برگردان به زبان ساده
ای بتو چشم مملکت روشن
وی بتو جان مکرمت گلشن
هوش مصنوعی: ای تو که روشنی بخش چشمان سرزمینم هستی، و ای تو که با کرامت خود، زندگی را شاداب و پرگل کردهای.
میر عادل شهاب دین خالص
افتخار ملوک و فخر زمن
هوش مصنوعی: شهاب دین، فرمانروای عادل، افتخاری برای پادشاهان و مایه فخر زمانه است.
ای ز نه شوی چار مادر کون
بنظیرت نگشته آبستن
هوش مصنوعی: ای کسی که از اصل و نسب خویش آگاه نیستی، هیچ مادری مانند تو به دنیا نیامده است.
پیش قدر تو چرخ غاشیه کش
پیش حکمت زمانه مقرعه زن
هوش مصنوعی: تو با ارزش و مقام بزرگی هستی که چرخ فلک به خاطر تو به جلو میرود و زمانه نیز به خاطر حکمت تو به بازی سرنوشت میپردازد.
عقل با نور رای تو کژبین
چرخ با سیر عزم تو کودن
هوش مصنوعی: عقل و تفکر تو به روشنی روشنایی تو است، اما زمانی که تو با عزم و ارادهات به جلو حرکت کنی، عقل در مقابل تو ناتوان و کمفهم به نظر میرسد.
تیغ تو همچو چرخ مردم خوار
خشم تو همچو مرگ مردشکن
هوش مصنوعی: شمشیر تو به اندازهای سخت و جان فرساست که مثل چرخ، مردم را زیر پا میگذارد و خشم تو همانند مرگ، ویرانگر و کشنده است.
لطف و عنف تو می برون آرند
آب از سنگ و آتش از آهن
هوش مصنوعی: محبت و قدرت تو چنان است که میتواند آب را از سنگ و آتش را از آهن خارج کند.
مردمی را زتست خون در رگ
مکرمت را زتست جان در تن
هوش مصنوعی: مردم به خاطر خون و ریشهای که دارند، در زندگی خود نیکویی و بزرگواری را از جان و وجودشان به دست میآورند.
لطف تو همچو آب جان پرور
عنف تو همچو خواب مردافکن
هوش مصنوعی: محبت و مهربانی تو به مانند آب حیاتبخش است، و سختگیری و خشم تو به مانند خواب کشنده و مهلک است.
تا نگشتی تو ضامن ارزاق
حقتعالی نیافرید دهن
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو مسئولیت تأمین روزی و رزق خدا را بر عهده نگرفتهای، دهن هیچکس را نیافریده است.
گر مجسم شود بزرگی تو
در نیابدش چرخ پیرامن
هوش مصنوعی: اگر بزرگی و عظمت تو در دسترس باشد، چرخ و زمان قادر به درک و احاطه بر آن نخواهند بود.
در قبائی چگونه می گنجی
کت جهانی است حشو پیراهن
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که چگونه میتوان یک موضوع بزرگ و گسترده را در چیزی کوچک و محدود جا داد. به نوعی به این اشاره میکند که برخی مسائل یا مفاهیم آنقدر وسیع و عمیق هستند که نمیتوان آنها را در قالبهای کوچک و ساده جا کرد.
خصمت ارچه چو مار در زرهست
همچو ماهیست مرده در جوشن
هوش مصنوعی: اگرچه دشمن تو مانند ماری در زره پوشیده شده است، اما در واقع مانند ماهی مردهای در زره است.
هر سری کاندرو خصومت تست
ننگ دارد ز صحبتش گردن
هوش مصنوعی: هر که با تو دشمنی کند، ننگ دارد که از صحبت او سر بلند کنم.
ای فزون قدرت از تصور وهم
وی برون جاهت از تو هم ظن
هوش مصنوعی: ای کسی که قدرت و توان تو از تصور و خیال فراتر است، جا و مقام تو از هرگونه گمان و برداشت هم بالاتر است.
همچو روحی لطیف در همه جای
همچو عقلی تمام در همه فن
هوش مصنوعی: مانند روحی خوشنفست که در همه جا حضور دارد و مانند عقلی جامع که در همه زمینهها تسلط دارد.
همه عادات تست مستأنس
همه اخلاق تست مستحسن
هوش مصنوعی: تمام عادتهای تو مورد پسند هستند و همه اخلاقهای تو قابل ستایش و نیکو به شمار میآیند.
