعی: برخی افراد آن خوشنمایی و زیبایی خاص را دارند که چشمهای پیر و آزاده هیچ کس نمیتواند مانند آن را ببیند.
ای دوست خون گری تو و ای خصم زهر خند
زیرا که نه تو شاد بمانی نه او حزین
هوش مصنوعی: ای دوست! تو با خون خدا آمیختهای و ای دشمن! با لبخند زهرآلودت، چراکه نه تو به خوشی میرسی و نه او به اندوه.
احسنت ای قدوم نه این بودمان گمان
شاباش ای فلک نه چنین بودمان یقین
هوش مصنوعی: آفرین بر تو ای دوستان، ما تصور نمیکردیم که این گونه به ما خوشامد بگویند. ما یقین داشتیم که چنین چیزی نخواهد بود.
هان از سفر فرست چنین ارمغانیی
ای کور دل سپهر همین شیوه؟ همچنین؟
هوش مصنوعی: با سلام، آیا از سفر به اینجا چنین هدیهای آوردی؟ آیا واقعاً دل آسمان هم به همین شکل است؟
یکسال در حساب و پس آنگه فذلک ایچ
سالی در انتظار و سرانجام حاصل این
هوش مصنوعی: یک سال زحمت میکشی و پس از آن سالها در انتظار میمانی تا در نهایت به نتیجهای برسی.
ای آه بندگان تو بر هفتمین فلک
و ای اشک دوستان تو دریای هشتمین
هوش مصنوعی: ای ناله و گریهی بندگان تو به آسمان هفتم میرسد و ای اشکهای دوستان تو همچون دریا به وسعت هشتمین آسمان است.
کو آن شهامت و خرد و عقل کاردان
کو آن شجاعت و هنر و رای دوربین
هوش مصنوعی: کجا هستند آن شجاعت و عقل و درک کامل؟ کجا هستند آن هنر و تدبیر و دید دوراندیش؟
افسوس شخص تو که بمردی و عمر تو
بگذشت از الوف و بنگذشت از اربعین
هوش مصنوعی: ای کاش تو زنده بودی و عمرت به پایان نمیرسید؛ عمر تو به سرعت گذشت و روزها و هفتهها از پی هم رفتند.
از ماتم تو جامه دریدهست آسمان
وز حسرت تو طره بریدهست حورعین
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر غم تو لباسهایش را پاره کرده و حورهای بهشتی به خاطر اندوه تو، موهایشان را به اعتراف بر درد تو، کوتاه کردهاند.
زین واقعه فتاد بر اعضای مرگ لرز
زین حادثه فتاد بر ابروی شرع چین
هوش مصنوعی: از این حادثه، بر اعضای بدن مرگ لرزشی پدید آمد و از این واقعه، قانون و دستورها در برابر او به تزلزل افتاد.
شد خم گرفته پشت مروت به شکل نون
شد سر برهنه شین شریعت بسان سین
هوش مصنوعی: چهره مروت خمیده و کمرش به شکل حرف نون درآمده است، در حالی که سرش بیپوشش است و شریعت همچون حرف سین جلوهگری میکند.
بر جان برق آتش و در چشم ابرِ آب
بر فرق باد خاک و در آواز رعد انین
هوش مصنوعی: در جان آتش مانند برقی درخشان وجود دارد و در چشم ابرها، آب جریان دارد. بر روی باد، خاک نشسته و در صدای رعد، نوایی به گوش میرسد.
ای آفتاب از رخ خوب تو قرض خواه
وی آسمان ز خرمن قدر تو خوشه چین
هوش مصنوعی: ای خورشید، از زیبایی چهرهات طلب کمک کن و ای آسمان، از انبار ارزش وجود تو خوشهها را بچین.
رحمت نکرد بر دل تو مرگ زینهار
آری نه نیست مرگ بدین حادثه رهین
هوش مصنوعی: به دل تو رحمتی از مرگ نرسیده است، پس نترس، چرا که مرگ به این ماجرا ربطی ندارد.
مرگ ار فدی قبول کند ما همی خریم
هر موی از تن تو به صد جان نازنین
هوش مصنوعی: ما با تمام وجود آمادهایم که بپذیریم مرگ را، اما حاضر هستیم هر یک از موهای تو را به قیمت جان عزیزمان خریداری کنیم.
