برگردان به زبان ساده
چو سلطان فلک را بار بشکست
مه من ماه را بازار بشکست
هوش مصنوعی: وقتی که سلطان آسمان، بار خود را شکست، ماه من به بازار آمد و خود را نشان داد.
ز شادُرْوان چو گل بیرون خرامید
ز حسرت در دل گل خار بشکست
هوش مصنوعی: وقتی گل شاداب و زیبا از میان شاخ و برگها بیرون آمد و به زیبایی خود ادامه داد، آنچنان دل دیگران را برداشت که حسرت و حسودی در دل آنها ایجاد شد و در پی آن، خار درد و غم از دل گلی دیگر شکسته شد.
شب تاریک شد چون روز روشن
چو سنبل در گل فرخار بشکست
هوش مصنوعی: شب تاریک به روشنی روز و روشنایی شگرفی تبدیل شد، مانند سنبلهای که در لابلای گلهای زیبا شکوفا شده است.
به لب یاقوت را خون در دل افکند
به رخ خورشید را مقدار بشکست
هوش مصنوعی: یاقوت بر لبها حالت خونینی داشت و این نشان میدهد که او خیلی غمگین و ناراحت بود. همچنین در چهرهاش، نوری مانند نور خورشید وجود داشت که کمکم محو میشد.
کمر بربست و سرو از پا درافتاد
کله بنهاد و بدر انوار بشکست
هوش مصنوعی: او کمر خود را محکم کرد و به طور ناگهانی از پا افتاد. سپس سرش را پایین آورد و در پرتو نور شکسته شد.
ز رعنا پیشگی بر قرص خورشید
سر زنجیر عنبربار بشکست
هوش مصنوعی: ز زیبایی و جلوه خاص او، آفتاب از شدت روشنی و درخششش به زنجیری از سنگینترین عطرها شکسته است.
به دور نرگس باده پرستش
درِ خم خانه خمّار بشکست
هوش مصنوعی: در اطراف نرگس که به باده عشق میورزد، در ورودی خانهی شرابفروشی به خاطر این عشق شکسته شد.
به خون اشک رندان خرابات
خمار نرگس خونخوار بشکست
هوش مصنوعی: چشمهای پر از اشک و غم عاشقان در میخانه، خواب را از چشمان افسون شدهی نرگس زیبا گرفت.
سر ناموس عیّاران شبرو
به چین طرّه عیّار بشکست
هوش مصنوعی: عبارت به توصیف یک صحنه از شب و زیباییهای آن میپردازد. در اینجا به نظر میرسد که فردی در حال مشاهدهی حیرتانگیزی است که شاید به معنای لطافت و جذابیت شب و زیبایی آن باشد. اشاره به "طره" به معنای زلف یا موهایی است که در این فضا به طرز خاصی جلوه کردهاند و در واقع زیباییهایی را به تصویر میکشد که بینظیر و شگفتانگیز است. این تصویر خلق شده نشاندهندهی شکوه و زیباییهای طبیعی است که توجه بیننده را جلب میکند.
فراوان توبه پرهیزکاران
که آن جادوگر بیمار بشکست
هوش مصنوعی: بسیاری از توبهکاران وجود دارند که موفق شدند بر مشکلات و موانع غلبه کنند و مشکلات خود را کنار بگذارند.
جلال از توبه کردن کرد توبه
که توبت کرد و دیگربار بشکست
هوش مصنوعی: جلال از توبه کردن بازگشت، ولی با توبهاش آن را شکست و دیگر نتوانست به آن بازگردد.