سطح تو سقف چرخ بل اعلی
رای تو روی عقل بل احسن
هوش مصنوعی: تو همچون سقفی بر بلندی آسمان هستی و رای تو برتر از بهترین عقلهاست.
گفته جودت بآز لاتیأس
گفته عفوت بجرم لاتحزن
هوش مصنوعی: سخن از بخشندگی تو این است که هرگز ناامید نمیشوم، و وقتی میگویی که از گناهان بگذری، هرگز ناراحت نمیشوم.
هست بهر قضیم مرکب تو
چرخ را خوشه ماه را خرمن
هوش مصنوعی: برای قضا و تقدیر، وسیلهات همانند چرخ، خوشا به حال ماه که مانند خوشهای در مزرعه است.
سرورا یک نفس بدستوری
قصه خویش خواهمت گفتن
هوش مصنوعی: ای سرور، میخواهم در یک نفس، داستان خود را برایت بگویم.
بی حضور رکاب اشرف تو
بس بشولیده بود کارک من
هوش مصنوعی: در غیاب تو، همه کارهایم بینظم و آشفته شده بود.
بود از دوری تو دور از تو
روز من تیره سور من شیون
هوش مصنوعی: به خاطر فاصلهای که بین ماست، روزهایم تیره و شبهایم پر از غم و اندوه است.
هدیه بخت نوع نوع بلا
تحفه چرخ گونه گونه حزن
هوش مصنوعی: سرنوشت گاهی خوشحالی و گاهی هم غم را به ما هدیه میدهد، مانند اینکه زندگی با هر چرخش خود، نعمتها و مشکلات مختلفی را به همراه دارد.
شد پراکنده چون بنات النعش
کار کی منتظم چو نجم پرن
هوش مصنوعی: چون ستارگان در شب به هم پیوسته و منظم هستند، کار من نیز به همین صورت است. اما گاه در برخی از زمانها و اوضاع، مانند ستارههای خوشهی «بنات النعش»، پراکنده و نامنظم میشود.
مانده بی برگ همچو گل دردی
گشته ضایع چو شمع در گلخن
هوش مصنوعی: مانند گلی که بیبرگ مانده، دردی را تجربه کردهام که چون شمعی در آتش سوخته، به زوال رسیده است.
دهر ماهی و من در اویونس
اصفهان چاه و من در او بیژن
هوش مصنوعی: در این دنیا تو مانند یک ماه هستی و من در اینجا به مانند یک صیاد در چاه و در درون تو مانند بیژن هستم.
نه مرا جز خیال تو مونس
نه مرا جز جناب تو مأمن
هوش مصنوعی: تنها خیال تو همدم من است و جز وجود تو هیچ پناهگاهی برایم نیست.
نه بمخلص همی رسید امید
نه بچنبر همی رسید رسن
هوش مصنوعی: نه امیدی به وصول برای کسی که در سختی است وجود دارد و نه به راهی که میتواند او را به هدف نزدیک کند.
گر بخندم ملامتست از دوست
ور بگریم شماتت از دشمن
هوش مصنوعی: اگر بخندم، از سوی دوستانم مورد سرزنش قرار میگیرم و اگر بگریم، از دشمنانم مورد تمسخر قرار میگیرم.
آنکه با من چو شیر بامی بود
گشت اکنون چو آب با روغن
هوش مصنوعی: آنکه زمانی با من مانند شیر قوی و پُر انرژی بود، حالا به مانند آب که با روغن ترکیب نمیشود، از من دور و جدا شده است.
نه ز ممدوح هیچ بهروزی
نه ز مخدوم هیچ پاداشن
هوش مصنوعی: نه از طرف کسی که مورد ستایش است، بهرهای به دست میآید و نه از طرف کسی که مورد خدمت قرار میگیرد، پاداشی نصیب میشود.
نعمت این گرسنگی شکم
خلعت آن برهنگی بدن
هوش مصنوعی: این فقر که به آن دچاریم، خود به نوعی نعمت است و به ما کمک میکند تا ارزشهای واقعی زندگی را بشناسیم، مشابه به این که برهنگی بدن ممکن است ما را به سوی زیباییهای معنوی هدایت کند.
در وفا چون گل و گه وعده
همه را خوش زبانی سوسن
هوش مصنوعی: وفا همچون گل است و در وعدهها، همه با زبان شیرین سخن میگویند.
این گه جود، صبر کن آری
وان گه مدح، شاد باش احسن
هوش مصنوعی: در این زمان بخشش را انتظار داشته باش و در زمان ستایش، شاد باش و بهترینها را دریاب.
