برگردان به زبان ساده
چو در نورد دفراش امر کن فیکون
سرای پرده سیماب رنگ آینه گون
هوش مصنوعی: زمانی که در را بهسرعت باز کنی، همهچیز در اطراف به شکل آینهای و زیبا دیده خواهد شد. اینجا به فضایی اشاره دارد که با رنگهای درخشان و ترکیبهای جالب، احاطه شده است.
چو قلع گردد میخ طناب دهر دو رنگ
چهار طاق عناصر شود شکسته ستون
هوش مصنوعی: وقتی که میخِ طنابِ زمان از جا کنده شود، عناصر دنیوی که به دو رنگ تقسیم شدهاند، مانند ستونی میشکنند و از هم جدا میشوند.
نه کله بندد شام از حریر غالیه رنگ
نه حله پوشد صبح از نسیج سقلاطون
هوش مصنوعی: سحرگاه، صبح به زیبایی و روشنی خاصی نمیرسد و شب نیز با پارچهای گرانقیمت و زیبا تزیین نمیشود.
مخدرات سماوی تتق بر اندازند
بجا نماند این هفت قلعه مدهون
هوش مصنوعی: موادی که از آسمان به دست میآیند، میتوانند از بین بروند و دیگر از این هفت قلعه، نشانهای باقی نخواهد ماند.
بدست امر شود طی صحائف ملکوت
بپای قهر شود پست قبه گردون
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که با اراده الهی، صفحات آسمان و ملکوت به کنترل درمیآید و در نتیجه، از اوج و بلندی آسمان به پایین و نیستی سقوط میکند.
عدم بگیرد ناگه عنان دهر شموس
فنا درآرد در زیر ران جهان حرو ن
هوش مصنوعی: ناگهان هستی از دست میرود و زمان به دست تقدیر میافتد، در این میان، نورهای فنا و نابودی زیر پای زندگی پنهان میشوند.
فلک بسر برد اطوار شغل کون و فساد
قمر بسر برد ادوار عادکالعرجون
هوش مصنوعی: زمانه با تلخیها و مشکلاتش سپری میشود و همچنان که ماه در مراحل مختلف خود را میگذراند، انسانها نیز به سختیها و ناملایمات زندگی عادت میکنند.
نه صبح بندد بر سر عمامه های قصب
نه شام گیرد بر کتف حله اکسون
هوش مصنوعی: نه صبح بر روی عمامههای لطیف و نازک سایه میاندازد و نه شب بر روی لباسهای زرق و برقدار مینشیند.
مکونات همه داغ نیستی گیرند
کسی نماند ا زضربت زوال مصون
هوش مصنوعی: تمام چیزها در این دنیا دائماً در حال تغییر و زوال هستند و هیچکس نیست که از آسیبهای ناشی از این تغییرات در امان باشد.
بقذف مهر بر آید ز معده مغرب
چنانکه گوئی این ماهیست و آن ذوالنون
هوش مصنوعی: از دل و جان، ماهی به شکل جالب و زیبایی از مغرب به آسمان میتابد، انگار که این ماه همان موجود شگفتانگیز است که از داستان «ذوالنون» به یاد داریم.
باحتساب ببازار کون تازد قهر
زهم بدرد این کفه های ناموزون
هوش مصنوعی: با توجه به اوضاع بازار، ممکن است قهر و نارضایتی به وجود بیاید و این نابرابریها درد و ناراحتی ایجاد کند.
عدم براند سیلاب بر جهان وجود
چنانکه خرد کند موج هفت چرخ نگون
هوش مصنوعی: عدم، همچون سیلابی بر جهان وجود، میتازد و به قدری قدرت دارد که میتواند حتی هفت آسمان را نیز خراب کند.
شوند غرقه بدو در مکان شیب و فراز
خورند غوطه درو در زمان بوقلمون
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به وضعیت افرادی است که در مکانها و زمانهای مختلف، دچار جاذبه و تأثیرات خاصی میشوند. مانند بوقلمونها که به طرز خاصی تحت تأثیر محیط اطراف هستند و خود را در شرایط مختلف غرق میکنند. به طور کلی، بیانگر این است که انسانها نیز ممکن است تحت تأثیر عوامل مختلف قرار گیرند و در معرض دگرگونیها و چالشها قرار بگیرند.