تا مادر زمانه بزاید چو تو خلف
ای بس که دور چرخ شهور آرَد و سنین
هوش مصنوعی: تا زمانی که مادر زمانه، فرزندی همچون تو به دنیا آورد، باید بگویم که در گذر زمان، سالها و دورههای مختلفی میآیند و میروند.
اکنون کنند یاد ترا ورد هر زبان
و اکنون کنند نام ترا نقش هر نگین
هوش مصنوعی: اکنون همه زبانها به یاد تو ذکر میکنند و نام تو در هر نگینی نقش بسته است.
ای خاک گنج یافته نیک دار هان
وی چرخ گم شدهست مهی بازجوی هین
هوش مصنوعی: ای خاک پُر ارزش، که به خوبی از درون خود گنجینهای را در بر دارد، و ای آسمان که همچون ماه، گم شدهای را جستجو میکنی، پس دقت کن!
ما غرهایم و تیر فنا هست در کمان
ما غافلیم و شیر اجل هست در کمین
هوش مصنوعی: ما در غرور و خودبزرگبینی به سر میبریم، غافل از این که سرنوشت و ناپایداری، همیشه در انتظار ماست و ممکن است در هر لحظه به ما ضربه بزند.
گر مرگ پنبه میکند از گوش ما برون
تقدیر را بدین نتوان کند پوستین
هوش مصنوعی: اگر مرگ پنبه را از گوش ما خارج کند، سرنوشت نمیتواند پوستینا را تغییر دهد.
با آنکه این قصیده درین حال حادثه
دل را مفرح است و جگر را سکنجبین
هوش مصنوعی: با وجود اینکه این شعر در حال حاضر دلنشین و خوشایند است، اما احساسات و دردهای عمیق درون را نیز تسکین میدهد.
باد این زبان بریده که گویدت مرثیت
تا من کنم ز مرثیه هم مدح و آفرین
هوش مصنوعی: باد به من میگوید که تو را عزاداری کنم، اما من میخواهم در عوض، تو را ستایش کنم و از خوبیهایت بگویم.
دردا و حسرتا که تو رفتی به ریز خاک
تا چند بیت گفتم و این بود خود همین
هوش مصنوعی: ای کاش تو نمیرفتی و این حسرت بر دلم نمانده بود، حالا باید خاک بر سر کنم و به یاد تو شعرهایم را بگویم.
یا رب تو رکن دین را در حفظ خود بدار
او را تو باش تا به ابد حافظ و معین
هوش مصنوعی: خدایا، تو نگهدار اساس دین باش و تا همیشه او را حمایت کن و یار و یاور او باش.
کو را درین سفر همه تعویذ بدرقه
ایاک نعبد آمد و ایاک نستعین
هوش مصنوعی: در این سفر، همه چیز به دعاها و خواستههای الهی وابسته است و ما فقط به تو عبادت میکنیم و از تو یاری میخواهیم.
معصوم دار جان قضات صدور را
از ضرب نائبات زمان تا به یوم دین
هوش مصنوعی: این بیت به موضوع معصومیت و پاکی اشاره دارد و به نوعی از قضاوت و دشواریهای زمان یاد میکند. در واقع، معنای آن میتواند به این صورت باشد که روح و جان قاضیان از آسیبها و مشکلات زمانه محافظت میشود تا در روز قیامت دچار عواقب و سختیها نباشند.
ختم مصائب همه این صعب حادثه
زین سوخته دعا و ز روح الامین امین
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که مشکلات و دردهای زندگی به پایان میرسند و این پایان با دعا و حمایت روحالامین (فرشته وحی) به وقوع میپیوندد. به عبارتی، دعا و کمک معنوی قدرتی فوقالعاده دارند که میتوانند سختیها را برطرف کنند.
این روضه مقدس سیراب لطف دار
یارب به مصطفی و به یارانش اجمعین
هوش مصنوعی: این باغ مقدس را با لطف و کرم خود سیراب کن، پروردگارا، به خاطر محمد(ص) و همه یاران او.