من با حسنت و شاد باش تهی
خویشتن را نه بینم ایچ ثمن
هوش مصنوعی: من با زیبایی تو خوشحال هستم و در این شادی، خود را تهی از ارزش میبینم.
دوخته خلعت ثنای همه
خود برهنه نشسته چون سوزن
هوش مصنوعی: لباس ستایش از همه را به تن کرده و خود را برهنه نشان میدهد، مانند سوزنی که در نمایش خود به وضوح دیده میشود.
عمر کان وقف مدحشان کردم
آب پیموده ام بپرویزن
هوش مصنوعی: عمرم را صرف ستایش آنها کردهام، همچون آبی که پیمودهام.
عوض مدح چیست طال بقاک
نه ربی باشد این سخن بسخن؟
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به این نکته اشاره میکند که در مقابل ستایش و تعریف از کسی، نگفتن این کلمات به یاد ماندنیتر است. او تاکید میکند که شاید بهتر باشد به جای تمجید، از آن شخص تنها با سکوت و حضور در کنار او یاد شود. در واقع، این سخن نشانگر ارزش و اهمیت وجودی شخص مورد نظر است بدون اینکه نیاز به سخنان ستایشآمیز باشد.
خود گرفتم که قمریم قمری
کرده کوکو نخورده یک ارزن؟
هوش مصنوعی: من خودم را به خوبی شناختم، اما با این حال، پرندهای دیگر که آواز نمیخواند، چطور میتواند چنین حسرتی داشته باشد؟
بس فراخست حرص را میدان
سخت تنگست رزق را روزن
هوش مصنوعی: حرص و طمع افراد معمولاً بسیار زیاد است و در مقابل، وسوسهها و محدودیتهای روزی که در اختیار دارند، کم است. به عبارت دیگر، به رغم این که تمایل به کسب بیشتر وجود دارد، شرایط و فرصتهای واقعی برای تامین آن محدود و تنگ است.
هست در کار کلک و شغل دویت
عطلت دیگ و عزلت هاون
هوش مصنوعی: در کار و فعالیت، سرگرمی و فراغت وجود دارد که همانند دیگ، مشغول به کار است و آرامش و دوری از هیاهو مانند هاون میباشد.
نه توان زیست اینچنین مسکین
نه بشاید گذاشتن مسکن
هوش مصنوعی: نه میتوان به این شکل در فقر و ذلت زندگی کرد، و نه جایز است که در چنین شرایطی سکونت انتخاب کرد.
هست بر پای من دو بند گران
علقت چار طفل و حب وطن
هوش مصنوعی: در پاهای من دو زنجیر سنگین وجود دارد؛ یکی وابستگی به چهار فرزندم و دیگری عشق به میهنم.
بسکه گفتم که سرد باشد سرد
شعر من خاصه در مه بهمن
هوش مصنوعی: به قدری درباره سردی صحبت کردم که شعر من از سردی خاصی برخوردار است، به ویژه در ماه بهمن.
چون بدیدم لقای میمونت
گشتم ایمن زجور این ریمن
هوش مصنوعی: وقتی که دیدم روی خوش تو را، از سختیها و ناراحتیها راحت شدم.
از تو شد چشم بخت من بیدار
بتو شد روز عیش من روشن
هوش مصنوعی: چشم خوشبختی من به واسطه تو بیدار شد و روزهای خوشیام با تو روشن گشت.
تا بود ابلق زمان در تک
تا شود منجل هلال مجن
هوش مصنوعی: تا زمانی که دنیا به حالت ناپایدار و بیثبات است، من نیز به همان اندازه درگیر و پریشان خواهم بود.
توهمی شیر گیر و خصم تو گور
تو فنک پوش و دشمن تو کفن
هوش مصنوعی: تو خود را شجاع و قوی بدان، اما دشمنان تو را در حال بیپناهی و غفلت نمیبینند؛ آنها به تو حمله میکنند و تو را در موقعیتی آسیبپذیر میسنجند.
مدت عمر تو بطول زمان
بسته با دامن ابد دامن
هوش مصنوعی: عمر تو به مدت زمان وابسته است و همانند دامن ابدی گسترده است.
زیر حکمت سپهر گردنکش
رام امرت زمانه توسن
هوش مصنوعی: به زیر سایه عقل و تدبیر آسمان، بر اسب زمانه سوار شدهای و آماده هستی که به خواستهها و دستورات زندگی پاسخ دهی.