برگردان به زبان ساده
زهی محل رفیعت ز حد و هم بیرون
نهاده گوشه مسند بر اوج نه گردون
هوش مصنوعی: عجب که جایگاه باعظمت تو از تمام حد و اندازهها فراتر رفته و در آن، تنها یک گوشه از نشیمن تو بر بلندی آسمان قرار دارد.
امام مشرق و اقضی القضاه روی زمین
که مثل تو ننماید سپهر آینه گون
هوش مصنوعی: امام در شرق و قاضی اصلی روی زمین است که هیچ کس مانند تو در جهان نمیتواند دیده شود، مانند آینهای که حقیقت را منعکس میکند.
خرد نداند گفتن مناقب تو که چند
فلک نیارد گفتن بزرگی تو که چون
هوش مصنوعی: خرد نمیتواند عظمت ویژگیهای تو را به زبان آورد، چون هیچ آسمانی توانایی بیان بزرگی و عظمت تو را ندارد.
مضای عزم تو دارد نشان تیغ قضا
نفاذ امر تو دارند شعار کن فیکون
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که اراده و تصمیم تو نشاندهنده تأثیر قضا و قدر است و دستورات تو میتوانند به واقعیت تبدیل شوند.
خجل همیشود از عکس رای تو خورشید
عرق همیکند ا زشرم دست تو جیحون
هوش مصنوعی: خورشید همواره از زیبایی چهرهات شرمنده میشود و از این خجالت عرق میریزد، مانند جیحون که از دست تو خجل شده است.
هوای عالم شد معتدل ز عدل تو زان
شدست دولت تو چون بهار روز افزون
هوش مصنوعی: دنیای پیرامون به خاطر عدالت تو به حالت متعادل و خوشایند درآمده است و به همین دلیل، موقعیت و خوشبختی تو مثل بهار، روز به روز بیشتر میشود.
حجر شود ز شتاب تو باد در حرکت
خجل شود ز ثبات تو کوه وقت سکون
هوش مصنوعی: در شدت سرعت تو، سنگ نیز به حالت خمود در میآید و در آرامش تو، کوه از ثبات خود شرمنده میشود.
بروزگار تو فتنه است در شکر خوابی
که خورد گوئی از دست عدل تو افیون
هوش مصنوعی: در زمان تو، هر چه اتفاق میافتد، مانند یک توطئه است. این چنان شیرین و فریبنده است که اگر کسی خوابش برد، گویی که از عدالت تو به خواب رفته و دچار نشئگی شده است.
ز حسن دیده کش تست و بخت بیدارت
که فتنه گردد بر خواب عافیت مفتون
هوش مصنوعی: از زیبایی چشمان تو و بختی که بیدارتر از خواب راحت است، فتنهای به وجود میآید که آرامش را تحت تأثیر قرار میدهد.
ببحر کردم تشبیه دست دربارت
خرد بطعنه مرا گفت الجنون فنون
هوش مصنوعی: به دریا رفتم و با تشبیه دستت در بارگاهت، مرا به طعنه گفتند که جنون انواع و اقسام دارد.
چو بحرکی بود آنکو بیک نفس بخشد
هر آنچه بحر بعمری همیکند مدفون
هوش مصنوعی: اگر کسی مانند دریا باشد، میتواند با یک نفس به دیگران هر چیزی را ببخشد که دریا در طول عمر خود راز نگهداشته است.
اگر چورای تو بودی بر آسمان خورشید
ز جرم خاک نماندی سه ربع نامسکون
هوش مصنوعی: اگر تو در آسمان بودی، مانند خورشید درخشان، به دلیل خاک و زمین هیچ چیزی از تو باقی نمیماند.
وگر بخواهد انصاف تو فرو شوید
دو رنگی شب و روز از سپهر بوقلمون
هوش مصنوعی: اگر بخواهد انصاف برقرار شود، رنگهای شب و روز در آسمان مانند رنگ بوقلمون تغییر خواهند کرد.
سموم قهر تو گر بگذرد سوی تبت
نسیم لطف تو گر دردمد بخاره درون
هوش مصنوعی: اگر خشم تو برطرف شود، مانند نسیم ملایمی که به تبت میوزد، به من لطف خواهی کرد و در دل من آرامش به وجود خواهی آورد.
شود بکوه درون سنگ ریزه پاره لعل
شود بنافه درون مشگ تازه قطره خون
هوش مصنوعی: در دل کوه، سنگ ریزهای به جواهر لعل تبدیل میشود و در عمق مشک، بوی تازهای از خون نمایان میشود.
هر آنسخن که ثنای تو نیست نامطبوع
هر آنقصیده که مدح تو نیست ناموزون
هوش مصنوعی: هر حرفی که درباره تو ستایش نیست، ناخوشایند است و هر شعری که مدح تو را در بر ندارد، ناهماهنگ به نظر میرسد.
چنان نمود که درآفاق حکم تو انصاف
چنان نهاد در اسلام عدل تو قانون
هوش مصنوعی: به گونهای ظاهر شد که در سرتاسر جهان، فرمان تو به انصاف و عدالت برقرار شد، به طوری که در اسلام، اصول و قوانین عدالت تو پیاده شد.
