برگردان به زبان ساده
چون مرا بر رخ خوبت نظر افتاد
آتش عشق توام در جگر افتاد
هوش مصنوعی: زمانی که به چهره زیبای تو نگاه کردم، شعله عشق تو در دل من روشن شد.
پای چون در ره عشق تو نهادم
در سرِ من هوس ترک سر افتاد
هوش مصنوعی: وقتی پایم را در راه عشق تو گذاشتم، تمام آرزوها و خیالهای بیخود از سرم رفت.
جان ز من خواسته ای بر تو فشانم
چون ترا چشم بر این مختصر افتاد
هوش مصنوعی: جانم را به خاطر تو خواستهای و من حاضر شدهام آن را نثار تو کنم، چرا که وقتی چشمات به این امر ناچیز افتاده، احساس کردهام که باید بهترین را برای تو بگذارم.
بر رخم دیده هر آن قطره که بارید
گوهری بود که بر روی زر افتاد
هوش مصنوعی: هر قطرهای که بر رخسار من افتاد، مانند گوهری است که بر روی طلا میدرخشد.
پیش ازین رسم تو دلجویی ما بود
خود چه افتاد که این رسم بر افتاد
هوش مصنوعی: پیش از این، تو عادت داشتی که ما را دلداری بدهی، اما حالا چه شده که این رفتار دیگر وجود ندارد؟
چون گهر رسته دندان تو دیدم
گوهر اشک خودم از نظر افتاد
هوش مصنوعی: وقتی دندانهای تو را مانند گوهر دیدم، اشکهای خودم از یادم رفت.
در چمن سرو چو بالای ترا دید
شد سراسیمه و از پای درافتاد
هوش مصنوعی: در چمن، وقتی سرو را دیدی، مانند کسی که از شدت شگفتی و هیجان به تپش بیفتد، به حالتی مضطرب درآمد و از پای درافتاد.
آمد از طالع خود نیک غریبم
که ترا نزد غریبان گذر افتاد
هوش مصنوعی: به دلیل سرنوشت خوب من، من فردی عجیب و غریب شدهام که تو در میان غریبان به من برخورد کردی.
چون جلال از ازل آمد به جهان مست
لاجرم تا به ابد بی خبر افتاد
هوش مصنوعی: زیبایی و عظمت از ابتدا به جهان وارد شد و به همین خاطر تا ابد، در حالت شگفتی و بیخبر از خود باقی مانده است.