چهار مادر کون از قضا شوند عقیم
بصلب هفت پدر در سلاله گردد خون
هوش مصنوعی: در اینجا به این نکته اشاره شده است که حتی اگر چهار مادر نتوانند فرزندی به دنیا بیاورند، در عوض از هفت پدر، نسل و خونریزی ادامه پیدا میکند. به عبارت دیگر، شرایط میتواند به گونهای باشد که با وجود موانع، نسل و ادامه زندگی از راههای دیگری برقرار شود.
زروی چرخ بریزد قراضه های نجوم
ززیر خاک برافتد ذخایر قارون
هوش مصنوعی: از آسمان، تکههای نجوم به زمین میافتد و گنجینههای قارون نیز به زیر خاک میرود.
زهفت بحر چنان منقطع شود نم کاب
کند تیمم در قعر چشمه جیحون
هوش مصنوعی: از عمق دریا بهگونهای جدا میشود که در قعر چشمه جیحون، تیمم جایگزین آب میشود.
سپید مهره چواندر دمند بهررحیل
چهار گردد این هر سه ربع نامسکون
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که سپید مهرهها، زمانی که در دست باشند، میتوانند به راحتی تغییر موقعیت دهند و به شکلهای مختلفی درآیند. این تغییرات حرکت و جابهجایی را به تصویر میکشند و مفهوم خاصی به احساسات و حالات درونی میدهند. به طور کلی، این تصویر به بازی و تغییر در زندگی و وضعیتها اشاره دارد.
حواس رخت بدروازه عدم ببرند
شوند لشگر ارواح برفنا مفتون
هوش مصنوعی: اگر توجهت را از جهان خارج کنی و به دنیای غیرمادی بگذری، در آن صورت، روحها و موجودات نامرئی به تو نزدیک خواهند شد و تو را به سوی فنا و عدم جلب میکنند.
چهارماشطه شش قابله سه طفل حدوث
سبک گریزند از رخنه عدم بیرون
هوش مصنوعی: چهار زن حامله و شش زن زایمانکننده، سه کودک تازه به دنیا آمده، از تاریکی عدم به سمت روشنایی و وجود میآیند.
طلاق جویندارواح از مشیمه خاک
ازانکه کفونباشند آن شریف این دون
هوش مصنوعی: روحها از پیوند با بدن خاکی رها میشوند، زیرا وجود آنها از مقام والا و شرافتی برخوردار است که این دنیا نمیتواند آن را حفظ کند.
نمود مرکزغبرا سوی عدم حرکت
چویافت قبه خضرا نورد دورسکون
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به اینکه در اوج سکون و آرامش، مرکز زندگی میتواند حقیقتی را نمایان کند. وقتی به طبیعت نگاه میکنیم، مانند گنبد سبز آسمان که به نظر میرسد در حال گردش است، اما در واقع ثابت و آرام است. این تصویر نشاندهنده معنای عمیق زندگی و جهان در میان جریانها و حرکات بیپایان است.
کمی پذیرنداصناف کارگاه وجود
تهی بمانند اصداف لؤلؤمکنون
هوش مصنوعی: افراد در حرفههای مختلف، در کارگاه وجود، به راحتی فضا و درون خالی خود را میپذیرند، مانند صدفهایی که درونشان مرواریدهای پنهان دارند.
چهارگوشه حد وجود برگیرند
پس افکند بدریای نیستیش درون
هوش مصنوعی: هر چهار گوشهی هستی را در برمیگیرد و سپس در درون دریای ناچیزی میافکند.
نشان پی بنماند زکاروان حدوث
نه رسم ماند و اطلال ونه ره و قانون
هوش مصنوعی: نشان یا علامتی از کاروانی که به تازگی وارد شده است باقی نمانده است؛ نه نشانهای از رسم و عادتهای گذشته و نه خرابهها و آثار ویران شده، و نه حتی راه و قانونی وجود دارد.
کنند رد ودایع بصدمت زلزال
نهان خاک زسرخزاین مدفون
هوش مصنوعی: خزانههای پنهان زیر خاک به وسیلهی زلزلههایی که به وجود میآید، آشکار میشوند و موجودیت و ارزش آنها از زیر زمین نمایان میگردد.
بنفع صور شود مطرب فنا موسوم
برقص و ضرب وبایقاع کوهها مآذون
هوش مصنوعی: موسیقی و رقص به گونهای است که حتی کوهها هم مجاز به شرکت در این شادی و سرور هستند و این شادمانی به دنیای فنا و زوال مربوط میشود.