که نه ضعیف همی از قوی شود مظلوم
نه عاجزی شود از جور قادری مغبون
هوش مصنوعی: کسی که ضعیف است، نمیتواند از قوی انتقام بگیرد و قربانی ظلم او شود. همچنین کسی که ناتوان است، نمیتواند از ظلم و ستم فرد قدرتمند آسیب ببیند.
نه جز که تیغ کسی بی سبب شود محبوس
نه جز که غنچه کسی بی گنه شود مسجون
هوش مصنوعی: هیچ کسی بدون دلیل در بند نمیماند، مانند اینکه گل بدون دلیل به زندان نرود.
نه خصم صفرا کرد و نه حرص سودا پخت
ازآنگهی که تو از کلک ساختی معجون
هوش مصنوعی: نه دشمنی زردی به بار آورد و نه حرص سیاه چیزی را تولید کرد، از زمانی که تو با دست خود معجونی آفریدی.
شدست خاطر تو چشم فضلرا انسان
شدست بخشش تو درد فقر را افیون
هوش مصنوعی: به خاطر تو، چشم بخشش و الطاف تو باعث شده است که انسانیت واقعی در وجود انسانها شکوفا شود. بخشش تو مثل دارویی است که درد فقر و نیاز را تسکین میدهد.
ز حال خویش کنون چند بیت خواهم گفت
که شاعرانرا آن هست سنتی مسنون
هوش مصنوعی: اکنون میخواهم چند بیتی بگویم درباره حال خودم، زیرا این کار برای شاعران سنتی معروف است.
منم که تا سخن ا زمدح تو همی رانم
سخن بدست من اندر زبون شدست زبون
هوش مصنوعی: من آن کسیام که هرگاه از تو تعریف میکنم، خودم هم در دام تعریف و تمجید گرفتار میشوم و زبانم به گفتن و بیان زیباییهای تو مشغول میشود.
من از مدیح تو گشتم بشهر در معروف
زوصف لیلی مشهور دهر شد مجنون
هوش مصنوعی: من به خاطر ستایش تو در شهر گشتم و معروف شدم، به گونهای که داستان عشق لیلی در دهر مشهور گشته و مجنون هم شناخته شده است.
بفرمدح تو من اینزمان کسی گشتم
چنان کز ابر شود قطره لؤلؤ مکنون
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر میگوید که برای تو و ستایش تو، آنقدر تحت تأثیر قرار گرفتهام که مانند قطرههای زیبای مروارید از ابرها، از شوق و احساس من خارج میشود. این احساس عمیق و خالص به طور ناگهانی و بیاختیار از درون من بیرون میزند.
چو ذره بودم در سایه مانده بیسر و پای
بآفتاب فرو ناید این سرم اکنون
هوش مصنوعی: در حالت کوچکی و ناپایداری قرار داشتم و در سایهای از دیگران زندگی میکردم. حالا که به حقیقت وجودم پی بردهام، دیگر نمیتوانم در سایه بمانم و به نور حقیقت نمیتوانم بازگردم.
فزود حشمت و جاهم ز خاک درگه تو
چنانکه حرمت ماهی ز صحبت ذوالنون
هوش مصنوعی: او اعتبار و مقامش را از خاک درگاه تو افزون کرده است، مانند احترامی که ماهی به خاطر نزدیکی با ذوالنون پیدا میکند.
بنعمت تو شدست استخوان من محشو
بمدحت تو بود شعرهای من مشحون
هوش مصنوعی: با نعمتهای تو، وجود من پر از جلال و عظمت تو شده است و اشعار من پر از ستایش و تمجید از توست.
چو دست میدهم خدمت چو تو مخدوم
مرا چه باید گشتن بگرد مشتی دون
هوش مصنوعی: وقتی که من دست یاری به سوی تو دراز میکنم، ای بزرگوار، نیازی نیست که به دور و بر افرادی بیارزش نگاه کنم.
همی نخواهم گفتن مدیح کس که نیم
زطبع خویش بمدح دگر کسی مأذون
هوش مصنوعی: نمیخواهم کسی را ستایش کنم، زیرا خودم اجازه ندارم کسی را به مدح بگذارم.
همیشه تا که بود خیمه کبود فلک
معلق ازبر این خاک بی طناب و ستون
هوش مصنوعی: تا وقتی که آسمان به شکل یک خیمه بزرگ و آبی در بالا قرار دارد، این دنیا بدون هیچ نیرویی به مانند طناب و ستونی در تعادل و پایدار خواهد بود.
همی نماید بیضا میان دست سیاه
تن عدوی تو در خاک همره قارون
هوش مصنوعی: در میان دستان سیاه و تاریک، یک سفیدی و روشنی نمایان میشود که نشانهای از دشمنی توست، همراستا با ثروت و تجمل قارون.
ز بخت باد همه التماس تو مبذول
بنجح باد همه اقتراح تو مقرون
هوش مصنوعی: از سرنوشت خود خواهش میکنم که همه آرزوها و تلاشهای تو به ثمر برسد و به نتیجه مطلوب ختم شود.