نه خاک تیره بماند نه آسمان لطیف
نه روح قدس بپاید نه نجدی ملعون
هوش مصنوعی: نه زمین تاریک باقی میماند، نه آسمان آرامش خود را حفظ خواهد کرد، نه روح مقدس ادامه پیدا میکند و نه موجودی منفی و ملعون از نجد دوام خواهد آورد.
همه زوال پذیرند جزکه ذات خدای
قدیم و قادر و حی و مقدر وبیچون
هوش مصنوعی: همه چیزها فانی و زود گذرند، جز وجود خداوند که همیشگی، قادر، زنده، دانا و بینیاز است.
چو خطبه لمن الملک برجهان خواند
نظام ملک ازل باابد شود مقرون
هوش مصنوعی: وقتی که خطبه سلطنت بر جهان خوانده شد، نظام حکومت از آغاز تا ابد به هم پیوسته و مرتبط گردید.
ندا رسدسوی اجزای مرگ فرسوده
که چند خواب فنا گرنخورده ایدافیون
هوش مصنوعی: صوتی به گوش میرسد که از اجزای مرگ فرسوده ندا میدهد؛ آن که شما چندین بار خواب فنا را تجربه نکردهاید، مانند کسی است که افیونی نخورده است.
برون جهند ز کتم عدم عظام رمیم
که مانده بود بمطموره عدم مسجون
هوش مصنوعی: ما از تاریکی ناچیزی به وجود آمدهایم و مانند موجوداتی هستیم که از دنیای عدم به دنیای وجود پا گذاشتهایم، مانند افرادی که در زندان عدم محبوس بودهاند.
همی گراید هرجزوسوی مرکزخویش
که هیچ جزونگردد زدیگری مغبون
هوش مصنوعی: هر چیزی به سوی مرکز خود جذب میشود و هیچ چیزی از دیگری دور نمیشود مگر اینکه در این فاصله ضرر کند.
عظام سوی عظام و عروق سوی عروق
عیون بسوی عیون و جفون بسوی جفون
هوش مصنوعی: استخوانها به سمت استخوانها و رگها به سوی رگها، چشمها به طرف چشمها و پلکها به سوی پلکها میروند.
باقتضای مقادیر ملتئم گردند
نه هیچ جزو بنقصان نه هیچ جزوفزون
هوش مصنوعی: اجزای یک مجموعه باید به طور متناسب و هماهنگ با هم ترکیب شوند، به طوری که نه چیزی از آن کاسته شود و نه چیزی به آن افزوده گردد.
همه مفاصل از اجزای خود شود مجموع
همه قوالب از اعضای خود شود مشحون
هوش مصنوعی: تمامی قسمتهای بدن از اجزای خود تشکیل میشود، و همه شکلها نیز از اعضای خود پر میشوند.
چو خاطری که فراموش کرده یاد آرد
برون زدید بدید آورد بکن فیکون
هوش مصنوعی: وقتی که ذهنی فراموشی را پشت سر گذاشته و دوباره به یاد میآورد، مانند اینکه از درونیات خود خارج شده و به مشاهدهای جدید دست یافته است.
چو دردمند بناقور لشگر ارواح
چو خیل نحل شود منتشر سوی هامون
هوش مصنوعی: وقتی که دلم پر از درد است و احساسم مانند جمعیتی از ارواح میباشد، حس میکنم مانند زنبورهایی هستم که به سوی هامون میروند.
پس آنگهی بثواب و عقاب حکم کنند
بحسب کرده خود هر کسی شود مرهون
هوش مصنوعی: پس از آن، بر اساس اعمال هر فرد، پاداش و کیفر تعیین میشود و هر کس به حسب کاری که کرده، به نوعی به آن اعمال وابسته خواهد بود.
بقصر جسم برآرند باز هودج جان
سواد قالب بار دگر شود مسکون
هوش مصنوعی: در قصر جسم، دوباره هودج جان به قاعدهاش قرار میگیرد و فرم قالب یک بار دیگر آرامش مییابد.
یکی بحکم ازل مالک نعیم ابد
یکی بسر قضا هالک عذاب الهون
هوش مصنوعی: یکی به فرمان خدا تا ابد در نعمت و خوشی است، و دیگری به خاطر تقدیر خداوند در عذاب و سختی به سر میبرد.
هرآنکه معتقدش نیست این بود جاهل
وگر حکیم ارسطالست و افلاطون
هوش مصنوعی: هر کسی که به این موضوع باور ندارد، جاهل است و حتی اگر دانشمندی مثل ارسطو یا افلاطون باشد.